به روز شده در ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ - ۱۸:۰۶
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۱/۱۲ ساعت ۱۱:۳۴
کد مطلب : ۶۸۲۲۲
حضور زنان يك ضرورت براي توسعه افغانستان است

عبدالله: حكومت وحدت ملي عاقلانه‌ترين راه بود

عبدالله: حكومت وحدت ملي عاقلانه‌ترين راه بود
گروه بین الملل- رسانه‌ها: دومين ديدار با دكتر عبدالله عبدالله در كابل يك سال پس از روزهاي حضور وي در رقابت‌هاي نفسگير انتخاباتي رخ داد. اين روزها، مجاهد پيشين و هم‌رزم احمد شاه مسعود جامه رياست اجرايي در دولت وحدت ملي را بر تن دارد. نتيجه انتخابات سال ٢٠١٤ در افغانستان باز هم مانند سال ٢٠٠٩ به شائبه تقلب آميخته بود؛ تقلبي كه عبدالله در سال ٢٠٠٩ ميلادي داعيه‌دار آن بود و به نشانه اعتراض به آن از شركت در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري سر باز زد.

سناريو فوق دوباره در سال ٢٠١٤ ميلادي و در حالي كه ديگر شخص رييس‌جمهور پيشين يعني حامد كرزي مقابل عبدالله در رقابت‌هاي انتخاباتي نبود تكرار شد. اين بار محمد اشرف غني احمدزي برنده اعلام شد و البته ديگر از عقب‌نشيني عبدالله عبدالله خبري نبود. هرچند عبدالله در نخستين گفت‌وگويي كه با وي داشتم پيش‌بيني كرده بود كه تكرار تقلب گذشته و يا گسترده‌تر از آن در اين دور از انتخابات از سوي مردم تحمل نخواهد شد، در اين گفت‌وگو ترجيح داد از تكرار تاريخ گذشته سر باز زده و به جاي سخن گفتن از آنچه در انتخابات گذشت به تاريخ جديدي اشاره كند كه در سايه دولت وحدت ملي رودرروي افغانستان است.

عبدالله از پدري پشتون و مادري تاجيك است. پدرش سناتور انتصابي از استان قندهار در آخرين دور كار شوراي ملي در زمان ظاهر شاه بود. وي دانش‌آموخته رشته پزشكي در دانشگاه كابل است و از سال ١٣٦٤ در جبهه‌هاي جنگ شمال كار در بخش‌هاي پزشكي را دنبال كرد. او خيلي زود در كنار افراد نزديك به شاه مسعود، فرمانده مشهور مجاهدين در پنجشير قرار گرفته و اعتماد او را جلب كرد. عبدالله پس از پيروزي مجاهدين و تشكيل دولت موقت (١٣٧١ تا ١٣٧٥) زماني كه مسعود وزير دفاع بود، در مقام رييس دفتر و سخنگوي وي مشغول به كار بود. در سال‌هاي ١٣٧٥ تا ١٣٨٠ كه دولت به رهبري برهان‌الدين رباني به دليل تسلط طالبان بر كابل در شمال كشور مستقر بود، عبدالله معاون و سرپرست وزارت امور خارجه بود.

دكتر عبدالله نقش قابل توجهي در كنفرانس بن ١ داشت و بر اساس موافقتنامه بن به عنوان وزير امور خارجه اداره موقت تحت رهبري حامد كرزاي تعيين و همين عنوان را در دولت انتقالي هم حفظ كرد. پس از سال ١٣٨٣، عبدالله در كابينه دولت منتخب حامد كرزي حضور نداشته و از كارهاي رسمي كنار گذاشته شد. رييس اجرايي دولت در گفت‌وگوي اختصاصي روزنامه اعتماد كه در منزل شخصي‌اش در كابل انجام گرفت از تقلب در انتخابات گفت و مطالبه‌هاي مردمي كه به او راي دادند. از بحران سياسي و امنيتي گفت كه افغانستان با آن دست و پنجه نرم مي‌كند و چالش‌ها و فرصت‌هايي كه پيش روي دولت وحدت ملي است. متن اين گفت‌وگو به شرح زير است:

