به روز شده در ۱۳۹۷/۰۴/۲۸ - ۰۱:۴۵
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۲۶ ساعت ۱۷:۱۶
کد مطلب : ۱۴۷۵۷۸

گم شده ای به نام سرمایه اجتماعی

گروه جامعه: سرمایه اجتماعی از عوامل مهم رشد و پیشرفت به شمار می رود که تنزل و کاهش هر یک از مولفه های آن، کشورها را از اهداف توسعه ای خود دور ساخته و مقدمه ای بر ایجاد بحران و بروز آسیب های اقتصادی- اجتماعی در بخش های مختلف جامعه است.
گم شده ای به نام سرمایه اجتماعی
 سرمایه اجتماعی در قاب تعاریف اندیشمندان علوم اجتماعی به منزله نوعی از سرمایه است که همچون موتور محرکه ای جوامع را به سوی توسعه و پیشرفت برده و ابزاری برای رسیدن به سرمایه های اقتصادی به شمار می رود. این سرمایه که اغلب در کشورهای صنعتی رشد یافته و در سیاست گذاری های خرد و کلان مورد توجه قرار گرفته، به طور معمول در کشورهای در حال توسعه ای چون ایران با چالش هایی روبه رو است که مانع بهره برداری ساختارهای حکومتی از مزیت های آن می شود. اعتماد عمومی، روابط اجتماعی، انسجام و مشارکت از مولفه های اصلی سرمایه اجتماعی هستند که هر یک به تنهایی نقش برجسته ای در ارتقای فرهنگ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایفا می کنند. 

پژوهش های متعدد اجتماعی از تنزل اعتماد عمومی، تضعیف روابط و مشارکت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جامعه ایران خبر می دهند. ظهور و بروز انواع هنجارشکنی های اجتماعی و فرهنگی در سال های اخیر نیز از جریان کم رنگ سرمایه اجتماعی حکایت دارد. در برابر این وضعیت، هشدارهای مسئولان، جامعه شناسان و روانشناسان نسبت به رشد بیگانگی اجتماعی، تنزل روابط اجتماعی، انزوا، نبود امنیت روانی و پشتوانه های اجتماعی را شاهد هستیم. از سویی دیگر خلاء وجود مدلی جامع برای تبیین مفهوم سرمایه اجتماعی از اصلی ترین چالش های موجود در این حوزه است. جامعه ای که در آن اعتماد و مشارکت در همه اشکال خود به سطح پایین تنزل یابد، بدون شک جامعه ای بیمار، سرخورده، منفعل و مملو از آسیب های اجتماعی و اقتصادی خواهد بود چرا که افراد انگیزه ای برای حرکت به سوی پیشرفت نداشته و اهداف کلان برای آنان کم اهمیت یا بی اهمیت جلوه خواهد کرد. 

افول سرمایه اجتماعی اگرچه به شکل مستقیم و غیرمستقیم تمامی سطوح و لایه های جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد، اما به باور کارشناسان آثار سوء و پیامدهای منفی آن زنان را بیش از مردان تهدید می کند. پرسشی که در اینجا مطرح می شود اینکه چرا با چنین وضعیتی روبرو هستیم یا به عبارتی شرایط پیش آمده نتیجه چیست؟در پاسخ به این پرسش باید گفت که غلبه نگاه مردسالارانه در جامعه ایران، زنان را بیشتر از مردان در معرض آسیب های اجتماعی قرار داده است و از سوی دیگر زنان رفته رفته به دایره آسیب هایی چون اعتیاد و قتل که قبایی مردانه به تن دارند، وارد شده اند. در نتیجه این شرایط؛ احساساتی چون تبعیض، بی قدرتی، بی هنجاری و انزوا ایجاد می شود که آسیب های جبران ناپذیری برای زنان به عنوان مادران و دختران جامعه به دنبال خواهد داشت. 

