به روز شده در ۱۳۹۸/۰۳/۲۸ - ۲۰:۳۳
 
۳
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۳/۱۷ ساعت ۱۶:۲۷
کد مطلب : ۱۷۹۲۲۹

نجفی قبل از همسرش خودش را کشته بود

رضا صادقیان
نجفی همسر دومش را کشت، قبل‌تر خودش را کشته بود، در هتل لاله و همان روزهایی که جواب تلفن نمی‌داد و از میان صدها دوست دور و نزدیک کسی کمک حالش نبود و نشد. این هم از بدی‌های در قدرت بودن است، وقتی میز و دفتر در اختیارت هست اکثر مراجعه کنندگان و عاشقان قدرت تا زانو مقابل مدیر مربوطه خم می‌شود و روزی که این میز از دست رفت آن همه ارادت به فحاشی و نازسزاگویی و دور شدن و دوباره دور شدن ختم می‌گردد. او تاوان نشنیدن و مشورت پذیر نبودنش را داد. گویا جسم نجفی نه، بلکه روح و باقی مانده آبرویش تا سعادت آباد رفت و مرتکب قتل شد. 

آنان که اهل قلم و فکر بوده و هستند، هنوز در مقابل رفتار بروز یافته از سوی شهردار اسبق تهران سکوت کردند و یا در بهترین حالت شرح ماجرا را دادند. گویا به یکباره کوه شوک بر سر مردم و دوستان او آوار شده است. عده‌ای هم اینجا و آنجا در حال گشودن عقدهای چند ساله‌شان هستند. از پالایش نظام آموزشی در دهه هفتاد گرفته تا مشورت دادن به رییس دولت برای ویران‌سازی اقتصاد کشور. هر جایی که نجفی مدیر آن بوده است، متفق‌الکلمه شدند که او کار بلد نبود و یا تیزهوشی‌اش کار دستش داد، از آدمیانی اینگونه توقع بیش از این هم نیست، افرادی که اکثر حرف‌ها و سخنان‌شان بوی کینه و نفرت‌جویی می‌دهد. 

بارها دوستان بسیار نزدیک شهردار اسبق تهران به او یادآوری کردند که زنی که به وی نزدیک شده و بردارش را در نقش مشاور شهردار تهران در دفتر او مستقر کرده و اینجا و آنجا کارهایی به نام و نشان نجفی انجام می‌دهد مشکوک است، خیلی مشکوک. اهل قدرت و سیاست و مدیران ارشد نمی‌بایست و نمی‌توانند به سادگی با هر فردی و جریانی دوست شوند و انگشتری دوستی و ازدواج را به واسطه آشنایی با کسی در دست کنند، واقعا نمی‌شود. نجفی با تمام سابقه‌اش این نکته را ندید و یا توجه نکرد؟ نمی‌دانیم.

نجفی مانند هزاران مدیری که بعضا دیر حس شنوایی‌شان شکل می‌گیرد فقط گوش داد و گوش داد و در میان راه‌های دیگر از شهرداری رفت تا حاشیه‌های همسرش را به دور از پست و مقام کنترل کند، ولی دقیقا با همان اسلحه‌ای که از پست و مقام در اختیار داشت مرگ همسرش را در بهت و ناباوری دوستان و شادی و پایکوبی غیر قابل وصف دشمنانش رقم زد. 

بحث نخبگی و هوش سرشار و تحصیلات دانشگاهی وی توجیه رفتار محمد علی نجفی نیست. این سخنان و دامن زدن به هر کدامش به کار کسانی می‌آید که دایم در حال کشف اصول کشف نشده در رفتارشناسی انسان‌ها هستند! حتی این قتل ارتباطی با موضع گیری‌های سیاسی و تشکیلاتی وی ندارد، مگر آنکه افرادی بخواهند دوغ و دوشاب را مانند همیشه با هم‌ترکیب کنند و نوشیدنی نابی برای خود سرو کنند. نه تنها نجفی، بلکه صدها و هزاران مدیر ارشد و میانی با همسرانشان گلاویز شدند و کار به کتک‌کاری و پاسگاه و بازداشت هم رسیده، با این حال کسی برای این اتفاق‌ها دست افشانی نکرده است. درک لذت‌جویی از مرگ و سقوط یک انسان زنده به راستی سخت و هضم نشدنی است.