به روز شده در ۱۳۹۸/۰۵/۰۲ - ۱۴:۱۲
 
۴
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۲/۲۴ ساعت ۱۴:۱۸
کد مطلب : ۱۷۷۶۴۷

دلايل اجتماعي رشد تئوريسين‌هاي خودخوانده

دكتر علي ميرزامحمدي (جامعه شناس)
در دهه 90 شاهد ظهور دسته اي از مدعيان انديشه ورزي با تحليل هايي فضل فروشانه بر اساس توهم توطئه بوده ايم. آنها اينبار با ملغمه توهم و توهين، با تعرض به نخبه هاي محبوب، آشفته بازار تحليل هاي بي اساس خود را گرم نگه مي دارند. در اين يادداشت به دلايل اجتماعي رشد اين دسته از مدعيان انديشه ورزي يا تئوريسين هاي خودخوانده خواهيم پرداخت.
 ريشه هاي رشد تئوريسين هاي خودخوانده را بايد در انجماد گفتمان هاي فكري مطرح جامعه ايران جستجو كرد كه جامعه تشنه انديشه هاي جديد را به دامن افرادي سوق مي دهد كه با ساختار شكني و  انتخاب گزينشي برخي دال هاي گفتمان هاي رايج، مفصل بندي التقاطي از آنها ارايه مي كنند. اين گفتمان هاي التقاطي به عنوان بدل و شكل نوين گفتمان هاي موجه به جامعه القا مي شود.
اين نوع گفتمان يا آنچه در اين نوشتار از آن به شبه انديشه  نيز ياد مي كنيم تصوير و تفسيري وا‍ژگونه از مسايل، ريشه ها، اولويت بندي، و راهكارهاي مقابله با آنها ارايه مي دهد. ترويج شبه انديشه ها در سطح جامعه نه تنها كمكي بر حل مسايل نيست بلكه با تحريك عامه به فوران نا بهنگام احساسات و هيجانات زود گذر به مانعي مهم بر عقلانيت و مصلحت انديشي است.
سخنوران اين گفتمان هاي التقاطي و مروجان شبه انديشه ها به جاي آنكه تحت مشاوره هاي روانشناختي قرار گيرند در انجماد گفتمان هاي ديگر فرصت پيدا مي كنند تركيبي از توهم و تفكر را به نام انديشه جديد به عامه القا كنند. صد افسوس برخي طيف هاي سياسي و فرهنگي نيز از آنها به نام تئوريسن حمايت كرده و تريبون در اختيار آنها قرار مي دهند و به صورتي گسترده، شبه انديشه هاي آنها را بازنشر مي كنند. اين تئوريسين هاي خود خوانده داراي ويژگي هاي شخصيتي و توانايي هاي فردي ويژه اي هستند كه به آنها در جذب مخاطب قدرت خاصي مي بخشد. مهمترين ويژگي تئوريسين هاي خودخوانده دهه 90  را به صورت زير مي توان خلاصه نمود:
الف- خود علامه پنداري : تئوريسين هاي خودخوانده این تصور را درباره‌ی خود دارند که دارای دانشی ممتاز و گسترده هستند.آنها سخنان عجیب و جنجالی در حوزه‌های مختلف از جمله سیاست، سینما، اقتصاد، تاریخ و فلسفه مطرح مي كنند، در حاليكه تخصص آکادمیک و سابقه روشنی در هیچ‌کدام از این زمینه‌ها ندارند! اين خودعلامه پنداري موجب شده است آنها در شرايط فرهنگي خاص كشور در سالهاي اخير به وي‍ژه انزواطلبي و سكوت يا مهاجرت برخي نخبه هاي مطرح، جولان دهنده و سخنران محافل در مناسبت‌های دینی و اجتماعی شوند.
ب- توهم افشاگري هاي جهاني: تئوريسين هاي خودخوانده در محافل مختلف سعی در افشاگری‌های جهانی دارند! مثلاً آنها خبر دارند که کشورهای همسایه در حال سرقت ابرهای باران‌زای ما هستند، شلوار «جین» برآمده از مفهوم جن و کفش پاشنه‌بلند نماد سُم جن است، تاسیسات هارپ در حال تولید زمین‌لرزه در کشور است، فوتبال نوعي قمار و تماشای آن معادل تماشای نبرد گلادیاتورها است،پزشکی نوین تقلبی است و کمر به انقراض نسل بشر بسته است و طب سنتي بايد جايگزين آن شود..! تئوريسين هاي خودخوانده در کل به همه چیز با ديده شك و ترديد مي نگرند و به زعم خود سعي دارند پشت پرده توطئه هايي را كه بيشتر ما از آن غفلت داريم به ما عيان كنند!؟
ج- استدلال ورزي هاي غلط و دور شدن از واقعيتها: استدلال ورزي يا صغري و كبري كردن ها و نتيجه گيري از آنها نيازمند طي مراحل درست است. آگزيوم ها بايد صحيح باشد تا جريان استدلال ورزي و نتيجه گيري نيز صحيح باشد. در تئوريسين هاي خودخوانده اين جريان به صورت ناقص و يا غلط پيگيري مي شود. اين نتيجه گيري هاي غلط، ریشه در اطلاعات غلطی دارد که اين افراد از منابعی نامعتبر خوانده یا شنیده‌اند. متاسفانه حتي برخي از اين افراد با وجود آشكار شدن نظريه ها یا پیش بینی های غلط  با لجبازی با مسائل برخورد می‌کنند و اصرار بر حفظ تصورات اشتباه خود دارند. آنها مطالعه گراني حرفه اي و مشاهده گراني كنجكاو هستند. آنها ساعت ها در كتابها، مجلات ، روزنامه ها، سايت ها ، برنامه هاي تلويزيوني، فيلم ها و كارتونها وقت صرف مي كنند. اما اين مطالعه هاي گسترده ولي سطحي و اين كنجكاوي هاي برآمده از ذهن آشفته در خدمت تصور آنها بر تقويت باورهاي غلط است. بر اين اساس آنها با وجود اين تلاش ها و تقلاها به منابع معتبري كه باورهاي آنها را رد مي كند اطمينان ندارند. در نتيجه ذهن تئوريسين هاي خودخوانده  روز به روز از واقعیت‌ها دورتر مي شود.
د- تمایل به احساس کنترل امور: به اعتقاد «کارن داگلاس» روانشناس بریتانیایی يكي از دلايل اعتقاد به تئوري توطئه كه مي تواند نياز كاذب انسانها را به تئوريسين هاي خودخوانده تبيين كند پايين آمدن شاخص هاي امنيت و افزایش استرس عمومي در جامعه است. اين افراد با اطمينان بخشي كاذب مي توانند عامه را به حل اين استرس ها با راهكارهايي كه خود تجويز مي كنند اميدوار كنند. خود اين افراد در تحليل هاي خود نگراني هاي كاذبي مطرح مي كنند كه حس نياز افراد جامعه را به كنترل اين نگراني ها افزون مي كند. متاسفانه شرايط اقتصادي و سياسي دهه نود اين نگراني ها را در افكار عمومي و نياز كاذب عامه را به تحليل هاي تئوريسن هاي خودخوانده افزايش داده است.
ه- اعتبارجويي اجتماعي: تحقیقات نشان داده است افرادی که در جامعه دارای موقعیت اجتماعی خوبی نیستند، بیشتر به تئوری‌های توطئه اعتقاد دارند. تئوريسين هاي خودخوانده معمولا" افرادي هستند كه در هيچ يك از رشته هاي علمي نتوانسته اند جايگاه معتبر آكادميك كسب كنند. آنها براي كسب اعتبار علمي مسيري غلط طي مي كنند. به اين معنا كه با سوء استفاده از عطش جامعه به دانستن به زعم خود بر اساس شالوده شكني مسايلي جديد مطرح مي كنند. اين شيوه طرح بر اساس مهارت خاص آنها در سخنوري و ايده پردازي است كه آنها را در مركز توجه عمومي قرار مي دهد.  با وجود اين آنها هرگز در مراكز معتبر علمي جايگاهي نداشته و فقط در مراكزي كه خود ، حاميان يا مروجان آنها برپا داشته اند به عنوان توريسين ها حضور مي يابند.
و- توهين و تخريب نخبه ها: تئوريسين هاي خودخوانده سعي در تخريب منتقدان و مخالفان خود دارند. به ويژه زمانيكه کذب و توخالي بودن شبه نظريه هاي آنها بر همه بر ملا مي شود براي بقا در مركز توجه افكار عمومي نه تنها از ارائه‌ی پاسخ درباره‌ی تصوراتشان شانه خالی می‌کنند بلكه به مغلطه رو آورده و به منتقدان و فعالان سیاسی، چهره‌ها و نخبه هاي محبوب هنری، ورزشی، جهانی، اقتصادی، علمي و ادبي و عقاید و سلایق مختلف مردم می تازند و یا آنها را به استهزا می گیرند. به تازگی آنها با ملغمه توهم و توهين، پرده‌های حیا را دریده و ناجوانمردانه اقدام به افترازنی‌های اخلاقی می کنند. آينده تئوريسن هاي خودخوانده دهه 90 از شرايط اجتماعي و اقتصادي جامعه ايران تاثير مي گيرد. به اين معنا كه هرچه شرايط ناامني و استرس ناشي از اين شرايط افزايش يابد افكار عمومي آمادگي بيشتري دارند تا در دام تحليل هاي تركيب يافته از توهم، توهين و شبه انديشه گرفتار شوند.