سابقه گفت‌وگوي قبلي من با شما به پيش از برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري باز مي‌گردد. در آن زمان هم از شما در خصوص احتمال تقلب در انتخابات سوال كردم و شما ابراز اميدواري كرديد كه تجربه انتخابات ٢٠٠٩ تكرار نشود. با اين‌همه شما در عمر سياسي خود در افغانستان دو بار كانديد انتخابات رياست‌جمهوري شديد و هر دو بار شائبه وقوع تقلب از سوي شما به شكل كاملا جدي مطرح و پيگيري شد. به نظر مي‌رسد هواداران شما پس از اتفاق اخير از سيستم انتخابات در افغانستان نااميد شده‌اند و بسياري اعتقاد دارند كه فردي كه به وي راي داده‌اند به دليل تقلب از ورود به ارگ رياست‌جمهوري محروم شده است. شما شخصا ريشه‌هاي اين بحران انتخاباتي را در چه مي‌دانيد؟
حقيقت اين است كه سيستم انتخاباتي افغانستان از پايه و بنيان به اصلاحات نياز دارد. پايه‌هاي مناسبي براي اين سيستم از ابتدا گذاشته نشده است. بخشي از ايراد كار در سيستم و نحوه برگزاري انتخابات است و بخشي از ايراد هم به افراد و متصديان برگزاري بازمي‌گردد. در سيستمي كه رييس‌جمهور بر روسا و كارمندان اين كميسيون تاثيرگذار است نمي‌توان از اعمال نفوذ حكومت اجتناب ورزيد. سوالي كه ممكن است پيش بيايد اين است كه ما بر اين مسائل و ايرادها وقوف كامل داشتيم پس چرا وارد اين گردونه شديم؟ پاسخ من اين است كه در حال حاضر مساله مهم رسيدگي به مسائل ديگر مملكتي است. در اين مساله شكي نيست كه پاره‌اي از مردم مايوس شده‌اند و دموكراسي در افغانستان صدمه ديد اما كار ادامه دارد و تعهد جدي براي اصلاح سيستم انتخابات و نهادهاي انتخاباتي در موافقتنامه‌اي كه بين ما و رييس‌جمهور وجود دارد ديده مي‌شود. اميدوار هستيم كه پس از تكميل كابينه كار بنيادي در اين خصوص آغاز شود.

فكر مي‌كنيد طرفداران شما كه به دنبال راه‌يابي شخص دكتر عبدالله به ارگ رياست‌جمهوري بودند موافق ائتلاف شكل گرفته ميان شما و رقيب و راه‌يابي شما به سيستم اجرايي در افغانستان به اين سبك و سياق بودند؟
در زماني كه بحث‌ها در خصوص نتيجه انتخابات، رقابت صورت گرفته و حركت‌هاي مدني براي اعتراض به اتفاق رخ داده بسيار داغ بود اكثريت طرفداران ما به دنبال اين بودند كه تيم ما اقدام ديگري به جز ائتلاف انجام دهد. برخي از اين افراد اعتقاد داشتند كه ما بايد از راه‌هاي غيرمعمول زمام امور را در دست بگيريم. اين طرز تفكر هم ريشه در صدمه‌هايي داشت كه احساسات مردم از نتيجه انتخابات متحمل شده بود و البته كه من از ابتدا با چنين رويكردي مخالف بودم. امروز كه افغانستان از آن مرحله حساس و برخوردهاي احساسي عبور كرده است اكثر كساني كه با تعقل به ماجرا نگاه مي‌كنند حركت انجام گرفته و تشكيل حكومت وحدت ملي را با توجه به رقابت‌هاي جدي كه انجام شده و پيچيدگي‌هايي كه انتخابات داشت عاقلانه مي‌دانند.

