پایگاه خبری بهار نیوز 7 فروردين 1399 ساعت 13:46 http://www.baharnews.ir/news/206815/کرونا-همه-بحران-های-قبلی-متفاوت-حکمرانی-ایران-چالش-اساسی-کشید -------------------------------------------------- کرونا شکاف درون ساختار قدرت رادر ایران افزایش می‌دهد عنوان : کرونا با همه بحران‌های قبلی متفاوت است؛ حکمرانی در ایران را به چالش اساسی کشید -------------------------------------------------- متن : گروه سیاسی: به گمان بسیاری از صاحب نظران، ویروس کرونا نارسایی ها و کژکارکردی های نهادی در ایران را بر همگان آشکار کرده است. هر چند در اینکه مقصر این وضعیت چه جریانی است و یا راه حل برون رفت از آن چیست، اختلاف نظر وجود دارد، اما تقریبا هیچ کس در لزوم بازسازی نظام حکمروایی در ایران پسا کرونا تردید ندارد. کرونا با همه بحران های قبلی متفاوت است عباس عبدی، روزنامه نگار - در خصوص آثار سیاسی کرونا به ایرنا پلاس گفت: فقط کرونا نیست که باید آثار سیاسی آن را در نظر بگیریم. اتفاقاتی در گذشته رخ داده است که هنوز مجال بروز آثار سیاسیخود را به دست نیاورده بودند. گویی حکومت ما با هیچ اتفاقی روبرو نبوده است که بخواهد خود را تغییر دهد. چه مساله اعتراضات آبان ماه، چه مساله هواپیما و اعتراضات بعدی و چه انتخابات. گویی هیچ کدام اتفاقی نبود که واکنش مناسبی در مقابل آنها نشان داده شود. درحالی که الزاما باید واکنش هایی به وجود بیاید. از این جهت کرونا این ضرورت را تعمیق کرده است. کرونا به این دلیل که بحرانی فراگیر است و بخش عمده ای از جامعه را درگیر خود کرده است، با تمام بحران های قبلی متفاوت است. این نکته ای کلیدی است و باید مورد توجه قرار بگیرد. باید دید بازیگران چگونه بازی می کنند وی افزود: نکته دیگر این است که چنین اتفاقاتی لزوما نتایجی قطعی ندارد و فرصت هایی است که به وجود می آید و باید دید بازیگران چگونه بازی می کنند و چگونه از این فرصت ها به نفع جامعه استفاده می کنند. شاید این اصل در حوزه اقتصاد و سایر حوزه ها کمتر دیده شود، ولی در حوزه سیاست تقریبا هیچ وقت نمی توان از قطعیت صحبت کرد. آنچه برای ما مهم است، این خواهد بود که این وضعیت چه فرصت هایی برای طرح و برنامه های مفید برای مردم و جامعه ایجاد می کند. این وضعیتشکاف درون ساختار را افزایش می دهد عبدی در خصوص تاثیر کرونا بر ساخت تصمیم گیری در ایران گفت: به نظر من این وضعیت شکاف درون ساختار را زیادتر می کند. همین لحظه در مورد این که متولی این کار چه نهادی خواهد بود، مساله وجود دارد. ابتدا وزارت بهداشت را آوردند، در حالی که بسیار واضح است که شدنی نیست. چین با آن همه قدرت این کار را در بالاترین سطوح خود انجام می دهد. درحالی که فقط یک استان چین با این وضعیت روبرو شد، ولی در ایران مساله ای با این وسعت و این اهمیت را به وزارت خانه ای می سپارند که اساسا متولی امر بهداشت است، نه سیاست و مسائل اجتماعی و امنیت. این وضعیت سه هفته ادامه پیدا می کند و بعد ورود نیروهای مسلح به میدان اعلام می شود و هنوز هم مشخص نیست رابطه این ها با هم چگونه است. انسجام کافی برای مقابله با این بحران وجود ندارد وی ادامه داد: بنابراین تمام این موارد نشان می دهد