به روز شده در ۱۳۹۹/۰۶/۲۸ - ۱۹:۰۳
 
۱۵
تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۳/۱۵ ساعت ۱۹:۱۴
کد مطلب : ۲۱۷۴۱۱

صدای این آژیر خطر را بشنوید

صدای این آژیر خطر را بشنوید
گروه جامعه: احمد زیدآبادی در كانال تلگرامی خود نوشت: اینکه سران قوای مجریه و قضائیه به حوادث تکان‌دهنده و دردناکی مانند مرگ آسیۀ پناهی و رومینا اشرفی ورود رسمی و علنی می‌کنند، خود نشانۀ تحولی است که عمدتاً به عمومی شدن رسانه و قدرت آن مربوط می‌شود.
تا همین چند سال پیش وقایعی از این دست اغلب کتمان می‌شد و رسانه‌های کاغذی هم محدودیت‌های خاص خود را برای خبررسانی در این زمینه‌ها داشتند و اگر از دایرۀ محدودیت‌ها نیز بعضاً پا فراتر می‌گذاشتند و به موضوعاتی از این قبیل می‌پرداختند، ممکن بود به اتهام تشویش اذهان، نشر اکاذیب، ایجاد یأس و سرخوردگی عمومی و حتی تبلیغ علیه نظام کارشان به محاکمه کشیده شود!
در این میان اما صِرف ورود سران قوا به وقایع دلخراش اجتماعی و اعلامِ نظری یا دادنِ دستوری از سوی آنان مشکلی را حل نمی‌کند. واکنش به اینگونه وقایع نیاز به علت‌یابی دقیق و مسئولیت‌پذیری صریح و علنی دارد که معمولاً در گفتار سران قوا مفقود است چرا که معمولاً این حوادث را به عواملی خارج از حیطۀ مسئولیت خود نسبت می‌دهند و در عین حال تلاش مؤثری هم برای کشف زمینه‌های عینی و ذهنی بروز این حوادث دردناک صورت نمی‌گیرد.
در موردی مانند مرگ آسیۀ پناهی واقعیت این است که فقر و بیکاری و گرانی سبب گسترش آلونک‌نشینی در حومۀ شهرهای کوچک و بزرگ بخصوص شهرهای با مشکلات انبوه مانند کرمانشاه شده است. مشکلات و نابسامانی‌های ناشی از شکل‌گیری محلات زاغه‌نشین طبعاً بر کسی پوشیده نیست، اما حمله و هجوم و تخریب و در یک کلام برخورد مکانیکی با این پدیده نه فقط مشکلی از میان برنمی‌دارد، بلکه سبب فوت مادر رنجدیده و محروم و بی‌پناه و مستأصلی مانند آسیۀ پناهی می‌شود. برخورد مناسب با پدیدۀ زاغه‌نشینی نیازمند وجود برنامۀ توسعۀ شهری متوازنی است که افزون بر آنکه نیاز به مدیریت و دانش و پول و سرمایه دارد، توجه عمیق به وجوه فرهنگی و اجتماعی این پدیده را هم می‌طلبد!
اما کو برنامۀ توسعۀ متوازن؟ کو سرمایۀ لازم؟ کو مدیر و مجری پخته و با تجربه‌ای که توان فهم یک معضل اجتماعی و اقتصادی را به صورت همه جانبه داشته باشد؟ پس باری به هر جهت، تصمیمی مکانیکی گرفته می‌شود، مادری ستمدیده جان خود را از دست می‌دهد و چند کارمند شهرداری هم دستگیر و راهی زندان می ش‌ند و خانواده‌هایشان به فلاکت می‌افتند! در مورد قتل فجیع رومینا اشرفی موضوع بسیار پیچیده‌تر است. دراین چهل ساله رشد تکنولوژی بخصوص در حوزۀ ارتباطات، فرهنگ جهانی را دستخوش تغییرو تلاطم کرده و فرهنگ جامعۀ ایرانی نیز به تبع آن به کلی دگرگون شده و افزون بر آن، واکنش به جنبه‌های اجباری مدلی از زندگی، سطح دگرگونی را به پیچیدگی و معضل رسانده است!
متولیان فرهنگی کشور ما به جای آنکه به این واقعیت اعتراف کنند و در صدد راه چاره‌ای برآیند، به دلایل گوناگون پای دیگران را وسط می‌کشند و معضلات فرهنگی کشور را به حساب توطئه‌های خارجی و عوامل داخلی آنها می‌نویسند و از این طریق بر دامنۀ شکاف بین نسلی و بروز مصائبی چون قتل دختری نوجوان می‌افزایند! در حقیقت، مسئلۀ "فرهنگ" و "جوانان" در اغلب کشورهای دنیا و از جمله همان کشورهایی که به توطئه‌چینی برای تخریب فرهنگ کشور ما متهم می‌شوند، به شبه‌بحران تبدیل شده است و دولت‌ها برای حل یا کنترل آن واقعاً به زحمت افتاده‌اند!
به واقع معضلی که پدر بیچارۀ رومینا با آن روبرو شده است، بسیاری از پدر و مادرهای دیگر هم با آن روبرویند و اگر چه قساوت و سنگدلی او را برای سربریدن فرزند خود تقبیح می‌کنند، اما در کشاکش آشتی‌ناپذیر بین ذهنیتات سنتی خود با ذهنیت بی در و پیکر فرزندان، کمترین آسایش و حلاوتی را در زندگی خود تجربه نمی‌کنند. چقدر عجیب است که نهادهای مسئول در ایران که وظیفه‌شان طرح این نوع مشکلات و جستجو و کشف و ارائۀ راه‌حلی عقلانی و انسانی برای آنهاست، گویی هیچ درکی از ماجرا ندارند و با محبوس کردن خود در دنیایی خیالی و مربوط به گذشته، عملاً باری از روی دوش جامعه که برنمی‌دارند، به کشاکش‌ها و تضادهای ذهنی بین نسلی یکسره دامن می‌زنند و خانواده‌ها را به تلاطم می‌اندازند!
در واقع همین رویکرد، به نوعی جامعه گریزی و حتی جامعه‌ستیزی هم در بین برخی افراد جامعه منجر شده است. برای نمونه آتش‌سوزی‌های پی در پی این روزها همه‌اش اتفاقی به نظر نمی‌آید و گفته می‌شود مواردی از تعمد هم در کار بوده است. فردی که به هر دلیلی اقدام به آتش‌افروزی کند، روند جامعه‌پذیری را طی نکرده و به موجودی جامعه‌ستیز تبدیل شده است. افزایش چنین افرادی می‌تواند هزینۀ بسیار سنگینی بر دوش کشور بگذارد. به هر حال، حوادث منفرد اما به واقع به هم مربوطی مانند مرگ آسیه و رومینا و آتش‌سوزی‌ها، نمونه‌هایی است که آژیر خطر را به صدا در آورده است، دردمندانه می‌گویم؛ بشنوید صدای این آژیر خطر را!
برچسب ها: احمد زید آبادی

۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۰۴:۳۷
خجالت بکش که میگی فکر بی در و پیکر رومینا
خجالت بکش که میگی پدر بیچاره رومینا (367901)
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۰۸:۳۱
باید بر احوال کشور گریست (367908)
....
Romania
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۰۹:۳۳
سلام و مهربان باش (367914)
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۱:۲۴
حرف همسایه ها درک نکردن دختر گوش ندادن به حرف پدر و مادر نبود ابعاد معنوی در زندگی امروزه داشتن دوست دخت و پسر چه معنی دارد انقلاب شد شهید دادیم برای ارزش های اسلامی چرا باید جوانان حرمت نگه ندارند محرم و نامحرمی حدود خدا و پیامبر اکرم است پدر رومینا ای حقایق را در دل داشت مادر مقصر است تربیت دختر با مادر است (367954)
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۱:۲۷
همه ریس حهمورها دزد هستد (367957)
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۱۳:۲۱
کو گوش شنوا (367962)
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۲۰:۲۹
کو گوش شنوا دولن و مسئولان که دلشان به حال این چیزهانمیسوزد وگرنه اقدام لازم راانجام میدادند کاش کمی لطف میکردندوبیشتربه مسائل مردم وجامعه توجه میکردند اماافسوس.. (367975)
هاشم بهائسته
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۹/۰۳/۱۶ ۲۰:۳۴
باسلام
دیگر جایی برای کتمان این مسائل نیست با پیشرفت فضاهای مجازی و اخبار، دیگه چی رو میخان کتمان کنند
و یک عمر از بی کفایت مسئولین وبی خردی آنها گفته ایم کو گوش شنوا و چشم بینا
اتفاقات این چنینی زیاد است و دیگر برای مسئولین ونمایندگان شهر ها عادی شده.... عادت کرده اند.... (367976)
۱۳۹۹/۰۳/۱۷ ۰۰:۴۶
از قوه قضاییه تقاضا دارم مجازات سنگین برای پدر رومینا وهم مجازاتی برای عموها وبهمن خاوری درنظر بگیرند چون محرک پدر درانجام جنایت بوده اند ،چون من فیلم عموی رومینا رو دیدم اصلا آثار اندوه و پشیمانی در چهره اش نبود،!!! اگر برخورد جدی نشه هم عدالت اجرا نشده وهم موضوع پس از مدتی فراموش میشه و دوباره شاهد چنین حوادثی خواهیم بود ،...🙏🙏🙏🙏🙏🙏😱😱😱😱😱😱😱😱 (367981)
۱۳۹۹/۰۳/۱۷ ۰۸:۲۷
خطر واقعی سیاه نمایی سایت های حامی دشمن و کسایی هست که آرایشگر دشمن و لجن مال کننده ی داخل هستند. خسته نباشید. (367984)
۱۳۹۹/۰۳/۱۷ ۱۰:۰۳
واقعا ازاین خبر قلبمان به درد آمد بااینکه در قرن بیست ویک هستیم ولی جامعه ما هنوز در عهد جاهلیت به سر میبرد متاسفانه (367987)