به روز شده در ۱۳۹۷/۰۹/۲۵ - ۱۹:۵۷
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۱/۲۶ ساعت ۱۷:۱۲
کد مطلب : ۱۴۳۱۸۶

بازار ارز؛ زهرِ امید واهی ...!

صادق صدرایی
با نگاهی به بازار ارز در سال‌های پایانی دولت قبل شاهد افزایش افسارگسیخته نرخ ارز بودیم به طوری که نرخ دلار از حدود ۱۰۰۰تومان به بیش از ۳۵۰۰ تومان افزایش یافت. این افزایش قیمت دلار تاثیر منفی مشخصی بر سایر بازارها گذاشت. مسئولان وقت بر این عقیده بودند که دو موضوع تحریم‌ها و دخالت نهادهای غیردولتی در بازار ارز سبب این نابه‌سمانی شده بود. با تغییر دولت و همچنین رفع بخشی از تحریم‌ها به دلیل توافق هسته‌ای چند سال اخیر با شکلی از ثبات در بازار ارز همراه بود. ثباتی که مسئولان بانک مرکزی را به فکر یکسان‌سازی نرخ ارز نیز انداخت.

اما حالا مدتی است که دیگر خبری از ثبات نسبی در بازار ارز نیست و حتی شاهد آن بودیم که در روز گذشته ارزش یک دلار به ۵۰۰۰ تومان نیز رسید.برخی بر این عقیده‌اند که یکبار دیگر شاهد دخالت مخالفان سیاسی دولت در بازار ارز هستیم اما کسر قابل توجهی از کارشناسان اقتصادی با دیده‌تردید به چنین دیدگاهی می‌نگرند و معتقدند آنچه در بازار ارز می‌گذرد ارتباط مستقیمی با ضعف مفرط تیم اقتصادی دولت و برنامه‌های اقتصادی این تیم دارد. اینکه کدام یک از این دو نگاه واقعی‌تر است با گذشت زمان و به تدریج مشخص خواهد شد اما شاید مهمتر از آنچه در بازار ارز می‌گذرد واکنش مقامات دولتی به این وضعیت شبه بحرانی است.

مسئولان دولت از رییس‌جمهور و مسئولان اقتصادی دولت تا ارگان‌های رسانه‌ای قوه مجریه و تیم رسانه‌ای دولت نوعی بی‌تفاوتی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. شاید نمایان‌ترین مصداق این بی‌تفاوتی و امید واهی و غیرواقعی دادن را بتوان در گفتگوی تلویزیونی رئیس‌جمهور و همچنین نشست خبری او مشاهده کرد. مسئولان دولتی تصور می‌کنند که می‌توان با بی‌توجهی و کوچک جلوه دادن آنچه در بازار ارز و به طور کلی در حوزه‌های مختلف رخ می‌دهد از واقعیت فرار کنند و این در حالی است که تجارب سال‌های دور و نزدیک بارها نشان داده است که این راه مواجهه با مشکلات نه تنها سبب حل و فصل مشکلات نشده بلکه به تعمیق و تشدید آن‌ها کمک کرده است.

شعارهای دهان پر کنی از قبیل «ما می‌توانیم» و یا «امید» هنگامی که تنها به لقلقه زبان مسئولان تبدیل می‌شود و در عملکرد آنان نمودی ندارد نه تنها سبب ایجاد امید و نشاطی در جامعه نمی‌شود بلکه سبب کاهش روزافزون اعتماد ملی به حاکمیت و افزایش شکاف ملت - دولت خواهد شد. به عنوان یک مثال درباره این موضوع اگر در همین بی‌ثباتی‌های مشهود در بازار ارز شاهد آن بودیم که رئیس‌جمهور و تیم اقتصادی دولت با شفافیت و صراحت ناتوانی خود را در مدیریت آن اعلام کرده بودند و دست نیاز خود را صادقانه به سوی مردم دراز کرده بودند قطعاً از حجم این نابه‌سمانی که ظاهراً در حال فراگیر شدن به سایر بازارها هم هست با کمک مردم کاسته می‌شد اما امروز با امید واهی و نمایشی  مسئولان دولتی به مردم شاهد هستیم که نه تنها نرخ ارز کاهش نیافته بلکه این بحران ادامه دار است و از آن خطرناک‌تر اعتماد و اطمینان میان مردم و مسئولان نیز بیشتر از قبل خدشه دار شده است.     
برچسب ها: ارز تحریم شعار