۷
تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۱۲ ساعت ۱۴:۰۸
کد مطلب : ۷۶۴۰۳
به‌بهانه روز جهاني كارگر؛ فراموش‌شدگان

تنها مكان براي درد و دل كردن او با مردم!

...تراژدي دردناك زندگي او معمولا در روزهاي پاياني هر ماه تشديد مي شود. روزهاي كه ديگر چيزي در بساط ندارد و مجبور است بر خلاف ميل باطني در جلوي دوست و دشمن سر خم كند...
تنها مكان براي درد و دل كردن او با مردم!
حميد نجف *

گروه جامعه: عرق، چين و چروك‌هاي عميق پيشانيش را پر كرده و چهره آفتاب سوخته اش را مرطوب ساخته بود، گهگاهي در حين كار روي به سمت عابران مي گرفت و با حسرت رفت و آمد آنان را تماشا مي كرد. آن روز به جزء نان شب، ذهنش درگير شهريه دانشگاه فرزند هم بود، ديگر روي گفتن كلمه ندارم را، به جگر گوشه اش نداشت. پس از سالها تلاش شبانه روز فقر و تنگدستي رهايش نمي كرد و همچنان چون شبحي مخوف سايه به سايه اش مي آمد.

به مانند بسياري از همقطاران قافيه را باخته بود، دلهره و ترس از نداري چون كابوسي مدام آزارش مي داد، هر چه بيشتر تلاش مي كرد فاصله اش با اهداف ساده زندگيش بيشتر مي شد، به جاي رونق مالي هر سال بخشي از سفره كوچكش كاسته مي شد و او شرمنده تر از گذشته به آينده نا معلوم خود فكر مي كرد، نمي توانست، اما اگر در يد قدرتش بود حتما زمان را نگه مي داشت. چند وقتي است كه ديگر انگيزه سابق را ندارد، نمي داند اين از عوارض پيري است يا افسردگي و يا چيز ديگري اما خوب مي داند كه اين نور در حال خاموشي است.

تراژدي دردناك زندگي او معمولا در روزهاي پاياني هر ماه تشديد مي شود. روزهاي كه ديگر چيزي در بساط ندارد و مجبور است بر خلاف ميل باطني در جلوي دوست و دشمن سر خم كند. در مسير بازگشت به خانه ليست بلند بالاي خريد را نگاهي مي اندازد و اسكناسهاي اندك جيبش را چند بارمي فشارد، اسكناسهاي كه ارزش آن چون شمع در حال آب شدن است وهر روز قدرت خريد او را كم و كمتر مي كند، طبق معمول از خريد بعضي از اقلام بهداشتي و دارويي صرف نظر مي كند و با خريد چند تخم مرغ، اندكي نان و پنير و يك قالب صابون راهي خانه مي شود.

تورم افسارگسيخته چند سال اخير و افزايش ناچيز دستمزدش به تدريج ديوار بلندي بين او و آرزوهايش كشيده، از وعده و وعيدهاي دولتيان بسيار دلخور است و ديگر اعتمادي به سخنان آنان ندارد. حتي تدابير دولت اميد هم نتوانسته اندكي از بار سنگين معيشتي او بكاهد، دولت را بدون تعارف طرفدارنظام سرمايه داري مي داند و افزايش فاصله طبقاتي بين خود و مرفهين جامعه را حاصل سياستهاي غلط اقتصادي، هر روز در مسيررفت و آمد با جولان اتومبيلهاي لوكس چند ميلياردي در خيابانهاي شهر به ياد آه و ناله هاي كارفرماي خود درزمان پرداخت حقوق مي افتد و در دل نيشخندي تلخ مي زند.

تنها جا براي درد و دل كردن او با مردم در صف نانوايي است، آنجا كه مي بيند فشار اقتصادي علاوه بر او اقشار ديگري از جامعه همچون كارمندان، معلمان، پرستاران و غيره را هم نشانه گرفته است، شايد اين، قوت قلبي براي او باشد كه در تحمل اين درد مشترك، خود را تنها احساس نكند. به واسطه شرايط استخدامي و وفور نيروي كارمجبور است با همين حقوق اندك بسازد و تمامي بي احترامي ها و كم لطفي ها را به جان بخرد.

غم سنگيني دارد، اين روزها با نزديك شدن به هفته اش خاطرات تلخ گذشته چون فيلمي سياه و سفيد از ذهنش عبور ميكند و با ياد مشقتهاي گذشته غمش دوچندان ميشود، آن شب با شنيدن شايعه اهدا سبد كالا از سوي دولت در هفته كارگر پس از مدتها با كمي آرامش به خواب رفت، شايعه شيريني كه در اين شرايط بعيد به نظر مي رسد.
* عضو شوراي مركزي حزب اسلامي كار

معند کارگر از اهواز
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴/۰۲/۱۲ ۱۵:۱۸
تنها دلخوشی ما کارگران زحمت کش وبیچاره وزیر با کفایت و ستمدیده کار وامور اجتماعی است که از جنس خودمان است ودرد ما را می داند. من دیروز با گریه های او گریه کردم خانواده ام هم گریه کردند.خدا حفظش کند وبه داد ما کارگران برسد!! (302167)
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴/۰۲/۱۲ ۱۵:۲۲
دکتر ربیعی وزیر کار : کارگر زاده است وخودش در کوره های آجر پزی کار کرده است اگر او بداد ما کارگران نرسد دیگر به هیچکس امیدی نیست!!!! (302168)
نادر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴/۰۲/۱۲ ۲۰:۴۸
وزیر کار چه قدرت و اختیاری قانونی دارد که به او دل امید بسته اید؟اقتصاد مجموعه ای از علوم ,قوانین ,توانایی ها و خواست به عمل آنهاست. (302203)