به روز شده در ۱۳۹۷/۰۹/۲۳ - ۲۱:۵۹
 
۲
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۲۰ ساعت ۰۹:۴۰
کد مطلب : ۱۴۶۸۷۸

نقد سیاست‌ها

نقد سیاست‌ها
رضا صادقیان
بازخوانی و بررسی رفتار هر کدام از اهل قدرت و کسانی که برای مدت زمانی در مدار قدرت قانونی بودند و با سرآمدن سیاستی دیگر و دولتی جدید از مدار تاثیرگذاری در مقایسه با روزهای قبل دورتر شدند، همزمان از منظر جایگاه قانونی و شخصی مطرح بوده و هست. هر کدام از رییس جمهورهای بعد از استقرار جمهوری اسلامی، قبل از آنکه براساس رفتارهای شخصی در نظر گرفته شوند، از جایگاهی قانونی برخوردار بوده‌اند. اینکه بتوانیم ایشان را براساس رفتارهای خاص تحلیل کنیم، بی‌شک با توجه به گفتارهای نزدیکان و خانواده امکان‌پذیر است، ولی چنین بررسی در مقابل قدرت قانونی که در اختیار چنین افرادی بوده بسیار ناچیز و بعضا نادیده گرفتنی است.

به عنوان مثال، بعد از روی کار آمدن دولت نهم بسیاری از تحلیل‌گران بیش از آنکه به سیاست دولت به عنوان سیاستی متفاوت‌تر از پیشینیان نظر کنند، به رفتار، گفتار و پوشش شخص احمدی‌نژاد بیش از سایر موارد و حتی برنامه‌های دولت وقت دقت کردند. در مقابل چنین سخنانی بی‌تردید هرچه به عنوان نقد و بازخوانی سیاست‌های رفتار دولت در حوزه‌های مختلف مطرح شد ناخواسته با محوریت شخص رییس دولت مطرح می‌شد و کمتر تحلیل‌گری یافت می‌شد که مصوبه‌ها و سیاست‌های دولت را با دیدگان نقد مورد بازخوانی قرار دهد. از همین‌رو زمینه‌های چنین شخصی‌نگری و وانهادن امر دولت به عنوان کارگزار اصلی در اکثر نشریات بنیان گذاشته شد، در این زمینه هم نشریات اصولگرا و اصلاح‌طلب با یک مشی به مسئله ورود پیدا کردند. برخلاف دولت‌های قبل از وی که جایگاه بالاترین مقام اجرایی کشور با توجه به برنامه‌ها و سیاست‌های همان دولت مورد نقد قرار می‌گرفت؛ اینبار موضوع از دریچه‌ای دیگری نگریسته شد و شخصیت محوری جایگاه فربه‌‌تری را به خود اختصاص داد.

نقدها، نفی‌ها، سرزنش‌ها و اتهام‌های وارد شده به شخص احمدی‌نژاد در دوره مدیریت ایشان و همچنین حمایت‌هایی که از وی به عنوان فرد انقلابی و ولایت‌مدار از ابتدای در دست گرفتن مدیریت شهر تهران از سوی جریان اصولگرا انجام شد، از همین زاویه قابل تامل است. در واقع آنقدر جایگاه فرد به عنوان رییس دولت به مثابه شخصیتی کم‌مثال در میان سیاسیون به تصویر کشیده شد که جای کمتری به سیاست‌های همان دولت و اکثر کارگزاران داده شد، گویی هر آنچه در دولت انجام می‌شود، صرفا از دیدگاه‌های شخص وی جاری شده و غیر از این تصویر دیگری متصور نیست. مقایسه وی با شخصیت شهید رجایی و یا مقایسه سخنرانی‌های مجمع عمومی سازمان ملل با عملیات فتح فاو بخش دیگری از همین شخصیت‌نگری بود که توسط برخی نویسندگان طرفدار دولت نهم و دهم به حوزه عمومی کشیده شد.

این روزها برای مرتبه‌ای دیگر به جای دقت نظر در رفتارهای سیاسی و اجتماعی احمدی‌نژاد و در نظر گرفتن بازخوردهای رفتار وی در میان هواداران ایشان به سوی بازخوانی شخصیت وی و تحلیل کنش‌های ایشان بدون در نظر گرفتن سابقه سیاسی شکل گرفته است، سخنان و واکنش‌هایی که برای خواننده این تصور را ایجاد می‌کند که گویی نه تنها ایشان و همراهان وی هیچگاه در بدنه قدرت و سیاست‌گذاری دستگاه اجرا حضور نداشتند! شاید دقت در همین مسئله سبب شده که برخی از شخصیت‌های سیاسی بدون به یادآوردن سال‌های گذشته در صدد حمله به شخص وی برآیند و در عرصه عمومی از عبارت‌هایی استفاده کنند که تکرار آن کلمات برای فردی که هشت سال ریاست جمهوری را در دست داشته است، نادرست و اشتباه به نظر می‌رسد.

اگر قرار است رفتار دولت نهم و دهم به نقد و بازخوانی گذاشته شود، به گمانم نیازی به استفاده از عبارت‌های تند و نادرست و حمله به شخص رییس دولت سابق نیست، در چنین بخشی نیازمند کار کارشناسی و دقیق هستیم. شاید در برخی از حوزه‌ها و آنجایی که مقام رهبری به ایشان توصیه کرد در انتخابات سال جاری حضور پیدا نکند امکان تحلیل از منظر رفتار شخصی و یا رفاقتی وجود داشته باشد، ولی سابقه 10 سال کار مدیریت در جایگاه شهردار تهران و ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را نمی‌توان با کلماتی که ریشه در دانش روان‌شناسی دارد به تحلیل نشست و نتیجه دل‌خواه را کسب نمود، بی‌تردید رواج چنین گفتاری نه تنها جایگاه حقوقی و گذشته مدیریتی وی را نادیده می‌گیرد، بلکه زمینه تنش و هیجان بیشتری را در میان طیف‌های سیاسی و بدنه اجتماعی دامن می‌زند.

 

۱۳۹۷/۰۱/۲۰ ۱۴:۲۶
اصلاحات یک شهردار نمیتونه انتخاب کنه!

این واقعیت تلخی هست (359133)