به روز شده در ۱۳۹۸/۰۴/۰۳ - ۱۶:۲۱
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۰/۰۷ ساعت ۱۳:۰۴
کد مطلب : ۱۶۸۲۰۰

سعید حجاریان؛ امنیت و منافع ملی

گروه سياسي: نشست اصلاحات؛ امنیت و منافع ملی با حضور سعید حجاریان، الهه کولایی، سعید شریعتی توسط کمیته آموزش حزب اتحاد ملت برگزار شد. سخنان سعید حجاریان در این نشست ذر اين نشست را در ادامه مي‌خوانيد:
سعید حجاریان؛ امنیت و منافع ملی
دوستان حزب اتحاد ملت از من خواستند، دقایقی درباره دو مؤلفه «امنیت» و «منافع ملی» و ارتباط این دو با یکدیگر سخن بگویم. ادبیات تخصصی این بحث بسیار گسترده است و در این مجال به‌طور مختصر نکاتی را شرح و بسط می‌دهم.
اولین آن‌ها تفاوت میان منفعت شخصی و منافع ملی است. واقعیت آن است این کلمات راه‌زن هستند و منافع ملی، بسیاری اوقات به منافع قشر و طبقه‌ای خاص دلالت دارد. آن طبقه‌ی خاص، می‌خواهد در پوشش موجه منفعت خود را به منافع ملی ترجمه کند؛ به بیان روشن می‌خواهد منافع خود را در پس ملت پنهان کند. لذا باید گفت، منافع ملی مقوله‌ای کاملاً ایدئولوژیک است و ایدئولوژی هم چنانکه می‌دانیم آگاهی کاذب است و شاید به زبان عامیانه چشم‌بندی باشد! مثلا در جنگ‌های اول و دوم جهانی منفعت‌های سرمایه‌داران می‌بایست در حاشیه امن قرار می‌گرفت؛ یعنی براساس منطق سرمایه‌داری حاکم، جنگی در بگیرد، افرادی کشته شوند تا یک ایدئولوژی پیش برود. در این جنگ‌ها، سربازان شناختی از یکدیگر ندارند ولی فرماندهان کاملاً دشمن خود و موضوع جنگ را می‌شناسند. به تجربه تاریخی خودمان بازگردیم؛ جنگ هشت ساله ایران و عراق به چه میزان براساس منافع ملی پیش رفت؟ زمانیکه بسیجی‌ها و سپاهی‌ها به شهرها آمدند، با آن روی سکه امنیت ملی مواجه شدند که تا به حال آن را ندیده بودند. آن‌ها دریافتند، پشت جبهه دعوای منفعت‌هاست و مسأله اساسا ملی نیست و به همین جهت، جبهه‌ها خالی شد و در مقطعی فراخوان داده شد و نسبت به از دست رفتن دستاوردهای جنگ انذار دادند.
دیگری در باب امکان و امتناع منافع ملی است. منافع ملی در قلمرویی موضوعیت دارد که، ملت ذیل یک قرارداد گردهم آمده باشند، دولت خود را ساخته باشند و نهایتا دولت بگوید، من امنیت شما را حفظ می‌کنم. لویاتان این‌گونه است؛ به‌رغم آنکه دولتی جبار و قاهر محسوب می‌شود اما مردم را از وضع طبیعی خارج و قلمرو را از دشمن خارجی حفظ می‌کند. به قول لیبرال‌ها دولت، پاسبان شب است و حفظ منافع ملی باید به مردم سپرده می‌شود. منافع ملی به‌قول مرحوم نائینی مصالح نوعیه است؛ یعنی مصلحت نوع‌ بشر جان و مال و آبرو است و چیزی بیش از آن نیست. از این منظر نباید ترجمه‌ای سخت و ناشدنی از امنیت ارائه دهیم. این مقوله چندین معنا را در برمی‌گیرد و همه آن معانی ‌عام