به روز شده در ۱۳۹۷/۰۵/۲۳ - ۱۹:۱۱
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۲/۰۱ ساعت ۱۶:۵۶
کد مطلب : ۱۴۸۱۸۹
رابطه ایران و عربستان باید از سر گرفته شود

مصاحبه یك سایت داخلی با علیرضا نوری‌زاده!

گروه سیاسی: سایت داخلی «انتخاب خبر» مصاحبه مشروح خود با علیرضا نوری‌زاده، در باره روابط ایران و عربستان را منتشر كرده كه در نوع خود اقدامی كم سابقه به نظر می‌آید. این سایت در مقدمه انتشار این گفتگو نوشته است: روابط ایران و عربستان هیچ‌گاه در سطح مطلوب برقرار نبوده است. پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، سقوط صدام حسین و بهار عربی به مرور اختلافات میان دو قدرت منطقه‌ای را افزایش دادند. بارها منازعات نظامی و دیپلماتیک بین دو کشور رخ داده است. هر دو کشور مدعی صیانت و رهبری بر سایر کشورهای مسلمان خاورمیانه هستند که در این بین ایران به عنوان یک کشور شیعه مذهب و عربستان سعودی به عنوان یک کشور سنی مذهب، اختلافات اعتقادی و سیاسی متعددی دارند که معمولاً منافعی متضاد را برای یکدیگر ترسیم کرده است.حمایت عربستان از صدام حسین در جنگ ایران و عراق و حمایت ایران از شیعیان یمن در درگیری ۲۰۰۹-۲۰۱۰ یمن نمونه‌ای از اختلافات و درگیری‌ها است. همچنین دو کشور اختلافات مرزی در خلیج فارس با یکدیگر دارند. تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه عربستان، حادثه منا، اعدام شیخ نمر روحانی مخالف دولت عربستان، رابطه پرفراز و نشیب تهران- ریاض را به اتفاقات جدیدی مزین کرد. سرانجام با حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد، عربستان روابط خود با ایران را قطع کرد. اما چه تحلیلی می توان از آینده رابطه ایران و عربستان داشت؟ آیا خطر رویارویی نظامی ایران و عربستان جدی است؟ مهم ترین دلیل قطع رابطه ایران و عربستان چه بوده است؟ این ها سوالاتی است که دکتر علیرضا نوری زاده به آن ها پاسخ داده است. در ادامه، مشروح گفت و گوی «انتخاب خبر» با علیرضا نوری ‌زاده، کارشناس مسائل سیاسی ایران و خاورمیانه و رئیس «مرکز مطالعات عربی ایرانی» در لندن را می خوانید.

ابتدا بهتر است به تاریخچه ای از رابطه ایران و عربستان سعودی پس از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت.
بعد از انقلاب، روابط ایران و عربستان سعودی فراز و فرودهای بسیاری داشته است. از همان آغاز، سعودی ها اعلام کردند که آنچه در ایران اتفاق افتاده یک مسئله داخلی است و آنها به هیچ وجه در امور داخلی ایران قصد دخالت ندارند، بنابراین روابط دو کشور همسایه به صورت عادی برقرار شد. البته برگزاری مراسم برائت از مشرکین از همان ابتدا اشکالاتی ایجاد کرد چون یک اقدامی بود که در تاریخ حج سابقه نداشت و بعد البته سعودی ها همین مراسم را قبول کردند و در یک چهارچوبی این مراسم برگزار می شد تا اینکه حادثه حج خونین در سال 1987 اتفاق افتاد.
بعد از این حادثه طبیعتا روابط بین دو کشور قطع بود تا اینکه مرحوم هاشمی رفسنجانی با تماس هایی که با ولیعهد وقت عربستان سعودی برقرار کرد گفت و گوهایی بین مقامات دو کشور صورت داد. این گفت و گوها نخست از طریق واسطه های هر دو طرف و در مرحله بعدی به صورت مستقیم در جریان سفر آقای هاشمی رفسنجانی به پاکستان جهت شرکت در کنفرانس سران کشورهای اسلامی انجام گرفت.
