به روز شده در ۱۳۹۷/۰۹/۲۸ - ۱۱:۵۵
 
۱
تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۲۲ ساعت ۱۱:۴۹
کد مطلب : ۱۶۴۵۶۳

حضور زنان در ورزشگاه؛ اجبار یا تصمیم؟!

حضور زنان در ورزشگاه؛ اجبار یا تصمیم؟!
صادق صدرایی
حضور زنان در ورزشگاه؛ این موضوع از جمله موضوعاتی است که در سال‌های اخیر به یکی از پرتکرارترین خواسته‌ها و مطالبات جامعه زنان ایران تبدیل شده است. قاعدتا اگر در کشور دیگری بودیم، از بورکینافاسو تا فرانسه شنیدن آن که در کشوری چنین خواسته‌ای یکی از مطالبات مهم زنان آن کشور به شمار می‌آید مضحک به نظر می‌آمد اما در ایرانِ عزیزِ ما این خواسته نه تنها مضحک نیست بلکه با نگاهی به شکل مواجهه مسئولان با این خواسته حداقلی زنان می‌توان گفت تبدیل به‌تراژدی شده است!

در بازی فینال آسیا بالاخره شاهد آن بودیم که فشارهای FIFA  و AFC سبب آن شد تا مسئولان کشور نیم قدم عقب‌نشینی کنند و تعدادی از زنان که انتخاب شده بودند را از مسیری خاص وارد ورزشگاه آزادی کنند. این اتفاق در حد خودش موضوع کم اهمیتی نیست و آنقدر مهم بوده است که جیوانی اینفانتینو، رییس فیفا با صدور پیامی «حضور زنان ایرانی در ورزشگاه پس از چهل سال» را تبریک بگوید اما از آن مهم‌تر استمرار آن و تبدیل این «اجبار» به «تصمیم» است.

به نظر می‌آید همه مسئولان ایرانی که در روز فینال آسیا در ورزشگاه آزادی بادی به غبغب انداخته و سعی داشتند حضور زنان در ورزشگاه را «دستاورد» خود بدانند هم به خوبی از این نکته آگاه باشند که اگر اجبار و فشار نهادهای بین‌المللی و احتمال محرومیت و حتی تعلیق فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس نبود قطعا چنین اتفاقی رخ نمی‌داد و همچنان چهره ورزشگاه کاملا مردانه باقی می‌ماند.   از سوی دیگر همه از این نکته آگاه هستند که اگر دولت روحانی  عزمی واقعی برای چنین اقدامی داشت این مسئله ساده شش سال به طول نمی‌انجامید. در نتیجه این دو امر می‌توان گفت که اولا این «استثنا» به دلیل اجبار دیگرانی خارج از نهادهای تصمیم‌گیر داخلی بوده است و نه تصمیم مسئولان کشور و ثانیا در به وقوع پیوستن همین حضور اندک و دست‌چین شده زنان هم تنها تصمیم‌گیر دولت نبوده است و رضایت دیگران نیز جلب شده است.

نتیجه آنکه این حضور زنان در ورزشگاه از نگاهی دیگر آنقدرها هم شیرین نیست تا زمانی که همچنان یک «استثنا» بوده و بر اثر اجبار بیرونی انجام شده باشد. آنچه رخ داد شاید به عنوان «قدم صِفر» برای تحقق این مطالبه جامعه زنان ایران قابل پذیرش باشد اما حتی نمی‌توان بر روی آن نام «گام اول» را نهاد. به نظر می‌آید که ضرورت دارد برای تبدیل «اجبار» به «تصمیم» شاهد تکرار مجدد این اتفاق و واقعی‌تر شدن آن باشیم. به عنوان نمونه می‌توان از بازی‌های ملی که حاشیه‌های کمتری بر روی سکوها وجود دارد و احتمالا دلواپسی مسئولان برای حضور زنان در ورزشگاه کمتر است آغاز کرد و اندک اندک و برای فصل آینده شاهد حضور زنان در ورزشگاه‌ها برای تماشای مسابقات گوناگون ورزشی باشیم.

شش سال اخیر مشخص کرده است که معطل نگه داشتن این تصمیم برای هماهنگ‌سازی همگانی میان مسئولان تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر چاره کار نیست و چنین اجماعی در این موضوع اجتماعی – ورزشی هیچ‌گاه رخ نمی‌دهد. شاید گاهی لازم باشد  احمدی‌نژادی عمل کرد!