آخرين پرسش من از شما در مصاحبه نخست اين بود كه اگر در شرايط شركت در ائتلاف با رقيب قرار بگيريد تن به اين شراكت سياسي خواهيد داد يا خير؟ پاسخ شما در آن زمان منفي بود. چه اتفاقي رخ داد كه شما به اين باور رسيديد كه تشكيل دولت وحدت ملي بهترين گزينه براي افغانستان است؟
پس از انتخابات شكاف بسيار جدي در ميان مردم و همچنين سياستمداران ايجاد شده بود. اين فاصله گرفتن‌هاي سياسي و اجتماعي مردم از هم به اندازه‌اي شده بود كه احتمال شكل‌گيري تفرقه‌هاي قومي وجود داشت. در اين شرايط با در نظر گرفتن چالش‌هاي امنيتي كه مملكت با آن مواجه است و همچنين شكنندگي اوضاع بهترين نتيجه‌اي كه مي‌توانستيم از انتخابات به دست آوريم همين وضعيت فعلي بود.

توزيع قدرت در دولت وحدت ملي بر مبناي يك توافق سياسي صورت گرفت. مكانيزم تعامل دو مسوول ارشد دولت وحدت ملي در شرايطي كه خلأ قانوني در اين مورد وجود دارد چگونه تعريف شده است؟ اين خلأ قانوني را تا ايجاد تغييرات لازم درقانون اساسي چگونه بنا داريد از بين ببريد؟
در موقعيت فعلي هم روال طبيعي حكومت داري به سبك و سياقي كه قبلا وجود داشت با چالش‌هايي مواجه است. از نظر قانوني مساله‌اي كه در موافقتامه پيش بيني شده است بر دو سال برگزاري انتخابات لويي جرگه تاكيد داشته و تعديل قانون اساسي تا نظام سياسي افغانستان به گردونه اصلاحات وارد و پست صدارت اجرايي تعريف شود.

ميان ديدگاه‌هاي انتخاباتي شما و آقاي اشرف غني احمدزي اختلاف‌هاي بسياري وجود داشت. با توجه به اين اختلاف‌ها، عمر دولت وحدت ملي را چگونه پيش بيني مي‌كنيد؟
يك مساله شعارهاي كانديداها در زمان انتخابات است و مساله ديگر ديدگاه‌هاي كلي نسبت به مسائل مملكتي، دولت داري و ملت‌سازي. در همان زمان هم شايد نحوه مطرح كردن قضايا متفاوت بود اما در ديدگاه‌هاي كلان نزديكي وجود داشت. امروز هم كه هر دو با هم در قالب دولت وحدت ملي كار مي‌كنيم چالش‌ها به گونه‌اي نيست كه يك مساله براي رييس‌جمهور چالش و براي رييس اجرايي نباشد. علاوه بر اين تنها در چارچوب كار همزمان و توامان با يكديگر است كه مي‌توان از فرصت‌هاي موجود به نفع مردم افغانستان استفاده كرد. با توجه به واقعيت‌هاي سياسي موجود در افغانستان و صدمه‌هايي كه تطويل زمان اعلام نتيجه انتخابات وارد كرد بايد درصدد جبران آن روزها برآمد. امروز هم ما با شرايط آساني روبه رو نيستم اما به نفع منافع ملي و مردمي است كه دولت وحدت ملي يكپارچه كار خود را ادامه دهد و به نظر من بهترين گزينه هم در شرايط فعلي افغانستان همين است.