سپس وقتی آقای محمد خاتمی به ریاست جمهوری انتخاب شد، سعودی ها یک اقدامی که تاکنون در تاریخ کشورشان سابقه نداشت را انجام دادند. سعودی ها آقای عبدالعزیز خویطر وزیر معارف سعودی و شخص بسیار نزدیک به ملک فهد و امیرعبدالله وقت را برای عرض تبریک به آقای خاتمی رهسپار تهران کردند. آقای عبدالعزیز خویطر در عین اینکه به تهران سفر کرد از آقای خاتمی هم دعوت کرد تا به عربستان سعودی سفر کند و در عین حال به آقای خاتمی اطلاع داد که سعودی ها در بالاترین سطح در کنفرانس سران اسلامی در تهران شرکت خواهند کرد. حضور سعودی ها در بالاترین سطح در کنفرانس سران اسلامی در تهران هم بر اعتبار کنفرانس افزود و هم اینکه موقعیت آقای خاتمی را در سطح منطقه و بین الملل بسیار ترقی داد.
ملک عبدالله که در آن زمان ولی عهد، اما همه کاره بود، در رأس یک هیئت 100 نفره به ایران سفر کرد. سفر او بسیار جالب بود، به طوری که در فیلمی که از او ساخته شد- یک فیلم طولانی چند ساعته- بخش دیدار ملک عبدالله از ایران یک بخش بسیار مهم از سفر ولی عهد سعودی بوده است؛ اینکه ملک عبدالله یک شب هوس کرده بوده برف تهران را به تماشا نشیند. او تاکنون برف به صورتی که در تهران می بارید را ندیده بود، بنابراین در تهران برای او ترتیبی اتخاذ می کنند تا به ارتفاعات تجریش عزیمت کند و از این محل به تماشای بارش برف تهران بنشیند. فیلم همچنین روزی را روایت می کندکه ملک عبدالله به همراه مشاور خود معروف به حکیم العرب خالد عبدالعزیز تویجری در منزل آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشت. این فیلم روایت می کند که ملک عبدالله به صورت خصوصی یک روز در منزل مرحوم هاشمی رفسنجانی به سر می برده و میهمان آن مرحوم بوده است.
بنابراین روابط بین دو کشور بسیار نزدیک شد. در همین حال، آقای خاتمی سفری به عربستان انجام داد، پادشاه سعودی که روی صندلی چرخدار می نشست و دو سال بود که برای استقبال کسی حضور پیدا نمی کرد با صندلی چرخدار به استقبال آقای خاتمی رفت. نوع پذیرایی ها و نحوه برخوردها بسیار استثنائی بود و نشان می داد که سعودی ها بسیار خوشحال هستند که چنین روابطی بین دو کشور برقرار شده است.
بعد هم قراردادهای عدیده ای بین دو کشور از نظر بازرگانی و امنیتی بسته شد. آقای عبدالله نوری به عنوان وزیر کشور آقای خاتمی پایه گذار قرارداد امنیتی بین دو کشور ایران و عربستان بود و بعد آقای حسن روحانی در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و وزیر وقت کشور عربستان سعودی- امیر نایف- قرارداد امنیتی را به امضاء رساندند؛ بنابراین یک قرارداد امنیتی هم بین دو کشور امضا شد.
در این میان، سعودی ها یک اقدامی انجام دادند که بسیار مورد تقدیر ایران قرار گرفت؛ انفجارات خُبَر در عربستان سعودی منجر به قتل تعدادی از آمریکایی ها شد. سعودی ها افراد مظنونی را دستگیر کردند. یکی از این افراد، فردی بود که از ایران به کانادا گریخته بود، سپس او از کانادا به آمریکا تحویل داده شد. او در آمریکا حاضر نشد با آمریکایی ها همکاری کند و خواستار آن شد تا به کشورش بازگردانده شود. البته این فرد متهم را اعدام نکردند و هنوز هم شاید در زندان باشد.
نام فرد متهم به دست داشتن در انفجار خُبَر هاني الصائغ عضو حزب الله حجاز بود. او مدعی شده بود که در ایران توسط سپاه آموزش دیده و مواد انفجاری را هم از طریق کویت به خُبَر انتقال داده است. آمریکایی ها فشار شدیدی بر سعودی ها می آوردند که این اطلاعات را به طور رسمی در اختیارشان بگذارند. آمریکایی ها همچنین درخواست خود را جهت همکاری دولت سعودی جهت در اختیارگیری متهمان خُبَر ارائه دادند تا ساعاتی متهمان در اختیار آمریکایی ها جهت اعتراف گیری رسمی علیه ایران قرار گیرند. اما ملک عبدالله راضی به این کار نشد و سه بار آقای فری، رییس وقت اف بی آی(FBI) به عربستان سفر کرد و اصرار داشت که این اطلاعات را دریافت کند که ملک عبدالله گفت که عربستان وسیله حمله به یک کشور برادر نمی شود. دولت آمریکا می آید و می رود ولی عربستان و ایران باید تا ابد در کنار همدیگر زندگی کنند.
