به روز شده در ۱۳۹۹/۰۱/۱۷ - ۱۴:۱۸
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۱/۰۷ ساعت ۱۵:۳۸
کد مطلب : ۲۰۶۸۲۴
دیدگاه

کرونا، بهانه ‎ای برای بازخوانی روند زوال

کرونا، بهانه ‎ای برای بازخوانی روند زوال
سهند ایرانمهر 
🔸چند روز پیش کتاب«فروپاشی» (چگونه جوامع راه فنا یا بقا را برمی‌گزینند) را در اینجا معرفی و‌ به مطالعه به‌خصوص در این ایام توصیه کردم.اما تاکید بر مطالعه در این ایام کرونایی برای چه بود؟!
از نگاه من بحران ویروس کووید۱۹ که اختصارا « کرونا» می‌نامم بحران ویژه‌ای بود زیرا این بحران نه فقط ما که جهانی را درگیر خود کرد و به مثابه آزمونی بود که بی‌اعتنا به ادعاها، همه کشورها اعم از توسعه یافته و‌نیافته را به محک آزمون گذاشت. کرونا برای ما یک‌مصیبت و‌برای طبیعت بخشی از روند تکامل است. اینکه چه کسی در این آزمون عمومی جهانی برنده می‌شود نیاز به زمان دارد و صرفا با محاسبه آمار بازماندگان و رفتگان تعیین نمی‌شود. برنده کسی است که پس از این بحران به جز حفظ جان جمعیت و‌کاهش‌ مرگ و میر، مانع فروپاشی اجتماعی، اقتصادی و‌ سیاسی می‌شود و پادتن این بحران را با اصلاح ساختار مدیریت، ریشه یابی دقیق دلایل وقوع و‌نظایر آن تولید می‌کند.

🔸در این میان ارتباط کتاب « فروپاشی»(جرد دایموند، ترجمه فریدون مجلسی) با بحران کرونا در چیست؟این کتاب به شما می گوید که سقوط یک جامعه، تنها به خاطر مشکلات اقتصادی یا سیاسی نیست و عواملی چون تخریب محیط ‌زیست، عدم تطبیق پذیری با محیط، رشد جمعیت و ضعف در مدیریت بحران ها حتا در زمان حاضر میتواند منجر به فروپاشی شود. از جمله مثالهای قابل تامل در این کتاب ، موضوع جزیره ایستر و نزدیک به سیصد تندیس مشهور آن است. این تندیس ها که به "موایی" شهرت دارند دستکم ده متر ارتفاع و هفتاد تن وزن دارند. نزدیکترین جزیره به جزیره منزوی ایستر بیش از دوهزار کیلومتر فاصله دارد و تخمین‌ها نشان میدهد که ساکنین اولیه این جزیزه احتمالا دریانوردانی بودند که راه خود را چهارصدسال پیش از میلاد گم کرده اند و در این جزیره سکنی گزیده اند. اروپاییانی که این جزیره را در 1860کشف کردندبه جزشمار اندکی از انسانهای نحیف و بیمار و تندیس های خارق العاده اما رها شده چیزی نیافتند. همین امر باعث شد که کسی باور نکند که اعقاب این جماعت مضمحل چنین آثاری را خلق کرده باشند.

