پایگاه خبری بهار نیوز 16 ارديبهشت 1398 ساعت 6:25 http://www.baharnews.ir/news/177123/حال-این-جامعه-باید-سر-بالین-گذاشت-گریست -------------------------------------------------- عنوان : به حال این جامعه باید سر به بالین گذاشت و گریست! -------------------------------------------------- برای شناخت شخصیت فرد مورد اشاره مجری سیما، چندان نیاز نیست به گذشته دور رجوع كنیم. رائفی‌پور همانی است كه در سال 1396 در حمایت از امیر تتلو در نامه‌ای سرگشاده اعلام کرده بود که به حال تتلو، غبطه می‌خورد زیرا که او معیار تشخیص حق از باطل است! متن : گروه فرهنگ و هنر: قبل از ورود به موضوع خوب است واكنش یكی از مجریان سیما به افترازنی اخیر علی اكبر رائفی پور به یكی از بازیگران زن سینمای ایران، را ببینید و سپس نقد كلی تر ما را بخوانید: ... این فیلم نشان می دهد كه آش آنقدر شور شده كه حتی مجری سیما هم صدایش درآمده كه بس كنید این همه بی اخلاقی و سقوط را. شخص مورد اشاره مجری، رائفی پور است.متولد ۱۳۶۴ یعنی با حدود 35 سن كه به همراه دو-سه نفر دیگر از هم تیپ های فكری و مسلكی خودش، بنا به دلایل نامشخص و مبهمی، طی چند ساله اخیر و در حالیكه بسیاری از اساتید دینی و اخلاق و فرهنگ ایرانی، به دلیل شرایط كشور، گوشه انزوا طلبیده و یا به انزوای اجباری و مهاجرت از كشور روی آورده اند، به یكباره سخنران اعلب مجالس و مناسبت های دینی و اجتماعی شده و همچون یك علامه دهر! درباره همه چیز اظهارنظر می كنند. آنان ایده های عجیب و غریب و بدون سند و پشتوانه علمی ارائه می دهند، به گونه ای كه خود را متخصص همه امور هستی و نیستی! برای برخی از مخاطبان خود جا زده، و به همه منتقدان و فعالان سیاسی، چهره های هنری، ورزشی، جهانی، اقتصادی، شاعران، اساتید و فلاسفه...!! و عقاید و سلایق مختلف مردم تاخته و بعضا بی حرمتی نموده و استهزا روا می دارند، به تازگی هم پرده های حیا دریده و به شكل زننده ای در سخنرانی های خود اقدام به افترازنی های اخلاقی و جنسی می نمایند! برای شناخت شخصیت فرد مورد اشاره مجری سیما، چندان نیاز نیست به گذشته دور رجوع كنیم. رائفی پور همانی است كه در سال 1396 در حمایت از امیر تتلو در نامه ای سرگشاده اعلام کرده بود که به حال تتلو، غبطه می خورد زیرا که او معیار تشخیص حق از باطل است! (خواننده ای هتاك كه چند ماه بعد حتی از شنیع ترین توهین ها به مقدسات دینی مردم هم دریغ نورزید!) همانی است كه همین چند ماه قبل و در آستانه عید باستانی ایرانیان (نوروز) همان جشنی كه بسیارانی از اندیشمندان تاریخ جهان از استثنا بودنش و زیبایی هایش غبطه می خورند به عنوان یک تشریفات بی فایده! یاد می كند و افاضه می دارد که به مناسبت اتفاقی بی معنی یعنی آمدن بهار شکل می گیرد و زمستون میره بهار میاد خب حالا بیاید به درک ! هم اوست که هدف ساخت کارتون های تام و جری و میکی ماوس و والت دیسنی را محبوب کردن یهودی ها می داند و به اعتقادش همه شخصیت های خوب کارتون ها کلاه یهودی دارند! در توهماتش، شلوار جین را برآمده از مفهوم جن و کفش پاشنه بلند را نماد سُم جن دانسته است! همانی كه اخیرا برخی از رسانه های طیف راست، برای معرفی اش از لفظ استاد هم استفاده می كنند! از یادمان نرفته كه او همانی است كه پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا، صراحتا و به با قاطعیت پیش بینی می كرد هیلاری کلینتون پس از اوباما رییس جمهور خواهد شد و مغرورانه و با آب و تاب ویژه خود بیان می کرد چهار سال است در سخنرانی هایش