این اقدام سعودی ها مورد توجه مقامات ایران قرار گرفت و بسیار قدردانی می کردند. در همان ایام حتی از سفر 17 روزه آقای هاشمی رفسنجانی به عربستان سعودی یک سفر تاریخی نام می برند. ایشان از مناطق شیعه نشین عربستان سعودی دیدار و به منطقه شرقی رفت. نکته جالب اینکه در جریان سفر او به مدینه در مسجد مدینه خطیب مسجد هنگام ورود آقای هاشمی رفسنجانی اهانت به شیعه کرد و حرف هایی زد، که بلافاصله مدیر مسجد خطیب را از منبر پایین کشید وحتی برکنارش کردند و باز این یک اقدام بی سابقه در تاریخ سعودی بود.
روابط در نزدیک ترین سطوح دنبال می شد. سفر وزیر فرهنگ و ارشاد وقت ایران آقای دکتر مهاجرانی به عربستان هم در اوج روابط بین دو کشور صورت گرفت. مشاور اعلای امیرعبدالله-عبدالعزیز تویجری- از ایشان استقبال کرد و دکتر مهاجرانی در بحث های آکادمیک، علمی، فرهنگی و ادبی شرکت داده شد.
روابط بین دو کشور آنچنان دوستانه شده بود که مبادلات تجاری دو کشور به اوج خودش رسیده بود و هر هفته در سعودی یک نمایشگاه بازرگانی ایران برگزار می شد. من همیشه این را توصیف می کردم که از آدامس خروس نشان و پفک نمکی تا ماشین های سنگین حفاری و تراکتور از ایران به عربستان صادر می شود. سعودی ها خیلی دوست داشتند مبل های ایرانی خریداری کنند، در هر خانه ای اگر فرش و مبل ایرانی بود خیلی در واقع اعضای خانواده مغرور بودند که از چنین تشریفاتی برخوردار هستند.
بعد هم سفر سعودی ها به ایران حالت عجیبی به خود گرفت، یعنی به گونه ای شیعیان سعودی به شهر مشهد سفر می کردند که اصلا عجیب و غریب بود؛ پروازهای مستقیم برقرار کردند و حتی تعدادی از کاروان های سعودی هتل هایی را در طول سال در اجاره داشتند. بنابراین روابط بسیار نزدیک بود و حتی مسائل فیمابین عراق و ایران هم مانع توسعه روابط بین دو کشور نشد.
در لبنان حتی به یاد دارم وقتی که اوضاع این کشور به یک بن بستی رسیده بود توافق دو کشور ایران و عربستان و گفت و گوهای پشت پرده ای که دو کشور داشتند منجر به این شد که لبنان صاحب یک رئیس جمهور شود و آن زمان آقای میشل سلیمان رئیس جمهور شد و دولت آقای حریری تشکیل یافت.
بنابراین در تاریخ روابط عادی و نزدیک دو کشور خیلی اتفاق ها افتاد.
روابط ایران و عربستان چگونه به تعارض و تخاصم رسید؟
به نظر من اولین ضربه سنگینی که به روابط دو کشور وارد شد قتل رفیق حریری بود. برای سعودی ها حریری یک فرزند بود، یک دوست بود، فردی بود که آنها از جوانی او را می شناختند و حتی به او ملیت سعودی داده بودند. مرگ حریری خیلی برای آنها ضربه سنگینی بود. خود امیرعبدالله این ضربه را یک ضربه شخصی تلقی کرد، به خصوص وقتی که اسم حزب الله به میان آمد و دستگاه هایی که به نوعی آنها را به ایران ربط می دادند.
ضربه دوم که به اعتقاد من از ضربه اول سنگین تر است، مسئله یمن بود. در مورد مسئله یمن، همانطور که ایران تحمل نمی کند که مثلا در افغانستان داعش، القاعده یا طالبان مسلط شوند یا در عراق مرتب آقای علی اکبر ولایتی سفر می کند و می گوید که ایران اجازه نخواهد داد که لیبرال ها و چپ ها و گروه های متخاصم روی کار آیند، طبیعتا برای سعودی ها غیر قابل قبول است که در یمن، در همسایگی آن ها و در حیات خلوت آن ها یا در بحرین گروهی بر سر کار آیند که مخالف آنها باشند و وابسته به ایران باشند. معلوم است که آن ها در برابر این موضوع واکنش نشان می دهند.