معرفي كابينه به مجلس بيش از ١٠٠ روز طول كشيد و در جريان راي‌گيري‌هاي مجلس هم تعدادي از نمايندگان راي مثبت را به دست نياورده‌اند. بسياري تطويل اين دوران را نشانه خوبي براي دولت وحدت ملي نمي‌دانند.
شرايط مشابه افغانستان و شرايطي را كه ما با آن دست و پنجه نرم مي‌كنيم با شرايط هركشور ديگري مقايسه كنيد و سپس به اين نتيجه مي‌رسيد كه بخشي از وقتي كه براي معرفي كابينه گرفته شد همان وقت طبيعي است كه با توجه به شرايط موجود يك ضرورت است. بحث‌هايي در داخل تيم‌ها وجود داشت و همزمان هم بحث‌هايي در ميان دو طرف كه رييس اجرايي و رييس‌جمهور باشند برقرار بود. علاوه بر اين انتخاب افراد به گونه‌اي كه مورد حمايت مردم افغانستان هم باشند و از عهده مسووليت خود برآيند كار آساني نبود. علاوه بر اين بايد براي تشكيل كابينه به اصل شايسته سالاري هم توجه مي‌شد. طبيعتا ما از اينكه معرفي كابينه به درازا كشيد خشنود نبوده و نيستيم. مشكل تازه‌اي هم كه به آن برخورد كرديم مساله عدم موافقت مجلس با برخي كانديداهاست كه اميدوار هستيم راه‌حلي براي رفع اين مشكل هم پيدا شود. به هرحال بايد فضا و شرايطي را كه اين مساله در آن صورت گرفت در نظر داشت و با شروع كار كابينه كه اميدوارم به زودي تكميل شود امكان جبران وقت فوت شده وجود خواهد داشت.

گفته مي‌شود كه دولت جديد در سياست خارجي خود گردش‌هايي را به نسبت دولت حامد كرزاي پيش خواهد برد. گردش‌هايي نظير نزديكي بيشتر به پاكستان و به تبع آن فاصله گرفتن سياسي از هند يا نزديكي به عربستان سعودي. با توجه به سابقه حضور شما در دستگاه ديپلماسي افغانستان، نگاه شما به رابطه كابل با همسايگان كليدي و بازيگران منطقه‌اي چيست؟
پرداختن به بخش‌هايي از سياست خارجي كه چالش‌آفرين بوده از اولويت‌هاي دولت وحدت ملي است. بدون آنكه نام كشور خاصي را قيد كنم بايد بگويم كه افغانستان با برخي كشورها رابطه بسيار دوستانه‌اي دارد و مشكل خاصي در روابط دوجانبه با آنها ندارد و اگر هم مشكل‌هاي كوچكي باشد با گفت‌وگو مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. اما در مواجهه با برخي كشورها ما با مشكلات بسيار جدي روبه‌رو هستيم و اين مساله هم به دليل تاثيري است كه سياست برخي كشورها بر اوضاع افغانستان به خصوص مسائل امنيتي آن مي‌گذارد. اگر در خصوص رفع مشكلات با اينگونه كشورها در چند ماه اخير كوشش‌هاي بسياري صورت گرفته است نمي‌توان با قضاوتي عجولانه اين حركت را به تغيير اساسي در ديد افغانستان نسبت به منطقه و روابط منطقه‌اي آن تعبير كرد. مساله اساسي اين است كه در راستاي بهبود رابطه با پاكستان تلاش‌هايي صورت گرفته است و برخي سفرهاي ما كه به كشورهاي فراتر از منطقه هم بوده به نوعي باز با رابطه ما با پاكستان در ارتباط بوده است.

در مصاحبه‌اي كه با حامد كرزاي داشتم ايشان با اشاره به ٢١ بار سفر به پاكستان در دوران رياست‌جمهوري خود تاكيد كردند كه تمام تلاش خود را براي بهبود رابطه با اسلام‌آباد به كار گرفتند اما نتيجه چنداني نداشته است. دولت وحدت ملي براي تنش‌زدايي از اين رابطه و بهبود آن چه مسير متفاوتي از كرزاي را درپيش خواهد گرفت كه به كمك پاكستان به حل مساله طالبان هم منتهي شود؟
حل معضل طالبان به حل يك مساله واحد با يك همسايه در منطقه يا بخشي از روابط خارجي افغانستان وابسته نيست. در اين شكي نيست كه رابطه با پاكستان تاثير بسيار زيادي بر حل اين معضل دارد و كوشش‌هايي هم كه در اين مدت صورت گرفته است از يك طرف به دليل همسايگي افغانستان و پاكستان بوده كه با چالش‌هاي مشترك و فرصت‌هاي مشترك روبه رو هستند و از طرف ديگر مساله طالبان يك فاكتور عمده در روابط ما بوده و هست. براي حل مشكل كارهايي وجود دارد كه بايد در داخل افغانستان انجام گيرد و مسائل مختلفي بايد در اين خصوص در نظر گرفته شود و تنها با يك فاكتور نمي‌توان اين مساله را حل كرد.