می گوید رئیس جمهوری بعدی آمریکا یک زن است و آمریکایی ها برای بازی با افکار جهانی یک زن را به ریاست جمهوری می رسانند! اما بعدا او هیچگاه حاضر نشد درباره این همه بیراهه گویی و پیش بینی های توخالی اش پاسخ بدهد كه چرا یك زن رییس جمهور نشد، زیرا در همه این سال ها ثابت شده كه امثال او در یك جاده یكطرفه و در یك میدان بی رقیب، همواره فقط یك سخنرانند كه صرفا فن سخنوری را برای موفقیت خود فرا گرفته اند؛ همین! حرفه ای كه البته و اخیرا با میدان داری و وسعت فضایی كه به وی و امثال او داده شده به ابتذال، افترازنی، استهزای عقاید و سلایق طیف های متنوع جامعه، منجر شده و به تازگی هم به هتك و تخریب جنسی هم رسیده است! واقعا درباره شناخت شخصیت فردی كه معیار تشخیص حق از باطلش تتلو است، چه می توان گفت؟ جز اینكه افسوس به حال جامعه ای بخوریم كه تئوریسین هایش شده اند امثال او؟ آنگاه مدام بسیاری از دلسوزان به طور مداوم، طرح پرسش می كنند كه چرا جامعه، مردم و جوانان از اخلاقیات و مذهب و فرهنگ دور شده اند! كه به صراحت باید به آنان گفت: آقایان، از ماست كه بر ماست! از جامعه ای كه حسن عباسی ها و علی اكبر رائفی پورها شده اند ایدئولوگ ها، تئوریسین ها و اساتید اخلاق و دینش، انتظاری بیش از این دارید؟ به حال این جامعه باید سر به بالین گذاشت، زار زد و گریست و عزای عمومی اعلام كرد! وقتی تریبون دارانش كسانی باشند كه شنیع ترین الفاظ را در مجامع عمومی علیه شهروندان این كشور كه شاید تنها جرمشان این است كه همچون اینان نمی اندیشند، بكار می برند، چه انتظاری می توان داشت، جز ترویج بی اخلاقی و سقوط همه فضایل؟ جز این است؟ همانانی كه به عنوان نوستراداموس وطنی نیازی هم به توضیح دادن در مورد ادعاهای واهی و خواب نماشدن هایشان هم نمی بینند! چون هیچگاه توسط نهادهای مسئول به چالش كشیده نشده، كه سهل است روز به روز فراغ بال می یابند لذا در مسیر ناصحیح خود مصرتر هم شده و از این هم بی پرواتر خواهند شد! جای دوری نرویم، خود را نفریبیم، همین بی اخلاقی های تریبون های رسمی است كه جامعه ایران را به سمت و سوی ناكجاآباد بی اخلاقی سوق داده است، عجیبتر اینكه معلوم نیست عقبه صحنه گردانان این پروژه مبهم و حیرت آفرین چیستند و كیستند، اصولا دارای كدامین سابقه و پیشینه ای تحصیلاتی، علمی، دینی، تخصصی و ... هستند كه این گونه براحتی جولان داده، بی اخلاقی را در جامعه بسط می دهند و ایده ها و تزها و پیش بینی های توخالی آن هم در یك مسیر یك طرفه و بدون پاسخگویی و تقبل مسئولیت، ارائه می دهند و هر كس را دلشان بخواهند در آزادی كامل از دم تیغ پرده دری و هتاكی اشان می گذرانند...!؟ تبعات این روش ها و این مسیر كج؛ فقط دامن گیر خود آنان و طرفدارانشان نمی شود كه اگر اینگونه بود چندان غمی نداشتیم، اما چه می توان كرد وقتی می بینیم تبعات این مسیر، گریبان دین، اعتقاد و اخلاق جامعه ایران را گرفته است. تبعاتی بس ناگوار كه ثمراتش را فراروی خود به عینه و بسیار هویدا و ملموس می بینیم! و غمبارتر اینكه با وجود همه این علایم منفی و سیگنال های بس خطرناك، طراحان و صحنه گردانان این نمایش ویرانگر قادرند همچنان و هرگاه اراده كنند در هر كجا عشقشان كشید از مساجد تا مجالس، مراسم، در صدا و سیما و دبیرستان و دانشگاه های كشور و همه حای این ملك سرفراز، تریبون ها انتظارشان را می كشند! و از خود می پرسم كه موطن مولانا، حافط، سعدی، فردوسی، ابن سینا، خیام، شهریار، و ... چگونه جولانگه اینان شده؟ كلید رمز این ماجرا چیست و كجاست؟