من به یاد دارم همان اولی که صحبت همدلی ایران با حوثی ها بود، یک مقاله نوشتم و در آن هشدار دادم که یمن مثل جاهای دیگر نیست. سعودی ها به نوعی حضور ایران در سوریه و لبنان را قبول کردند، ولی یمن را قبول نخواهند کرد، و این کاملا آشکار بود که مناقشات موجود در یمن از حرف و حدیث های روزمره فراتر خواهد رفت.
سال ها و قرن ها زیدی ها در یمن وابسته به سعودی ها بوده اند. تمام امامان یمن مانند: امام یحیی، امام احمد و امام بدر همگی وابسته به سعودی بودند، حتی سعودی ها برای خاطر آن ها بعد از کودتای عبدالله سلال در یمن با مصری ها وارد جنگ شدند، نیرو به حمایت از امام اعزام کردند و تمام رؤسای دولت یمن هم اغلب حوثی بودند. اگر به همه آنها نگاه کنید؛ حمدی، الغامدی، علی عبدالله صالح(مادرش زیدی بود) به نوعی یا خودشان از طایفه حوثی ها هستند یا چهار امامی زیدی اند یا به نوعی با قبایل زیدی در ائتلاف هماهنگ هستند. بنابراین حرکت بدرالدین حوثی و بعد حسین پسرش و بعد هم عبدالمالک برای سعودی ها سنگین بود و همواره به آن با دیده شک نگاه می کردند.
در این گیرودار، داستان اشغال سفارت و کنسول گری سعودی ها پیش آمد و این هم مزید بر علت شد. همچنین نوع حملاتی که علاوه بر ارگان های جمهوری اسلامی، تشکیلاتی مثل حزب الله به سعودی ها می کند اختلافات بین دو کشور را افزایش داد. آقای حسن نصرالله در هر نطقش اگر نیم ساعت باشد 25 دقیقه آن را به سعودی ها ناسزا می گوید و این برای سعودی ها در لبنان و جهان عرب سنگین است.
بنابراین روابط بین دو کشور ایران و عربستان سعودی هر چه تیره تر و تاریک تر شد تا اینکه روابط بین دو کشور قطع شد و تعارض جدی بین دو کشور ایجاد گردید.
به اعتقاد من تا زمانی که مسئله یمن حل نشود و ایران حوثی ها را وادار نکند که سر میز کنفرانس در کویت قرار گیرند و از راه مسالمت آمیز مسائل فیمابین را حل و فصل کنند تعارض بین دو کشور بالا خواهد گرفت. حوثی ها باید مشروعیت دولت یمن را به رسمیت بشناسند، در غیر این صورت روابط بین ایران و سعودی ها به جایی نخواهد رسید و روز به روز هم به نظر من بدتر و خطرناک تر خواهد شد.
راهکارهای حضرتعالی برای دو کشور عربستان و ایران برای اینکه تعارض و خصومت های فعلی دو کشور از بین برود چیست؟
اولا باید مسئله مذهب از درگیری بین دو کشور بیرون کشیده شود. اینکه سعودی ها وهابی هستند و قصد رواج وهابیت دارند را باید رها کرد. ولیعهد سعودی حدود سه هفته پیش گفت که اصلا وهابی یعنی چه؟ یعنی اصلا این چیزهایی که قبلا وجود داشته است دیگر وجود ندارد. الان شیعه ها در سعودی؛ هم ژنرال و وزیر دارند و هم در دستگاه حکومتی سعودی حضور دارند. این که بیان کرد سعودی ها وهابی هستند، ضد شیعه هستند یا این ها کسانی بودند که رفتند حرم حضرت امام حسین و امام علی را ویران کرده اند مربوط به گذشته است. امروز باید متوجه این بود که در سعودی یک رهبری جدید بر سر کار آمده است.
