به روز شده در ۱۳۹۸/۰۵/۳۱ - ۱۶:۲۳
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۳/۲۲ ساعت ۱۷:۱۴
کد مطلب : ۱۷۹۶۹۷

ملاوردی: اینک ماییم و حجم انبوه تهمت‌ها...

ملاوردی: اینک ماییم و حجم انبوه تهمت‌ها...
گروه سیاسی: شهیندخت ملاوردی در یادداشتی نوشت: بالاخره نزار ذکا به گفته سخنگوی قوه فضاییه در یک فرآیند کاملا قضایی مشمول آزادی مشروط شده و دیروز در بیروت تحویل حزب الله لبنان شد؛ همان طور که چندی قبلی هما هودفر و دیگرانی البته با کمی تفاوت در فرآیندها! ایران را ترک کردند و بدین ترتیب علی الظاهر پرونده های جنجالی و سنگین جاسوسی یکی پس از دیگری مختومه شده و ختم به خیر می شود.

اینک ماییم و حجم انبوه تهمت ها و بویژه اتهام بی اساس و واهی«وصل به خارج!»که برخی مثل آب خوردن به این و آن می بندند و از هستی ساقطشان می کنند، دریغ از کوچکترین تعهدی به ارايه مستندات، هر گونه الزام به پاسخگویی و قایل شدن کمترین فرصت و حق دفاع برای متهم.... و بدینسان در تمام این سالها همین اتهام می شود ترجیع بند همه تخریبها و هجمه ها علیه مولاوردی!؛ متهم از همه جا بی خبری که به عنوان رییس شورای سیاستگذاری یک همایش بین المللی که مشترکا با وزارت صنعت، معدن و تجارت برگزار شد، تنها عنصر مادی جرم انتسابی اش طبق روال معمول و متعارف همه این همایشها، امضای دعوتنامه فردی بوده که در پاسخ به فراخوان منتشره مقاله اش با عنوان«نقش ICTدر توانمندسازی زنان»از سوی دبیرخانه پذیرفته شده است، بی آنکه حتی جمله‌ای فیمابین در طول همایش رد و بدل شده باشد و بی آنکه نقشی در اعطای ویزای او برای ورود به کشور داشته باشد و یا علم غیب داشته یا دستش را بو کرده باشد که کسی که در پیشانیش جاسوس بودنش حک نشده!، ناگهان جاسوس از آب در بیاید؟

آیا انتظار این بوده معاونت امور زنان که در امور و ماموریتهای محوله و روزمره خود به زحمت صورتش را با سیلی سرخ نگاه می دارد، از واحد ضد جاسوسی یا عملیات برون مرزی برخوردار باشد و آیا اساسا ماموریتی برای این نهاد یا سایر دستگاههای اجرایی در این خصوص مقرر هست؟
اگر جواب مثبت است، پس تکلیف حجم گسترده نیروهایی که وظیفه ذاتی شان همین است و برای آن حقوق و مقرری قابل توجهی هم دریافت می کنند چه می شود؟! و اگر از قبل عالم به جاسوس بودن این بقول رسانه های اصولگرا و صدا و سیما«شاه مهره»و «گنج» و «سر پل نفوذ آمریکا به ساختارهای سیاسی و اجرایی ایران» که ماموریتی ویژه برای«اشغال سایبری ایران» داشت، بودند چرا از همان بدو ورود اقدام به بازداشت وی نکردند و گذاشتند چنین مهره ای یک هفته تمام در کشور بگردد و بچرخد و ...اگر چنین است که وانمود می شود آیا بانی خیر شدن برای به تور انداختن این سوژه با اهمیت سزاوار تشویق و پاداش است یا تنبیه و مجازات و شماتت؟

و مجموعه دبیرخانه همایش برای این شکار مهم یک تشکر از دست اندرکاران طلبکارند! و شاید هم به زعم خودشان اینگونه تور اطلاعاتی شان را پهن کرده اند تا در ضیافت شامی که به افتخار مهمانان خارجی همایش که چندین وزیر و مقام را هم در برمی گرفت و طبق پروتکل عکسهای متعددی نیز در آن گرفته می شود، ایشان با ایستادن در کنار من و با گوشی خود مبادرت به گرفتن عکس مشترک نماید و بعد از بازداشتش و دسترسی به محتوای گوشی وی همین عکس در سطح وسیعی با کپشن«مولاوردی در کنار جاسوس آمریکایی»منتشر شود و بلافاصله بعد از بازداشت وی در شهریور ۹۴در مسیر فرودگاه به امید یافتن سرنخ یا مدرکی برای اثبات«وصل بودنم به خارج»، اقدام به هک کردن پست الکترونیکی و تمام شبکه های اجتماعی که عضوشان هستم بنمایند؟ براستی تکلیف پرونده هایی که بواسطه شکایت از ادعاهای روزنامه کیهان و کریمی قدوسی در این رابطه مفتوح است چه می شود و دهها سوال بی پاسخ دیگر...

حال آنکه این نخستین باری نبود که نزار ذکا به ایران سفر می‌کرد؛ وی متخصص سرشناس فناوری اطلاعات و شهروند لبنانی – آمریکایی و پای ثابت کنفرانس ها و رویدادهای رسانه ای و ارتباطات از امریکا تا ایران و جهان عرب بود و در واشنگتن دی سی به عنوان دبیر کل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات عرب فعالیت داشت و عهده دار ریاست شورای سیاستگذاری«اتحادیه جهانی فناوری اطلاعات» (ویتسا) است. از سال ۱۳۸۹ که ذکا در شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی الکامپ شرکت کرد تاکنون با مجامع علمی ایران در ارتباط بود و شهریور سال ۱۳۹۳ همکاری فعالی با همایش «هفته فناوری اطلاعات و ارتباطات پارسی‌زبانان» داشت. اسفند ۱۳۹۳ هم عضو هیئت داوری «جایزه چالش نوآورانه» بود که در حوزه فناوری اطلاعات برگزار شد، حال چرا در این ماجرا تمرکز اصلی و نوک پیکان حملات صرفا به سمت مولاوردی است، سوال بی پاسخ دیگری است!
و بالاخره اینک ماییم و چشم انتظاری و امید به فردایی که طومار این پرونده سازی ها در این مملکت روزی پیچیده شود...
افسوس که آن روز دور است و دیر!
به نقل از شاعر وطنی، رسول یونان:
اندوه ها در من شعله ور است
ابرها در من در حال بارش
نیمی آتشم،
نیمی باران،
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند...