به روز شده در ۱۳۹۹/۱۱/۰۶ - ۱۹:۱۷
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۲/۲۴ ساعت ۲۲:۵۱
کد مطلب : ۲۰۵۰۵۵
حکمروایی سانحه طبیعی کرونا بامشارکت مردم ویادگیری اجتماعی

هیچ شهر و مردمی را مقصر نپنداریم...

هیچ شهر و مردمی را مقصر نپنداریم...
محمدحسین شریف‌زادگان
شیوع کرونا در ایران پدیده ای است که بطور عمومی گسترش یافته است اگرچه در تاریخ ایران به شکل وبا و تیفوس وجود داشته است و همه ارکان جامعه را درگیر خود می نمود ولی امروزه با شناخت علم و دانش قابل رویت و شناخت است و مبارزه با آن نیز از دانش و تجربه بشری کمک می گیرد. کرونا زمانی که همه گیر شد و همه جامعه به آن حساس شدند امری است در حوزه عمومی و سیاست های عمومی بر آن گسترانیده می شود. حوزه عمومی بر منافع عمومی استوار است و هر اخلال یا سانحه ای در آن به عهده دولت است و نوع روبرویی دولت با آن از طریق حکمروایی است.
به غیر از دولت های با ساختار سازمان یافته اقتدارگرای تک حزبی مثل چین، کشورهای دموکراتیک با جوامع مدنی متکثر و حتی کشورهای نیمه باز و نیمه بسته مانند ایران ، دولت نمی تواند بخش عمومی را بدون تکیه به جامعه مدنی- نهادهای اجتماعی و اقتصادی و مشارکت مردم به پیش ببرد. مفهوم حکمروایی هم در اینجا مدیریت جامعه فراتر از دولت و با مردم و نهادهای مدنی است. کرونا تبدیل به امری ملی در حوزه عمومی شده است و همه مردم و همه اقشار اجتماعی را تهدید می کند و تبدیل به یکی از سوانح طبیعی از نوع ویروسی آن گردیده است.
مدیریت سوانح طبیعی (کرونا) سه مرحله است، نخست مرحله تمهیدات بهداشتی درمانی، آگاهی اجتماعی و سازمان دهی لازم، دوم مرحله مقابله سازمان یافته در زمان شیوع و سوم مرحله تدابیر بعد از آن تقسیم می گردد. در هر سه مرحله سیاست گزاری و مدیریت آن اگرچه از مسئولیت های اصلی دولت است ولی حتماً با نهادهای اجتماعی و مدنی و مشارکت مردم در قالب حکمروایی در حوزه عمومی انجام می پذیرد. اگر در گذشته خللی در همکاری دولت و نهادهای مدنی ایجاد شده و دولت نهادهای مردم نهاد را برنتابیده است وآثار آن نیز در مشارکت مردم از طریق این نهادها خود را نشان می دهد، ولی امروز نقش نهاد های مردم نهاد ضرورتی ملی درایجاد حکمروایی برای مقابله با کرونا است.
مدیریت نوین دیگر همانند مدیریت کلاسیک خطی نیست بلکه امری است که به شکل شبکه ای از نهادهای اجتماعی خود را نشان می دهد و چون در کل سرزمین ایران اعم از استان ها و شهرستان ها و شهرها و روستاها گسترده است جنبه فضایی نیز دارد. بنابراین مدیریت در قالب یک مدیریت شبکه فضایی در قالب نهادهای مدنی و اجتماعی می تواند حکمروایی حوزه عمومی برای مقابله با سوانح طبیعی کرونا را توسط دولت عمل می کند. نهادهای اجتماعی مدنی، شامل نهادهای مردم نهاد، خیریه ها، موسسات اجتماعی و از همه مهم تر افکار عمومی است که می تواند در این زمان حساس مقابله با کرونا خودرا بعنوان بازیگر بخش مهمی از حکمروایی فرا تراز دولت خود را نشان دهد. 
دولت اگر می خواهد از کارایی لازم برای مقابله با این امر ملی برآید لازم است اقدامات خود را با همکاری مردم و نهادهای اجتماعی و مدنی و باسازگاری وهمراهی با افکار عمومی توسط شفافیت بیشترو اعتمادسازی، کار را به پیش ببرد. حکمروایی مقابله با سوانح طبیعی کرونا عمدتاً بر امور "احکام پژشکی و فنی "آن و "مدیریت سوانح طبیعی ویروسی" که دارای پشتوانه تجربه جهانی است استوار است و تمکین به آن دو سویه است هم دولت و نظام باید به آن تن دهد و هم مردم و نهادهای اجتماعی و به خصوص نهادهای سنتی که آموزش لازم و حتی بعضا تجربه ذهنی تطبیق خود با وقایع و تحولات اجتماعی ایران مدرن را نداشتند.
در اینجا نیز عدم تمکین دولت برای قرنطینه شهر قم در مراحل اولیه شیوع بیماری در این شهر به هر دلیل که باشد تن ندادن به یک امر فنی و پزشکی منطبق با تجارب بین المللی وهم اکنون نتایج مثبت اجرای آن در کشورهای دیگر است کاملاً قابل مشاهده است.