از زمان تشكيل دولت وحدت ملي اقدامي براي مذاكره مستقيم يا غيرمستقيم با طالبان انجام شده است؟
اقدامي براي مذاكره مستقيم صورت نگرفته است. برخي كشورها كوشش‌هايي داشته‌اند، به عنوان نمونه جمهوري مردمي چين يك يا دو بار تماس‌هايي با طالبان داشته‌اند اما هنوز نتايجي از آن تماس‌ها به دست نيامده است. در تماس‌هايي هم كه با كشور پاكستان بوده است تاكنون كار عملي در اين خصوص صورت نگرفته است.

چرا چين‌؟
نكته‌اي كه بايد بگويم اين است كه مساله چين تازگي ندارد و در ادامه سياست‌هاي قبلي دولت پيشين افغانستان است. اين درخواست از جانب آقاي كرزي از دولت جمهوري مردمي چين صورت گرفت كه نقش ميانجي با طالبان براي مذاكره را بازي كنند. اساس اين درخواست هم بر مبناي تاثيري بوده است كه چين بر كشور پاكستان دارد. طالبان هم احتمالا به دليل رابطه حسنه ميان چين و پاكستان ميانجي‌گري چين را راحت‌تر مي‌دانند.

ارزيابي شما از سفر اخير وزير امور خارجه ايران به افغانستان چيست؟ آيا توافق عملي در اين سفر ميان دو طرف انجام گرفت؟ ايران در دستگاه ديپلماسي دولت جديد چه جايگاهي را به خود اختصاص داده است؟
سفر آقاي ظريف به افغانستان بسيار موفقيت‌آميز بود و در فضايي بسيار دوستانه و مساعد و مملو از حسن نيت متقابل صورت گرفت. در اين سفر بر محورهاي متفاوت همكاري‌هاي دوجانبه ميان ايران و افغانستان بحث شد؛ البته بنا نبود كه بر مسائل مشخصي هم موافقتنامه‌اي امضا شود. اين سفر نخستين سفر رسمي وزير امور خارجه ايران، پس از شركت معاون اول رييس‌جمهور ايران در مراسم تحليف بود. دو طرف در اين سفر بر ادامه روابط قوي دوجانبه و حسن نيت موجود تاكيد داشتند و از طرف افغانستان هم ما يك بار ديگر به ايران اطمينان داديم كه سياست دوستانه و همسايگي مسالمت‌آميز با جمهوري اسلامي ايران كه اساس سياست خارجي ما را تشكيل مي‌دهد، نه تنها ادامه خواهد يافت بلكه گسترش هم داده خواهد شد.

با تكميل شدن انتقال مسووليت‌هاي امنتي به نيروهاي افغان، مسووليت اين موضوع به‌صورت كامل در اختيار دولت افغانستان قرار دارد در حالي كه به نظر مي‌رسد امكانات شما پاسخگوي نيازهاي موجود نيست. چه برنامه‌اي براي تامين اين نيازمندي‌هاي نظامي خود داريد؟
در فرصتي كه هنوز وجود دارد و جامعه بين‌المللي هم متعهد به ادامه همكاري با ما در اين فرصت و پس از آن هستند بايد بيشترين استفاده صورت گيرد. دو سال و نيم پيش از اين تاريخ حدود ١٥٠ هزار نيروي خارجي مستقر بود، امروز اندكي بيش از ١١ هزار نيروي خارجي در افغانستان حضور دارند. در يك سال گذشته هم بيشترين بار ادامه جنگ بر دوش نيروهاي افغان بوده و نيروهاي ما از يك بار امنيتي بسيار سنگين، نسبتا موفق بيرون آمدند. ما چاره‌اي نداريم جز اينكه در اين خصوص روي پاهاي خود بايستيم و مستقل عمل كنيم كه البته اين امر وقت گير خواهد بود. ادامه همكاري‌هاي بين‌المللي كه تعهدي هم در خصوص آن وجود دارد عامل بسيار مهمي است. همزمان درك واقعيت‌هاي تازه‌اي كه با آن روبه رو هستيم شايد ما را به اين نتيجه برساند كه روي راهكارهاي متفاوت فكر كنيم و نه تنها براتكا كردن به كمك‌هاي بين‌المللي براي تجهيز نيروهاي افغان. در دو سالي كه افغانستان پيش رو دارد مي‌تواند بيشترين استفاده را در تقويت نيروهاي داخلي بكند.