در ساخت قدرت انسجام کافی برای مقابله با این بحران وجود ندارد و هر چه این بحران عمیق تر می شود، این انسجام کاهش می یابد. بنابراین چاره ای نمی ماند جز اینکه برای این کار طرحی اساسی اجرا شود. کرونا سبب حرکت به سمت سکولاریسم می شود این سیاستمدار اصلاح طلب در خصوص تاثیر کرونا بر وضعیت دینداری در کشور گفت:در حوزه دین، آثار سیاسی بسیار عمیقی به وجود می آید. برداشتی که از اسلام به انقلاب انجامید، چیزی نیست که در این سال های اخیر گفته شده است. اینکه دخیل ببندیم و بیمار ما شفا بگیرد و هیات و روضه خوانی ها و... درکی نیست که در زمان انقلاب از اهداف و رسالت دین داشتیم. این موارد طی فرایندی با پشتوانه قدرت از سال 84 به بعد پررنگ تر شد و به پشتوانه حکومت و دین رسمی جلو آمد. با ماجرای کرونا که از قم پیش آمد،حرکت شتابناکی را به سوی سکولاریسم -اگر نگوییم لائیسیته - شاهد خواهیم بود. این بحثی جدی است. وی افزود: ضمن اینکه یکی از اقشار مهم ایران که علاقه چندانی به وضع و روند موجود ندارد، قشر پزشکان پرستاران و مجموعه بهداشتی - درمانی جامعه است. امروز این بخش بالا آمده و نجات بخش جان مردم و معتبر شده است. بسیاری در این مسیر بیمار و مبتلا شده و فوت کرده اند. بطوری که امروز عنوان شهید هم برای آنها گذاشته شده است و در حقیقت این تلاش آنها و فوت برخی از افراد جامعه بهداشت و درمان، سرمایه اجتماعی قدرتمندی برای آنها ایجاد می کند که در تقابل با ذهنیتی رسمی است که درباره آن حرف زدیم.از نکات جالب این است که از نظر علم میان درمان بیمار و ساختن موشک و خودرو فرقی ندارد ولی برخی از روحانیون،به نام دین بر خلاف امور مهندسی در حوزه پزشکی دخالت می کنند و این حوزه را تبدیل به موضوعی دینی می کنند. مثلا همیشه از شفا یافتن فلان بیمار بر اثر توسل حرف می زنند، ولی از ساخته شدن یک ساختمان به دلیل توسل حرفی نمی زنند. بنابر این هنگامی که این ادعا دچار ابهام شود اتفاق گریز از دین حداکثری نیز رخ خواهد داد. از این رو و به نظر من جایگاه روحانیت در حال آسیب خوردن بود و کرونا نیز ضربه بعدی بود. جایگاه دین و به ویژه دین فقه مدار و دینی که حداکثری است، دچار بحران می شود و یکی از استوانه های سیستمی که در ۱۵ سال گذشته شکل گرفته بود، متزلزل خواهد شد. عملا اصولگرا و اصلاح طلب غایب هستند این پژوهشگر در ادامه در خصوص تاثیر این بیماری بر آرایش نیروهای داخلی سیاست ایران گفت: در حوزه مردم، برداشت من این است که اثرات پیش گفته با همین وضعیت ادامه پیدا می کند. در این اوضاع عملا اصولگرا و اصلاح طلب غایب هستند. به طور مثال آقای قالیباف به عنوان سرلیست اصولگرایان عملا وجود خارجی ندارد. این مساله بی معنی است کسی که در تهران نفر اول است و می خواهد وارد مجلس شود و اوضاع مملکت را درست کند، در این بحران وجود خارجی ندارد. از همه بدتر این است که بخش عمده ای از این افراد وارد خانه ها شده اند و خود را قرنطینه کرده اند تا زنده بمانند. البته اصل قضیه ایرادی ندارد. ولی در صورتی که همه قرنطینه شوند، کشور گردش کار نخواهد داشت و شیرازه امور از بین می رود. مردم چنین چیزی را نمی پذیرند و یک بی اعتباری جدی که در جریان انتخابات خود را نشان داد، از این به بعد ژرف تر و عمیق تر خواهد شد و در فضای عمومی جامعه رسوب می کند و مجلس از آن چه که هست بی اعتبارتر می شود. با تعطیلی مجلس و آنچه که شاهد بودیم و هستیم، به نوعی باید گفت کل نهادها دچار بی اعتباریمزمنی شده اند.