هستند و همه افراد را در بر می‌گیرد. حداقلی‌ترین مفهوم آن، امنیت خاطر و طمانینه است. به‌عنوان مثال زمانیکه فردی به جبهه جنگ می‌رود اصطلاحاً باید درباره پشت جبهه یعنی از امینت خانواده و همچنین دورنمای زندگی‌‌اش آسوده خاطر باشد. به بیان روشن، چنانچه فرد مجروح یا جانباز و یا حتی شهید شد، تشکل‌های متولی وی را حمایت کنند نه آنکه در قالب طبقه‌بندی‌های نامشخص و حتی سلیقه‌ای جانبازان و مجروحان را از حقوق‌شان محروم کنند. در اینجا مسأله‌ای حائز اهمیت است. در جنگ‌هایی که خاک کشوری تحت هجوم دشمن قرار گرفته است، فرد براساس علائق و باورهای شخصی خود ولو با دست بردن در شناسنامه به جبهه‌ جنگ می‌رود و سرباز وطن می‌شود. اما چنانچه جان فرد پیش‌ خرید شود و عنصر وطن‌دوستی از میان برود، سرباز وطن به مزدور و مستخدم بدل می‌شود. به‌عنوان مثال عربستان، عده‌ای پاکستانی را اجیر می‌کند تا برایش امنیت تأمین کنند لذا نمی‌توان گفت، یک پاکستانی برای تأمین امنیت ملی عربستان به میدان جنگ رفته است. این در حالی است که می‌دانیم در جنگ هشت ساله ایران و عراق بسیاری از شهدا و جانبازان بدون توقع و صرفاً برای پاسداری از وطن و از روی اعتقاد به جبهه رفتند.
بعضی اندیشمندان معتقدند زیربنای منافع ملی، امنیت است و چنانچه در این مقوله خللی وارد شود، منافع ملی از موضوعیت خارج می‌شود. یکی از این مسائل و شاید مهم‌ترین آن‌ها، «عدالت در امنیت» است. اگر در یک قلمرو مشخص، بعضی مناطق سبز و ایمن باشند و بعضی دیگر رها شده باشند، دیگر صحبت از منافع ملی نمی‌توان کرد. این وضعیت در افغانستان، سوریه و عراق هر یک به درجه‌ای حاکم است. حتی در تهران شاهد هستیم، مناطق حاشیه‌ای بعضاً ناامن هستند و شب‌ها حتی پاسبان شب نمی‌تواند به آنجا پاگذارد. عدالت در امنیت تنها منحصر به جان نیست و مواردی همچون روان، معیشت، بهداشت، خانواده و آینده را هم دربرمی‌گیرد. البته لازم ذکر است بعضی فوبیاها مربوط به شخص است اما بعضی معطوف به عملکرد دولت. به‌عنوان مثال ترس از بازداشت در میان نیروهای سیاسی و روزنامه‌نگاران یا ترس از شکنجه و ابتلا به امراض گوناگون در زندان و یا حتی ترس از قحطی و سیل و قس علی هذا همگی امنیت ملی را مختل می‌کند و نهایتاً مولفه‌های قدرت ملی را نشانه می‌رود.
سخن آخر؛ منافع ملی به مؤلفه‌های قدرت ملی شامل تاریخ، جمعیت، ایدئولوژی، اقتصاد، دیپلماسی، وضعیت سوق‌الجیشی و توان نظامی وابسته است. منافع ملی حفظ قدرت ملی یا همان مؤلفه‌هاست و هر چه در ضدیت آن باشد، ضدمنافع ملی است. از این رو امنیت و ابزارهایی مانند سلاح و موشک و بمب در خدمت حفظ قدرت ملی است نه بالعکس اما گفتمان قالب، مؤلفه‌های قدرت ملی را خادم انرژی هسته‌ای و... کرده است.
 
برچسب ها: سعید حجاریان