محمد بن سلمان یک آدم قاطعی است، بسیار هم در داخل کشورش در بین جوانان محبوبیت دارد و در نتیجه این آدم آدمی است که می شود با او مذاکره و گفتگو کرد. بن سلمان هم از پشتوانه سیاسی و قدرت داخلی و هم از حمایت بین المللی برخوردار است، بنابراین می توان با او مذاکره کرد؛ منتهی معمولا در مذاکره، دوطرف یک گذشت هایی می کنند، یعنی نمی توان یک طرفه گفت که بله سعودی ها باید این اقدام را نکنند، مثلا یمن را بمباران نکنند یا به آن حمله نکنند، از یک طرف هم سعودی ها می گویند تا زمانی که موشک زلزال در این میان وجود دارد آن ها حمله می کنند.
جنگ یمن به نظر من به یک بن بستی رسیده که یک عاقلی باید این وسط راه خروج از بن بست را نشان دهد. من اعتقادم این است که واقعا دولت جمهوری اسلامی ایران باید یک هیئتی را تعیین کند. چنین اقدامی باید بدون سر و صدا و هر گونه جنجال آفرینی انجام پذیرد. البته از نظر سعودی ها قاعدتا کسانی می توانند در این هیئت مشروعیت داشته باشند که نماینده کل نظام جمهوری اسلامی ایران باشند.
آقای هاشمی رفسنجانی یک بار گفت او حاضر به میانجیگری بین دو کشور ایران و عربستان است و در صورتی که کارت سفید از جانب همه داشته باشد آماده اعزام به محل مذاکره خواهد شد. بنابراین نماینده ایران در مذاکرات بین دو کشور باید کارت سفید داشته باشد. این فرد می تواند خود آقای حسن روحانی باشد یا فردی باشد که سعودی ها با او آشنا هستند و قبلا با او گفتگو کرده اند. فردی که از جانب کل نظام جمهوری اسلامی ایران نمایندگی داشته باشد می تواند به محل مذاکرات اعزام شود. محل مذاکرات هم نه در عربستان و نه در ایران بلکه می تواند در یک کشور بی طرف باشد.
یادآوری می کنم که وقتی روابط بین دو کشور قطع شده بود محل مذاکرات آقای هاشمی رفسنجانی با ملک عبدالله بسیار دور از روزنامه نگاران، مطبوعات و رسانه ها در مغرب و در کازابلانکا، کاخ ملک عبدالله در نظر گرفته شد. در آن زمان، آقای حسین موسویان و آقای مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتند.
بنابراین می خواهم بگویم الان هم باید چنین اقدامی انجام داد. اکنون باید یک هیئتی که نماینده کلیت جمهوری اسلامی ایران باشد و حرف آن حجت باشد تشکیل شده و این اجازه را داشته باشد که رأساً اتخاذ تصمیم کند. سعودی ها هم باید یک هیئت هم پایه تعیین کنند تا دو هیئت در محلی مانند ژنو دور یک میز قرار گیرند و گفتگو کنند.
این کار به نظر من عملی است، منتهی برخی کشورهای منطقه نمی خواهند این اتفاق رخ دهد و این ها به قول خود ما ایرانی ها «موش دوانی» می کنند. ترکیه اصلا مایل نیست که روابط ایران و عربستان سعودی بهبود پیدا کند، طبیعتا اسرائیل هم اصلا تمایلی ندارد که چنین اتفاقی رخ دهد. تعداد دیگری از کشورهای منطقه هم مایل به عادی سازی روابط بین دو کشور ایران و عربستان نیستند.
بنابراین می خواهم بگویم؛ باید خود رهبران دو طرف دست به کار شوند و به صورت عاقلانه خطر یک رویارویی مستقیم بین دو کشور که می تواند با یک اشتباه کوچک رخ دهد را از بین ببرند. یک رویارویی منجر به ویرانی دو کشور خواهد شد. صد سال تلاش پدران و نیاکان ایرانی ها و عرب ها برای ساختن زیربناهای دو کشور از بین خواهد رفت و این به نظر من خطرناک ترین اتفاقی است که می تواند در تاریخ ایران و عربستان برای دو کشور رخ دهد.
به اعتقاد من، عقلانیت حکم می کند که دو کشور زمینه های تنش را از میان بردارند و تا آنجایی که ممکن است از تنش های موجود بکاهند. در این صورت است که دو طرف می توانند به یک تفاهم پایدار نزدیک شوند.