بی توجهی به سرمایه اجتماعی که اعتماد و مشارکت دو شاخص کلیدی آن به شمار می رود؛ ازهم گسیختگی شبکه های اجتماعی، رشد ناهنجاری ها، رواج بی اخلاقی ها، بی هویتی، تضعیف روحیه ملی گرایی، شکاف سیاسی، شکاف اعتماد عمودی و افقی و کاهش وحدت را در پی داشته است. به عبارت کلی، کاهش سرمایه اجتماعی همه جوانب اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را مورد تاثیر قرار می دهد. در یکی دو دهه اخیر اما مفهوم سرمایه اجتماعی و مولفه های آن در کشور به دلایل گوناگون دستخوش تغییراتی نه چندان مطلوب شد. از این رو احیای سرمایه اجتماعی در ردیف توجهات دولت های یازدهم و دوازدهم قرار گرفت که نتیجه آن نیز ترمیم اعتماد عمومی و جلب انواع مشارکت سیاسی بود که نمود عینی آن را در بزنگاه سیاسی انتخابات 92 و 96 شاهد بودیم. 

با وجود این هنوز با میزان مطلوب سرمایه اجتماعی در جامعه ایران فاصله زیادی داریم. این در حالی است که برخی قوانین موجود در برنامه چهارم توسعه با سرمایه اجتماعی مرتبط است. آموزش قانون مداری، فرهنگ سازی برای رعایت نظم و احترام به قانون و آئین شهروندی، ترویج مفاهیم وحدت آفرین، حمایت از تشکل های اجتماعی در زمینه صیانت از حقوق کودکان و زنان، طراحی برنامه های ویژه اشتغال، توانمندسازی و جلب مشارکت های اجتماعی و آموزش های شغلی و مهارت های زندگی بخشی از این قوانین به شمار می روند. شفاف سازی در رابطه میان دولت و مردم، نقش پررنگی در اعتمادسازی دوسویه خواهد داشت؛ امری که در دو دولت اخیر به شکلی جدی مورد توجه مسئولان قرار گرفت و تا اندازه زیادی تحقق یافت. سازمان های مردم نهاد و نهادهای غیررسمی به عنوان یکی از بازوهای فرهنگ ساز در جامعه که در سال های اخیر رشد داشته و تقویت شده اند با ترویج روحیه همکاری، جلب مشارکت های انسان دوستانه و تعریف اهداف جمعی به توسعه سرمایه اجتماعی کمک خواهند کرد. 

غنی سازی سرمایه اجتماعی در کانون خانواده به عنوان موثرترین نهاد در جامعه، از کم هزینه و ساده ترین راهکارهای ارتقای سرمایه اجتماعی است. خانواده با نهادینه سازی روحیه همکاری، مشارکت و همدلی میان فرزندان به صورت غیر مستقیم به تقویت سرمایه اجتماعی کمک خواهد کرد. همکاری میان اعضای خانواده در راستای رسیدن به هدفی مشترک، همان چیزی است که هنگام بزرگسالیِ افراد، از نهاد کوچک خانواده به نهاد بزرگ جامعه انتقال می یابد. همچنین بهسازی روابط اقتصادی و کاستن از چالش های معیشتی مردم ضمن ایجاد رفاه و امنیت روانی به مشارکت اعضا به دستیابی سرمایه اقتصادی منجر خواهد شد چرا که در پسِ امنیت اقتصادی، سرمایه اجتماعی نهفته است که ارتباطی دوسویه با سرمایه اقتصادی دارد و به تقویت آن منجر می شود. با توجه به آنچه گفته شد؛ توجه به مسائل نظری و اجرایی سرمایه اجتماعی و تبیین الزامات دستیابی به توسعه اقتصادی - اجتماعی، موضوعی اساسی بوده که نیاز است از سوی متخصصان مورد پژوهش قرار گرفته و نتایج آن برای به کارگیری در طرح های توسعه ای کشور و اصلاح سیاست ها در اختیار سیاستگذاران قرار گیرد. 
مرجع : ایرنا