شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۵۵
تاکتیک روس-ترک، ایران را در میدان سوریه نیمکت‌نشین خواهد کرد؟
کد مطلب : 123072
روس‌ها با دست گذاشتن روی عناوینی همچون غرب ستیزی و غرب هراسی همواره تصمیم گیران سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داده اند، و از طرفی بلافاصله در مواقعی که در تعارض منافع با ایران قرار گرفته اند، تمام آن اشتراکات مورد ادعا فراموش شده و هیچ تضمینی را در باب یک همکاری پایدار ادا نکرده اند.
تاکتیک روس-ترک، ایران را در میدان سوریه نیمکت‌نشین خواهد کرد؟
امید پورعزیز

اخیرا طی قطعنامه پیشنهادی روسیه و‌ترکیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، آتش بس نسبی در سوریه برقرار شده است. این خبر به لحاظ کم شدن درد و رنج مردم سوریه می‌تواند خبری مسرت بخش تلقی شود ولی وقتی این خبر را در کنار اتفاقات جاری در سوریه کنار هم می‌گذاریم، از نظر ژئواستراتژیک چندان هم برای موقعیت ایران در سوریه و در منطقه خوش یمن نخواهد بود. چرا که احتمالا روس‌ها طبق ماهیت همیشگی شان دوباره در لحظات حساس، پشت ایران را خالی کرده و به نوعی با یک ژست ظاهرا قانون مدار و مدافع حقوق بین الملل، ایران را در مورد سوریه در تنگنا خواهند گذاشت. کما اینکه در مورد مناقشه خزر این رویه را تکرار کرده و حتی در زمان جنگ ایران و عراق نیز از تلاش غیرمستقیم برای انزوای ایران ابایی نداشتند. اما ما را چه می‌شود که همیشه در مقابل روس‌ها سرمان بی کلاه می‌ماند و باز هم همان اشتباهات همیشگی را تکرار می‌کنیم.

دلیل اصلی این مسئله در زیرکی و رندی روس‌ها نهفته است، زیرا آنها نقاط حساس متولیان سیاست در ایران را خوب آنالیز کرده اند. روس‌ها با دست گذاشتن روی عناوینی همچون غرب ستیزی و غرب هراسی همواره تصمیم گیران سیاسی ایران را تحت تأثیر قرار داده اند، و از طرفی بلافاصله در مواقعی که در تعارض منافع با ایران قرار گرفته اند، تمام آن اشتراکات مورد ادعا فراموش شده و هیچ تضمینی را در باب یک همکاری پایدار ادا نکرده اند. البته دلیل دیگر این مسئله اینست که روس‌ها نیز می‌دانند که ایران کشوری نیست که همچون سوریه و یا کشورهای آسیای میانه تحت سیطره نظامی و یا استراتژیکی بلامنازع روسیه قرار گیرد و همیشه درصدی از استقلال را برای خویش حفظ می‌کند.

لذا آنها نیز بصورت مقطعی و موقتی با ایران وارد تعامل دوجانبه شده و به محض اینکه منافع شان محقق شده و یا از حیز انتفاع ساقط شد، حتی پیمان محدود و موقت شان را نیز به فراموشی می‌سپارند. البته ایران نیز تا حدودی در مورد مسئله برجام وارد چنین گفتمان محدودی با روسیه شد که اتفاقا تسلط تعیین کنندگی بیشتری نیز داشت ولی برخلاف روس ها، ایرانی‌ها به همان پیمان کوتاه مدت نیز پایبند بوده و بلافاصله بعد از محقق شدن توافقنامه برجام، قرارداد چندین نیروگاه کوچک هسته ایی جدید را با روسیه امضاء کردند. ولی سیاست کاملا متزلزل و گروکشانه روس‌ها با ایران همواره امری تاریخی و انکارناپذیر بوده است.

اما در این بین امری که شاید موضوع را برای ایران حادتر می‌کند مسئله اتحاد بین روسیه و‌ترکیه است.‌ترکیه همواره ایران را رقیب جدی منطقه ایی خود تصور کرده و سعی نموده است در توازن منافع و استراتژی‌ها از قافله عقب نماند.‌ترک‌ها به محض اینکه به این نتیجه رسیدند که اولویت‌های غرب در قبال سوریه همسو با ملاحظات آنها نیست، در یک چرخش استراتژیک و متهورانه به اردوگاه روس‌ها شتافته و با همان ادبیات آشنای چند دهه گذشته شان به تفاهم نسبی با آن‌ها رسیدند.‌ترک‌ها و روس‌ها همواره قادر به معامله دوجانبه باهم بوده اند، و مسلما‌ترکیه چندان تمایلی به شراکتش با ایران در معامله با روسیه ندارد. روس‌ها نیز که تا حدودی به اهدافشان در سوریه رسیده‌اند، دنبال مفری بودند که از تلفات و هزینه هایشان بکاهند و در شرایط یخبندان روابط روسیه و غرب،‌ترکیه اعتباردهنده خوبی به روس‌های غیرقابل پیش بینی در کارزار سیاسی می‌باشد. مسلما دغدغه‌های ایران و روسیه در قبال سوریه چندان در تطابق باهم نبوده و نیست.

مهم‌ترین اولویت ایران حفظ موجودیت و امنیت حزب الله لبنان و حفظ سدی در مقابل اسرائیل می‌باشد، در حالی که اسرائیل شریک استراتژیک روس‌ها بوده و حفظ برتری نظامی و استراتژیکی در دریای مدیترانه و امنیت روسیه و داشتن پایگاهی در کشورهای عربی بعنوان عامل بازدارنده ایی در مقابل اسلام افراطی و همچنین توازن قوا با غرب، مهمترین اولویت‌های روسیه در سوریه می‌باشد، و اما‌ ترک‌ها جدای از سودای کشورگشایی تاریخی، هم دغدغه قوت گرفتن کردها را داشته و هم اینکه درصدد ارتقای سهم خویش در جهان اسلام بوده‌اند. لذا این دغدغه‌های غیر همسو و متعارض عملا پیوند درازمدتی را در قبال سوریه پیش روی این سه کشور نمی‌گذارد و حتی چه بسا‌ترک‌ها و روس‌ها در آینده عملیاتی‌تر بتوانند در سوریه باهمدیگر معامله کرده و عملا ایران را به حاشیه برانند.

ایران علی رغم صرف هزینه‌های انسانی و مادی کلان در سوریه از استراتژی واقع بینانه و درازمدتی در مورد سوریه برخوردار نیست و حتی چه بسا در بده بستان‌های آتی تجزیه سوریه، کاملا به انفعال کشیده شود. بنظر می‌رسد به مرور نقش ایران در سوریه کم رنگ‌تر شده و علیرغم مخاطرات سنگین میدانی عایدات چندان استراتژیکی متوجه ایران نگردد، و این مسئله بازنگری اصولی و جدی را در تدوین استراتژی‌های منطقه‌ایی واقع بینانه و نه شعاری و تکراری را طلب می‌کند.

۱۱
داغ کنید