به روز شده در ۱۳۹۷/۰۶/۳۱ - ۱۸:۵۸
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۲۱ ساعت ۱۱:۰۹
کد مطلب : ۱۴۷۰۷۶

عراق؛ ١۵ سال بدون صدام حسین

عراق؛ ١۵ سال بدون صدام حسین
گروه بين‌الملل: جرج دبلیو بوش، رئیس جمهوری وقت آمریکا در نهم آوریل ٢٠٠٣، کمتر از یک ماه پس از آغاز حمله به عراق پیروزی ایالات متحده و متحدان نه چندان پرشمارش را در دومین جنگ خلیج فارس اعلام کرد.

١۵ سال بعد پس از عملیات آزادسازی عراق، این کشور به هیچ وجه حال و روز خوبی ندارد: این گزاره یک داده پیشینی است و احتمالا برخلاف سالهای نخست پس از «آزادسازی عراق» احتیاجی به توضیح و تفسیر ندارد. جنگهای افغانستان و عراق در سالهای ٢٠٠١ و ٢٠٠٣ ،احتمالا مرحله نخست اجرای طرحی بود که بعدها به «خاورمیانه بزرگ» مشهور شد. پروژه جناح نومحافظه کار جمهوریخواهان آمریکا برای «دموکراتیزه» کردن شمال آفریقا و جنوب غرب آسیا و ادغام این منطقه همشیه ناآرام در نظام «پایدار» مالی و سیاسی جهان بود. پروژه خاورمیانه بزرگ آنطور که میدانیم با انتخاب باراک اوباما و خروج نیروهای آمریکایی از عراق و پس از آن تحولات موسوم به بهار عربی، فرجامی پیدا نکرد. اما اشغال عراق و فروپاشی عملی این کشور، تبعات زیادی برای منطقه داشت.
 
حمله به عراق با دو ادعای دروغ آغاز شد؛ رژیم صدام حسین سلاحهای کشتار جمعی ( شیمیایی و بیولوژیک) دارد و با القاعده در ارتباط است. ماهها پیش از حمله اما واشنگتن و لندن میزبان مخالفان بیش از سه دهه دیکتاتوری رژیم بعث و شخص صدام بودند، از احزاب کرد گرفته تا شیعیان. قرار بود عراق دموکراتیک و مرفه پس از سرنگونی صدام حسین، الگویی باشد برای باقی منطقه و نمونه ای باشد از گذار هرچند پرهزینه از یک کشور یاغی و غیرمتعارف به یک دولت عادی.

هدف بعد از عراق، احتمالا جمهوری اسلامی ایران بود. اما دولت غیرنظامی پل برمر و پس از وی دولت موقت ایاد علاوی و حتی تدوین قانون اساسی فدرال هم نتوانست جلوی نفوذ ایران در عراق را بگیرد. ایالات متحده و جمهوری اسلامی برای نخستین بار در سالهای پس از گروگانگیری سفارت، در میدان عراق و برای کاهش شمار حملات نیروهای تحت حمایت ایران به سربازان آمریکایی با یکدیگر مذاکره کردند. سعود الفیصل، وزیر خارجه پیشین سعودی گفت: «واشنگتن عراق را در سینی طلایی گذاشت و به ایران تقدیم کرد.»

با سقوط حکومت صدام حسین و پیگیری سیاست بعثی زدایی در عراق و همزمان با متلاشی شدن دستگاه سرکوب در این کشور، تنشهای قومی و مذهبی بالا گرفت: اسلامگرایان که برای دهه‌ها امکان کوچکترین تحرکی را نداشتند، به بازیگر عمده میدان نبردهای عراق تبدیل شدند، القاعده به این کشور پای گذاشت و ابو مصعب زرقاوی و پیروان پرشمارش با تاسیس «دولت اسلامی در عراق» شالوده تشکیل خلافت داعش را در سالهای بعد پی ریختند.
 
سلسه بمبگذاری‌های عملا بی‌پایان در مناطق عمدتا شیعه نشین حومه بغداد و کربلا و نجف، سالها به خبر ثابت و عملا عادی رسانه‌های جهان تبدیل شد. در سوی دیگر میدان، دولتهای ابراهیم جعفری و به ویژه نوری مالکی آنقدر رویکرد شیعه‌ گرایانه در پیش گرفتند تا بخش عمده ای از شهروندان سنی به حاشیه رانده شده این کشور در سال ٢٠١۴ آغوش خود را در برابر توحش داعش گشودند.

کردستان عراق که سابقه یک دهه خودمختاری دوفاکتو از دولت مرکزی عراق را داشت، با وجود برخورداری از جایگاه دولت خودمختار در قانون اساسی جدید، هیچگاه نتوانست حساب‌هایش را با بغداد تسویه کند. با وجود شکست کامل همه‌پرسی قانون اساسی در سپتامبر ٢٠١٧، ابراز اراده بیش از ٩٠ درصد شهروندان ساکن در اقلیم و کرکوک نشان داد که تمایل به جدایی از دولت مرکزی کماکان به عنوان یک عامل بحرانزا، هرچند سرکوب شده، در سپهر سیاسی عراق زنده خواهد ماند.
برچسب ها: صدام حسین، عراق