🔸 نتایج تحقیقات در دلایل اضمحلال این تمدن دانشمندان را متوجه حقایقی تکان دهنده کرد. 
🔻نکته اول، بی اعتنایی ساکنین زوال یافته آن به حقایق محیط زیستی: ساخت تندیس ها و جابجایی آنها مستلزم قطع درختان محدود جزیره بود. نتیجه، از بین رفتن پوشش گیاهی و فقدان شدید مواد غذایی و از بین رفتن گونه‌های جانوری بود.
🔻 نکته دوم: قدرت‌گرفتن طبقه مذهبی جامعه مستقر در این جزیره و تاکید بیش از اندازه در جنبه‌های نمادین منجمله ساخت روازفزون تندیس‌هایی که مستلزم صرف وقت و انرژی و توان خارج از ظرفیت بود.این روند افراطی به مرور بازماندگان رنجور و گرسنه را به آشوب علیه باورهای خود واداشت و این راز تخریب بسیاری از تندیس ‌هایی است که جز ارضای حس برتری یک طبقه هیچ دستاوردی برای عامه مردن نداشته و در سال‌های واپسین به برآمدن طبقه نظامی و جنگاور در این جزیره انجامید. رویدادی که خود جنگ و نزاع را تشدید و بحران را پیچیده‌تر کرد.
🔻 نکته سوم انزوای جغرافیای جزیره که با از بین رفتن منابع و افراطی شدن نگاه ساکنین آن این انزوا را بیشتر و رفع مشکلات را لاینحل کرد. 
🔻مورد وایکینگ ها و مهاجرتشان به گرینلند و در نهایت اضمحلال‌شان، مورد دیگری است که در این کتاب بررسی شده است. . وایکینگ ها که عادت به خوردن گوشت قرمز داشتند پا به جزیره‌ای گذاشتند که می شد با تغییر رژیم غذایی به ماهی در آن، روزگار را سپری کرد. وایکینگ ها اما اصرار به حفظ رژیم غذایی خود از طریق پرورش دام در جزیره ای داشتند که توان تامین علوفه دام را نداشت.
🔻 نظام سلسه مراتبی آنان نیز تنها به شکاف طبقاتی بیشتر منجر شد و مهاجرین به هیچ وجه زیر بار تغییر باور و عادت خود متناسب با شرایط جدید نرفتند و در نتیجه جامعه وایکینگ ها متشکل از نمادهای رنگارنگ و شئوناتی شد که در عمل هیچ کاربردی برای شرایط جدید نداشت.
 اختصارا نتیجه ای حاصل از بررسی این تمدنها به خوبی نشان می‌دهد که "مدیریت بد" در یک اجتماع به این معنی است که مدیران آن، متوجه تغییرات جدید نباشند. باور پیشینی بر واقعیت های جدید ترجیح داده شود و تلاشی برای به روز رسانی آن متناسب با تغییرات جدید نشود، راهی برای شکستن انزوا و گره خوردن با جوامع دیگر باقی نماند و از همه بدتر اینکه باورها و هنجارها بالاخص انها که بار مذهبی دارند نقطه مقابل راه کارهای عقلانی برای رفع مشکلات واقعی و طبیعی قرار گیرند.
🔸به دوران و کشور خود برگردیم. کرونا بلایی بود که به بحران های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی که با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم، افزوده شد. به اعتقاد من آغاز این بحران هنوز شروع نشده است و با پایان موضوع کرونا ، تازه در برابر مشکل عظیم‌تر یعنی پیامدهای آن بر اجتماع و اقتصاد و سیاست روبروییم. مجموع این بحران ها منابع لازم برای زیست ما را به شدت تحت تاثیر قرار داده‌است .این بحران درهم تنیده کاری به باورها، برداشت ها و انزوای خاصل از این رویکرد ندارد و روند مخرب خود را شتابان پیش خواهد برد. کرونا با سایر بحرانهایی‌که تاکنون با آن مواجه بودیم، تفاوت ماهوی دارد. این بحران،صریح‌تر و کوبنده تر است و به روند کاهشی منابع روانی و مادی ما سرعتی شگفت آور داده است. این بحران را نمی‌‌توان به حبس و حصر کشید یا ویروس را وادار به اعتراف و قربانیان آن را کتمان و یا حتا دایره آسیب آن را محدود به یک طبقه غیرخودی کرد.
 🔸اگر مفروضات خود را با شرایط جدید تطبیق ندهیم. علل مادی را با راهکارهای علمی و مادی چاره جویی نکنیم. بر ایانزوای خویش در جهان امروز چاره جویی عملی نکنیم. آموزه های مذهبی را بجای صرف منابع مادی و معنوی، در جهت ارتقای زیست مادی و معنوی بازخوانی نکنیم، هیچ تضمینی برای بقای اجتماع وجود ندارد و اشاره به اینکه همه جهان درگیر این موضوع هستند تضمینی برای بقای ما نیست زیرا جهان کرونازده‌ای که بدان اشاره میکنیم لوازم و مقدمات ترمیم این بحران را در همبستگی و ارتباط با یکدیگر دارد اما جامعه و حکومت در ایران امروز ، تنها با این بحران روبرو نیست و بحران هایی دیگری را نیز در مقابل دارد که ترکیب آن با بحران کرونا در کنار قطع ارتباط با جهان خارج، می تواند آینده به شدت خطرناک را برای این فلات تاریخی رقم بزند. 
 
برچسب ها: بحران کرونا