اخيرا اخباري مبني بر ورود داعش به افغانستان و پاكستان يا حمايت تعدادي از جريانات افراطي در دو كشور از داعش مشاهده شده است. آيا امكاني براي حضورداعش در افغانستان مي‌بينيد؟دولت وحدت ملي در اين مدت تدبيري براي مقابله با حضور احتمالي داعش در نظر گرفته است؟
در افغانستان به گونه‌اي كه گفته مي‌شود و داعش در ساير مناطق مانند عراق و سوريه فعاليت دارد، در افغانستان ديده نشده و فعاليتي ندارد. مساله‌اي كه اتفاق افتاده اين است كه تعدادي از مردمي كه در وزيرستان مستقر بوده‌اند به همراه بستگان خود به افغانستان كوچ كرده‌اند و اكثر آنها تروريست‌هايي هستند خارجي از كشورهاي آسياي ميانه. اين روند انتقال هنوز هم ادامه دارد و در برخي نقاط افغانستان مستقر شده‌اند. اين افراد با سرمايه هنگفت به افغانستان آمده‌اند و در برخي مكان‌ها بيرق‌هاي طالبان جاي خود را به پرچم‌هاي سياه داده‌اند. اين مساله بسيار تازه است و نيازمند توجه جدي دولت است. يك سناريو اين است كه اين نيروها به سمت افغانستان حركت كرده و از يكي از مرزها خود را به داخل رسانده‌اند و به نام داعش فعاليت خود را آغاز كرده‌اند. سناريو ديگر اين است كه وضعيت آنها در پاكستان نامساعد شده و به سمت افغانستان آمده‌اند. البته اين گروه‌ها عمدتا به گروه‌هاي تروريستي نظير القاعده و ديگر شبه نظاميان تروريست تعلق داشته‌اند و در حال حاضر با بستگان خود به افغانستان كوچ كرده‌اند. اين افراد هرچند با پول فراوان به افغانستان آمده‌اند اما هنوز در محل، اسكان جدي نيافته‌اند در فكر تاثيرگذاري در داخل افغانستان هستند. حضور اين افراد زنگ‌هاي خطر را به صدا درآورده است اما به اندازه‌اي نيست كه داعش در ساير مناطق فعاليت داشته است.

افغانستان بعد از گذشت بيش از يك دهه و برخورداري از كمك همكاران بين‌المللي خود، كماكان با چالش عمده كشت و توليد مواد مخدر مواجه است. چرا اين مشكل با وجود هزينه‌هاي زيادي كه توسط جامعه بين‌المللي در افغانستان براي مقابله با آن انجام شده باقي مانده است؟ با توجه به اينكه اين مساله مشكل مشترك ايران و افغانستان است دولت وحدت ملي چه برنامه‌اي براي مهار يا حداقل كاهش آن دارد؟
اين مساله يك مشكل جهاني است و ما در حد خود براي مهار آن مسووليت داريم. كشورهايي كه مصرف‌كننده هستند و كشورهايي كه نقش ترانزيت را هم ايفا مي‌كنند بايد مسووليت‌هاي خود را به جا آورند. برنامه‌هايي كه تاكنون وجود داشته موفقيت‌آميز نبوده و اين مشكل ادامه پيدا كرده است. راه‌حلي كه بتوان اين موضوع را يك شبه حل و فصل كرد وجود ندارد اما عزم و اراده سياسي قوي وجود دارد. در مهار اين مشكل همكاري‌هاي منطقه‌اي بسيار مهم و همكاري‌هاي بين‌المللي شرط اساسي است. همه بايد براي حل اين مشكل كه جهاني است و مشكل بشريت هم است وظيفه خود را ايفا كنيم.