مهم ترین مساله در این میان "وحدت فرماندهی" است که همه باید آن را بپذیرند ولی این گونه فرماندهی بر اساس حکمروایی بوده و فراتر از دولت و با مردم است. این گونه فرماندهی اعتمادسازی و کارآمدی بیشتری خواهد داشت. در صورت مشارکت مردم ونهاد های اجتماعی، هیچ فرد یا گروه یا گرایش اجتماعی چه مدرن و چه سنتی و یا مذهبی به خاطر این که خود نیز در آن مشارکت دارد نمی تواند از تدابیر آن تخطی کند.
در این میان تحولی نیز در حال شکل گیری است و آن "یادگیری اجتماعی" بسیار گسترده و در سطح ملی برای مقابله و سازگاری با یکی از پدیده های سوانح طبیعی ویروسی است. به طوری که مردم وگروه های اجتماعی در اثر روبرویی با ضرورت های فردی واجتماعی، رفتار های جمعی ورواداری از خود نشان میدهند که موجب افزایش خصوصیات ارتقایافته فردی ومدنیت اجتماعی میگردد این کار در اثر یادگیری متقابل در خانه خیابان ومحل کار انجام می پذیرد ودر مجموع جامعه ایران را ارتقا می دهد. نشستن در خانه ها، دست ندادن، رعایت بهداشت فردی و محیطی، حساسیت در مراجعه به مراکز درمانی ،همکاری اجتماعی درحمل ونقل شهری و محل کار وخرید، حتی برخی از نهادهای سنتی مذهبی که آمادگی ذهنی لازم را برای مقابله با این امر را نداشتند و رفتارهای غیر متعارفی از خود نشان دادند، توسط بخش های پیشرو تر نهادهای مذهبی تغییر مسیر دادند و نمازجمعه شهرها تعطیل و محدودیت های زیادی در مکان های مذهبی انجام شد، گرچه دیر هنگامی این تغییرات اثرات منفی خود را به بار آورد ولی نتایج آن سبب انباشت تجربه اجتماعی بخشی ازجامعه سنتی ایران توسط "یاد گیری اجتماعی" ناشی از "حکمروایی سوانح طبیعی ویروسی" گردید.
بنابراین مردم و نهادهای مدنی و اجتماعی می بایست در چارچوب تدابیر تخصص پزشکی و همکاری های فردی و اجتماعی خود را در معرض یک حکمروایی ملی دو سویه مردم و دولت قرار دهند. و دولت نیز میبایست بداند که بدون مشارکت مردم و نهادهای مدنی و اجتماعی نمی تواند حکمروایی ملی مقابله با سانحه طبیعی ویروس کرونا را به پیش ببرد.
دولت هرگز نباید مساله کرونا در کشور را که طبیعتاً با نارسایی ها و کمبودهایی مواجه است و حتی ممکن است با اعتراضاتی نیز مواجه گردد به "امر سیاسی" تبدیل کند که با استفاده از " شرایط استثنایی " ناشی از آن به قهر سیاسی گرایش پیدا کند. و همواره با شفافیت، اعتمادسازی و بروز عواطف اجتماعی و انسانی ، مردم و نهادهای اجتماعی را برای همکاری به سوی خود جلب نماید. دولت می بایست از ظرفیت های نهادهای مدنی و اجتماعی با این اعتقاد که حکمروایی بدون مشارکت آن ها انجام نمی پذیرد و حل مسائل امروز محتاج مشارکت آنان است؛ استفاده نموده و این نهاد ها را در اولین فرصت سازمان دهی کرده و با آموزش های لازم ، در سراسر کشور برای مقابله با سانحه طبیعی ویروس فعال نماید.
علی رغم کمبودها ونارسایی ها ،که بخشی از آن نیز ناشی از تحریم ستمگرانه قدرت های بزرگ است بر هر ایرانی وطن دوست و مردم گرا فرض است که اقدامات، قلم ها، انتقادات و پیشنهادات خود را در جهت کارآمدی و تحقق بیشتر حکمروایی فوق الذکر هدف گبری کند و در تضعیف و دلسردی عوامل آن به خصوص پزشکان، پرستاران و عوامل درمانی در بخش های مختلف که همانند سربازان یک نبرد ملی با سوانح طبیعی می جنگند هرگز قدمی برندارند. کرونا به خاطر توقف یا کند شدن بخشهای وسیعی از فعالیت های اقتصادی بخصوص خدمات شهری موجب رکود اقتصادی می شود ودر این میان کارگران، تهیدستان وخرده کاسبان شهری بیشترین لطمه اقتصادی را برده اند. دولت ونهاد های مدنی واجتماعی می بایست تدابیری برای حمایت از این اقشار اجتماعی به کار گیرند .در این شرایط پرداختن به این امر جزیی از سیاست ها اجتماعی بخش عمومی ناشی از سانحه طبیعی کرونا ست ومی بایست در قالب حکمروایی پیش گفته حل وفصل شود.
در این میان می‌بایست هیچ شهر و مردمی را مقصر نپنداریم، مثلاً مردم قم را که اولین سانحه دیدگان این سانحه ملی است سرزنش نکنیم زیرا امروز در پی مقصر بودن ثمره اجتماعی مناسبی برای ایران به ارمغان نمی آورد. امروز همه ایرانیان دچار مشکل ملی شده اند که باید با همدلی و هوشمندی و هوشیاری و حکمروایی مناسب آن را پشت سر بگذاریم. ایرانیان با فرهنگ و مقاوم با یاری خداوند متعال و حکمروایی خودشان این مشکل را حل خواهند نمود.
برچسب ها: ویروس کرونا