خطر جدی تر زمانی است که تحلیل های آنها سیاستگذاری های حوزه های مختلف کشور را تحت تاثیر قرار دهد. سكوت و انزواي متفكران اصيل، این خطر را با گسترده تر کردن ميدان مانور اين دسته از مدعيان افزایش خواهد داد. با اينهمه مباحثه و مناظره مستقيم با اين افراد به صلاح نيست، چراكه متفكران اصيل قصد ارايه حقايق علمي را دارند در صورتيكه با تكيه بر نظريه «کارن داگلاس» روانشناس بریتانیایی تئوريسن هاي خودخوانده بسته به نیازهاي رواني خود از حس افشاگری، کسب کنترل و چهره‌ی معتبر کاذب خود، حقايق مسلم را انكار خواهند كرد. بر اين اساس بهترين شيوه نقد، تحليل غيرمستقيم شبه نظريه ها بدون ذكر نام اين افراد است. مخاطب قرار دادن مستقيم آنها با بر آورده كردن نياز آنها به كسب حيثيت اجتماعي، موجب خواهد شد بر توهمات خود اصرار بيشتري داشته باشند. اما در سطحي كلان، نقش نظام آموزش و پرورش در پرورشي نسلي كه با روش تفکر و استدلال منطقی آشنايي بيشتري داشته باشد غير قابل انكار است. اين كار به تمايز بين توهم و واقعيت و علم و شبه علم در نزد افكار عمومي كمك شاياني خواهد نمود.