عربستان سعودی بازار بزرگی برای کالاهای ایرانی است؛ همانطور که در دوران آقای خاتمی بازار بزرگی بود. چقدر از تجار ایرانی در عربستان شادمان بودند که این بازار را بدست آورده اند، همینطور تعداد زوار آن ها؛ هزارها نفر از سرمایه گزاران سعودی و ایرانی می آمدند و پول خرج می کردند، هتل ساخته بودند، میهمانسرا درست کرده بودند، اما تماما از بین رفت، یا در سفر حج در عمره تعداد زیادی ایرانی به راحتی به سرزمین حج رفت و آمد می کردند، اما امروز وضع به گونه دیگری رقم خورده است. این است که معتقد هستم؛ عاقلانه و دور از تعصب باید روابط دو کشور از سر گرفته شود. اکنون این فضایی که در حال شکل گیری است یعنی فضای ضد عربی در ایران و ضد ایرانی در آن طرف خیلی فضای خطرناکی است.
ایران و همسایگانش از جمله عربستان سعودی باید با همدیگر زندگی کنند، همسایگان ایران که سوئیس و ایتالیا نیستند، همسایگان ایران همین کشورها هستند، ایران باید با این کشورها زندگی کند. جو ضد عربی درست کردن بسیار خطرناک است. در ایران چند میلیون هموطن عرب ایرانی هستند و چنین جو ضد عربی ایجاد کردن بسیار شرایط خطرناکی است؛ همانطور که آن طرف هم جو ضد ایرانی درست کردن بسیار خطرناک است.
اگر یخ روابط بین دو کشور عربستان سعودی و ایران تداوم پیدا کند، با توجه به حملات اخیر ائتلاف آمریکا به سوریه، آیا این احتمال وجود دارد که تعارض دو کشور بالا بگیرد و وارد فاز جنگی شود و در آینده یک جنگ مستقیم بین ایران و عربستان رخ دهد و به نوعی دو کشور از قِبَلِ همدیگر دچار آشوب و بی ثباتی شوند؟
این نکته را باید خیلی قاطع به عرض برسانم که نه عربستان و نه ایران هیچکدام خواستار درگیری نیستند. در واقع دو کشور ایران و عربستان هر کدام در یک طرف «رودخانه زاینده رود» ایستاده اند و در حال ناسزاگویی به همدیگر هستند و مرتب به هم می پرند، در عین حال هم یک عده ای را انداختند وسط آب(البته زاینده رودی که پر آب باشد!). این عده هم دارند با همدیگر می جنگند و از هر دو طرف زاینده رود هم یک عده ای کف می زنند و تماشا می کنند و گاهی هم برای این افرادی که در داخل زاینده رود با یکدیگر در جنگ هستند یک چیزهایی پرتاب می کنند.
تا زمانی که دعوا به این صورت در دو طرف رودخانه است زیاد نگران کننده نیست، اما بالا رفتن درجه حرارت تعصب در دو طرف و به خصوص برای برخی جوانان دوطرف که عقل و خرد کسانی مثل عبدالعزیز تویجری را ندارند و مثل برخی مشاوران آقای خاتمی با تأمل و درایت به قضایا نگاه نمی کنند، می تواند یک واقعه خطرناک رخ دهد. یعنی کافی است یک موشک ایرانی شلیک شود و به یک کشتی سعودی یا آمریکایی اصابت کند یا همینطور از آن طرف یک اتفاقی رخ دهد و یک ضربه ای به یک مرکز صنعتی یا نظامی ایران وارد شود؛ این دیگر کنترل را از دست همه خارج می کند و متأسفانه می تواند منجر به یک رویارویی واقعا ویران کننده برای دو کشور شود که در تاریخ نظیر آن نبوده است. این رویارویی با سلاح های پیشرفته امروزین بسیار خطرناک است. بنابراین باز هم من می گویم و تأکید می کنم که به مصلحت عالیه دو کشور است که راهی برای تفاهم و گفتگو پیدا کنند. این راه وجود دارد، برای اینکه در سابق هم تجربه شده است. در 8 سال دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، دو سال آخر ریاست جمهوری دوران آقای هاشمی رفسنجانی و اوایل دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد روابط بین دو کشور فوق العاده نزدیک بود.