وی ادامه داد: من فکر می کنم کرونا به جای اینکه کشورهای جهان را از هم دور کند، آنها را مجبور می کند به هم نزدیک شوند و حتی در داخل ایران نیز نیروهایی را که گمان می کردند همیشه باید با تمام دنیا درگیر شد، مجبور می کند به این نکته توجه کنند که با چنین نگاهی حتی از تامین حداقل های بهداشتی و درمانی خود عاجز هستند. به عقیده من در داخل تلاش هایی برای نزدیکی به نظام بین المللصورت می گیرد و این گرایش تقویت می شود. ما نمی توانیم به عنوان جزیره ای دورافتاده از نظام بین الملل رفتار کنیم. ما باید ضمن حفظ منافع خود با نظام بین الملل تعامل داشته باشیم. کرونا حکمرانی در ایران را به چالش اساسی کشید عباس عبدی همچنین در یادداشتی نوشت:ویروس کرونا، کارایی حکمرانی در ایران را به چالشی اساسی کشیده است. هر رویداد و حادثه ای، آزمونی است برای هر نظام حکمرانی. ولی اپیدمی کرونا واجد ویژگی های منحصر به فردی است که هیچ کدام از آزمون های قبلی واجد مجموعه این ویژگی ها نیستند. تفاوت کرونا با رویدادهای دیگر در این است که کرونا حوصله ندارد که نسبت با آن کم محلی شود یا دیده نشود. اینکه گمان کنیم با نادیده گرفتن آن مسأله حل می شود، چنین نیست. خیلی زودتر از آنچه که انتظار می رفت برای این بحران باید آماده می شدیم. در این نوشته می کوشم که بطور مختصر روند مواجهه با این ویروس را از زاویه ساختار و ویژگی های حکمرانی در ایران شرح دهم. پس از رخداد کرونا در چین باید مسأله را جدی می گرفتیم و تصمیمات مقتضی برای پیشگیری و تست مبتلایان احتمالی و شناسایی و نیز تحت نظر گرفتن و درمان فراهم می کردیم. هیچ کدام را در عمل؛ یا در حد شایسته انجام ندادیم. به همین علت اکنون درست یا نادرست متهم به آنیم که مرکز اشاعه این ویروس هستیم. سعی می کنم که جزییات همه این مراحل را توضیح دهم. پس از بروز بحران کرونا در چین، نخواستیم یا نتوانستیم خود را برای مقابله احتمالی با ورود این ویروس آماده کنیم. این رفتار چند علت داشت. اول اینکه حکومت و دولت در ایران درگیر جدی مسایل گوناگون غیرحاکمیتی است. حتی در حوزه امور حاکمیتی نیز با مشکلات و چالش های گوناگونی مواجه است. بنابراین حوصله پرداختن به مسأله ای را که نه به دار بود و نه به بار بود، نداشت. از سوی دیگر، دولت و حکومت از بس با مسایل روزمره و جزیی درگیر هستند، امکان پرداختن و یا حتی فکر کردن نسبت به مسایل و احتمالات آینده را هم ندارند. به تعبیر دیگر دوست ندارند که گمان کنند احتمالاً در آینده با چنین مسأله ای مواجه خواهند شد، چون می دانند که مشکل بزرگی است، و فکر کردن به آن نیز ترس آفرین است، چه رسد به اینکه بخواهند با آن مواجه شوند. به علاوه حتی حاضر نیستند اقدامات احتیاطی انجام دهند، مثلاً تهیه امکانات و تجهیزات بهداشتی را شروع نمی کنند چون بودجه و پول ندارند. برای تامین این بودجه حتی جایی برای صرفه جویی ندارند. ظرفیت صرفه جویی تمام شده است. کلی هم کسری دارند. برای انجام برخی از اقدامات پیشگیرانه مثل منع تردد میان کشوری، اصلاً آمادگی نداشتیم. کشوری که تحریم است، و به چین بیش از هر جای دیگری نزدیک و نیازمند است و مراوده مالی و کالایی دارد، نمی تواند اقدامات پیشگیرانه انجام دهد- مثلاً پروازها را قطع یا رفت و آمد را محدود کند. در نتیجه باید به روابط خود چون گذشته ادامه دهد، حتی قدری هم چرب ترش کند. دولت و حکومت به دلایل دیگری نیز قادر به اتخاذ یک تصمیم جدی نبودند. چون هر تصمیم جدی و مهم باید با حمایت مردم همراه شود. حمایت مردم نیازمند اعتماد به حکومت است، که در کمترین میزان خود است. شمّه ای از این بی اعتمادی را در انتخابات دیدیم. اجرای چنین سیاستی از طرف حکومت نیازمند حمایت رسانه ای متمرکز و قوی است که نه تنها فاقد آن است بلکه جریان رسانه ای در دست مخالفان و منتقدان است. همچنین نیازمند یک ساختار بوروکراتیک قوی و سلسله مراتبی است که به علت شکاف های درون ساختاری چنین عاملی نیز وجود ندارد. مساله انسجام درون ساختاری برای پیشبرد برنامه ای موفق علیه کرونا خیلی مهم است، به طوری که حتی ممکن است مخالفت های درون ساختاری برای زمین گیر کردن هر سیاستی به تنهائی کفایت کند. در دوره ۴۰ ساله پس از انقلاب هیچگاه تا این حد شکاف درون ساختار حکومت دیده نشده است. شکافی که اولین مانع برای انجام هر اقدام موثری است زمان به سرعت می گذرد و هیچ اقدامی انجام نمی شود. کم کم قراین و شواهد کافی از وجود کرونا از گوشه و کنار کشور به گوش می رسد. رسانه آزاد و مستقلی وجود ندارد که با اطمینان از تبعات اقدامش، خبر رسیدن کرونا را برملا و پیگیری کند. اینجا و آنجا حرف هایی زده می شود ولی نظام اداری و حکومتی معتقدند که اینها توطئه است و می خواهند ما را زمین بزنند. گفته می شود که مرگ ومیرها ناشی از آنفولانزای B است و الان فصل آن است. اگر کسی در این باره خبری بگوید و اصرار کند با او مقابله می شود. انکار پشت انکار. چرا؟ به همان علل پیش گفته. تا اینکه با فوت دو نفر که برادر یکی از آنان پزشک بوده، قضیه آشکار می شود و دیگر قابل کتمان نیست. در این مرحله می کوشند که مسأله را کم اهمیت جلوه دهند. در بحران کرونا معنای واقعی این جمله که زمان طلاست را می توان فهمید. اگر یک ساعت تأخیر شود، فرصت های زیادی از دست می رود. ولی سازوکار توجیه وارد میدان می شود و زمان را از دست می دهند. دیگر برای اتخاذ یک تصمیم مناسب دیر شده است. بدشانسی حکومت این است که ماجرا از قم شروع می شود. جایی که اگرچه استانی است مثل همه استان های دیگر، ولی تصمیم گیری بنیادی درباره این استان بدون جلب رضایت مجموعه ای از نیروها در آن عملاً غیر ممکن است. جلب رضایتی که در عمل تعلیق به محال است، زیرا با مسأله مذهب و نگاه مقامات دینی تلاقی دارد. درست یا نادرست گفته می شود که قرنطینه کردن قم در دستور کار بوده ولی انجام نشده است. برنامه ۲۲ بهمن و انتخابات نیز فرآیند انتشار ویروس را تشدید کرده است. برخی نیروها در پوشش مذهبی در برابر راه حل ها مقاومت می کنند هر چند پس از چند روز آرام می شوند. ولی هنوز تا قرنطینه راه زیادی در پیش است. در این مرحله شکاف جدی میان جامعه و حکومت از حیث درک از اهمیت و ابعاد فاجعه پیش می آید. در حالی که مردم معتقدند ده ها نفر فوت کرده اند، آمار رسمی تعداد اندکی را اعلام می کند. چرا؟ چون آمار رسمی، یعنی آمار ثبتی. و چیزی که ثبت نشود یعنی نیست! ولی آمار مردم آمار شهودی و مشاهده ای است. در نتیجه شکاف میان مردم و حکومت عمیق تر می شود. فرهنگ بی توجهی مردم به رعایت ضوابط بهداشتی، با عدم توان دولت و حکومت در اعمال اقتدار، ترکیب می شوند و ویروس با سرعت منتشر می شود. برای بی اهمیت دانستن ماجرا ستاد مقابله با کرونا به ریاست وزیر بهداشت تشکیل می شود. این تصمیم یعنی، کرونا فقط یک مساله بهداشتی است. سپس در اولین واکنش برای عادی جلوه دادن وضع می گویند از ابتدای هفته شرایط عادی است. بعد که خلاف آن عمل می شود می گویند که هفته بعد اوج آن است و به سرازیری می افتیم، خلاصه کم کم به جایی می رسیم که اکنون قول ۵ هفته بعد را برای رسیدن به اوج داده اند. تصمیمات ناقص و متغیرْ مردم را سرگردان می کند. در برخی مناطق مردم خودشان دست به کار می شوند و جلوی هم صف آرایی جاده ای می کنند. در شرایطی که همه مسئولین باید در میدان باشند، غیب شان می زند و مثل بخشی از مردم خودقرنطینگی را پیشه می کنند تا وجود ذی جودشان برای روزهای پس از کرونا حفظ شود. مدیریت مهم ترین بحران چهار دهه گذشته در سطح وزیر بهداشت متوقف شده است!! همین یک ویژگی برای فهم سطح درک رسمی مواجهه با ماجرا کافی است. شاید این پرسش پیش آید که خوب! چه باید کرد؟ اگر به این فرآیند چند ماهه نگاه کنیم تمامی مشکلات ساختار سیاسی ایران کمابیش در آن دیده می شود. مشکلاتی که نه فقط در بحران کرونا که در همه امور کشور بازتاب دارد و ما را به اینجا رسانده است. این نقایص آثار خود را در همه زمینه ها برجا می گذارد ولی در کرونا با شدت بیشتر و گستره بزرگ تری نمایان شده است. اگر بخواهم تیتروار توضیح دهم به این شرح است: شکاف قدرت و مسئولیت در همه حوزه ها بویژه در زمینه سیاست و مذهب. ضعف شدید سیاست رسانه ای رسمی و ناکارآمدی مفرط صداوسیما و فقدان اعتبار و اعتماد به آن. شکاف درون ساختاری. در دوره ۴۰ ساله پس از انقلاب هیچگاه تا این حد شکاف درون ساختار حکومت دیده نشده است. شکافی که اولین مانع برای انجام هر اقدام موثری است. فقدان حاکمیت قانون افزایش بی اعتمادی مردم به حکومت و شکاف دولت ـ ملت و فقدان امید به آینده نزد مردم عدم توازن در توسعه بخش های گوناگون جامعه و حکومت تحمیل وظایف فراتر از وظایف دولت و حکومت بر دوش آن فقدان سیاست خارجی متوازن با توانایی های کشور عدم استفاده از ظرفیت نیروهای انسانی کشور. برای نمونه مدیریت بهداشت و درمان کشور در خوش بینانه ترین حالت، بازتاب دهنده حتی ۲۰ درصد نیروی انسانی شاغل در این بخش نیست. بیشتر کسانی که امروز در خط مقدم نجات مردم و کشور هستند نماینده ای در ساخت قدرت ندارند و حتی به رسمیت هم شناخته نمی شوند. نمونه اش مواجهه با یک موضوع بسیار ساده کراوات زدن پزشکان. تمامی بخش های دیگر جامعه نیز کمابیش همین وضع را دارند. همه این موارد را به نحوی در حکمرانی و فرآیند نحوه مواجهه با کرونا می توان دید. بدون حل آنها و حداقل گام گذاشتن در این مسیر هیچ اتفاق مثبتی رخ نخواهد داد.