چه تلاشي براي حضور فعال زنان در كابينه و بدنه اجرايي در دولت وحدت ملي انجام گرفته است؟ بسياري اين حضور را نمايشي دانسته و مي‌دانند.
حضورهاي نمايشي زنان كه پيش از اين هم وجود داشته، ره به جايي نبرده و براي تغيير وضعيت مفيد هم نبوده است. اصل مساله دال بر لزوم حضور زن در جامعه و در عالم سياست و حتي در مسائل اقتصادي بايد در كشور مورد توجه قرار گيرد. اين مساله‌اي است كه كشورهاي جهان سوم و كشورهاي در حال جنگ بيشتر با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند. افغانستان هم برآمده از جنگ و هم در حال جنگ است. پرداختن به اين مساله تنها از منظر سمبليك نيست بلكه حضور زنان يك ضرورت براي جامعه افغانستان و براي توسعه اين كشور است. حضور نسبي زنان فعلا محقق شده است اما نقش زنان در حكومت و حكومت‌داري محدود به سه تا چهار پست در كابينه نخواهد بود.

توليد ثروت و تبديل شدن به چهار راه منطقه از منظر تجارت و ترانزيت واژه‌هايي هستند كه اين روزها از مقامات افغانستان زياد شنيده مي‌شود. چگونه مي‌خواهيد در شرايطي كه هنوز افغانستان با چالش‌هاي عمده امنيتي در محيط داخلي مواجه و تنظيم رابطه با برخي كشورهاي منطقه به‌صورت كامل صورت نگرفته و از طرفي فاقد زيرساخت‌هاي لازم است به اين مهم دست يابيد؟
كار از يك جايي آغاز شده است و يكي از هدف‌هاي كوشش در مسير بهبود رابطه با پاكستان همين امر بوده است. گسترش و استحكام روابط دوستانه در سطح منطقه مي‌تواند بسيار مفيد واقع شود. منطقه ضروريت‌هايي دارد و افغانستان هم در موقعيت جغرافيايي مناسبي در منطقه قرار گرفته است. كشورهاي منطقه نيازهايي به هم دارند كه افغانستان مي‌تواند نقش مهمي در رفع اين نيازهاي دو و چند جانبه ايفا كند. اگر بخواهيم مشكلات امروز افغانستان را معيار تصميم‌گيري‌هاي كلان قرار دهيم بايد درها را بسته و اميدي به فرداي كشور نداشته باشيم. اما اگر از منظر تجربه‌هايي كه كشورهاي متفاوت با شرايط ما داشته‌اند به وضع موجود نگاه كنيم و پتانسيل و ظرفيت‌هاي موجود از موقعيت طبيعي تا منابع طبيعي را مورد بررسي قرار دهيم، وضعيت متفاوت خواهد بود. نياز آسياي ميانه به كالا و انرژي و نقش چين در اين ميان و اين ظرفيت‌ها اين اميدواري را ايجاد مي‌كند كه افغانستان بايد با ديد وسيع‌تري به روابط منطقه‌اي خود بينديشد و از طرف ديگر هم كشورها براي آينده بهتر منطقه و كشور خود فكرهاي بلندمدت‌تري داشته و تاثيرگذاري مثبت هم داشته باشند. شرايط امروز شرايط مطلوبي نيست اما تغيير اين شرايط در مسيري كه همه از آن منتفع شوند غيرممكن نيست.