فراموش نباید کرد، حتی ملک عبدالله پادشاه عربستان دست آقای احمدی نژاد را گرفت؛ در کنفرانس شورای همکاری خلیج فارس- کنفرانس سران در دوحه پایتخت قطر- یک دست آقای احمدی نژاد در دست ملک عبدالله و دست دیگر در دست یوسف بن علوی وزیر خارجه عمان بود. در واقع عرب ها نشان دادند که نسبت به آقای احمدی نژاد هم هیچ نوع کینه ای یا سیاست خصمانه ای ندارند. ولی متاسفانه تحولاتی که اخیرا رخ داده است، دو کشور را به این نقطه رسانده است و در حقیقت تداوم تعارض فعلی به مصلحت دو کشور نیست. پس هر دو کشور باید به سرعت در روابط خودشان تجدیدنظر کنند و مانع از این شوند که به سوی جنگ کشانده شوند. همه زمینه ها برای تفاهم وجود دارد؛ اینقدر منطقه بزرگ است که هر دو کشور می توانند مصالح عالیه خودشان را حفظ کنند. فقط عقل و درایت می خواهد و اینکه در مسائل استراتژیک و در روابط بین الملل چیزی که نباید وجود داشته باشد عصبانیت و واکنش های فوری است. اگر آدم تأمل کند، تا 10 شمارش کند، یک لیوان آب بیاشامد، بهتر می تواند تصمیم گیری کند.

کارگر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷/۰۲/۰۱ ۲۰:۱۴
جریان چپ در کشورهای صنعتی، یک واکنش به امپرالیسم سرمایه داری بود که بعد لغو برده داری، دوباره برده داری وحشتانکتر را آغاز کرده بودند با استثمار طبقات کارگر.
اگر جریان مارکسیسم و سوسیالیزم نبود، امروزه نه تعیین حداقل دستمزد خبری بود ، نه بیمه، نه بازنشستگی، و نه خسلی چیزهای دیگر حمایتی از طبقات کارگر و فقیر، اگر می بیند دنیای سرمایه داری و شبه سرمایه داری کشورهای جهان سوم، اندک تسهیلاتی به طبقات کارگری میدهند نتیجه همان غولهای مارکسیتی بود که در شوروی و چین ... بوجود امد. وگرنه سرمایه داری خودش (359269)
کارگر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷/۰۲/۰۱ ۲۰:۱۶
وگرنه سرمایه داری خودش توحشی است در جنگل دنیا ! الان می بنید با از بین رفتن غول شوروی، دوباره توحش جتگلی سرمایه داری غوغا میکند، استثمار کارگران شدیدتر می شود!
می بینید دولت های رفاه (سوسیال دمکراسی) در اسکاندیناوی هم دارند از بین می روند! اینها نتیجه احساس حاشیه امن سرمایه داری ضد بشری حاکم بر جهان است که گمان کرده جنبش هیا عدالتخواهانه چپ را نابود شده!. / عمده اقتصاددانهای کشورهای دنیا از جمله در کشورهای در حال توسعه و جهان سومی دست پرورده دانشگاههای جهان سرمایه داری هستند که اوج هنرشان در ا (359270)
کارگر
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷/۰۲/۰۱ ۲۰:۱۷
دست پرورده دانشگاههای جهان سرمایه داری هستند که اوج هنرشان در این است چگونه طبقات کارگر را بیشتر سرمایه دارها بهره کشی کنند و بیگاری بگیرند! هرچه بیشتر منابع تولید ثروت ملی به اسم خصوصی سازی به تصاحب سرمایه دارها در بیاروند بجای اینکه سهام مالکیتش میان همه مردم رایگان توزیع کنند تا همه مردم سهمی از منابع تولید ثروت داشته باشند و فقر از بین برود! و چگونه بیشتر مالیات ارزش فزوده، و مالیات بر مصرف بگیرند و هرچه بیشتر سرمایه دار ها معاف از مالیات کنند به اسم حمایت از تولید و یا ایجاد مناطق آزاد (359271)
عمو رسول
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷/۰۲/۰۲ ۱۰:۱۶
اگر مسئولین نظام به آقای خاتمی اعتماد میکردند در این شرایط ایشان و آقای ناطق نوری به نمابندگی از نظام میتوانستند با مسئولین عربستان بی سرو صدا مذاکره کنند و تا حدودی اختلافات را کم کنند (359274)
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۷/۰۲/۰۲ ۱۱:۱۹
تا وقتي باند پايداري .....در ارگانهاي خاص براي كشور تصمصم گيري ميكنند و قوه قضاييه هم از آنها حمايت ميكند امكان آشتي با عربستان و اعراب منطقه وجود نخواهد داشت و منتظر به آتش كشيدن منطقه براي آماده كردن زمينه ظهور حضرت حجه البته در افكار آنها ( حجتيه اي ها ) بايد باشيم . (359275)