✍️ دکتراسماعیل خلفازاده
دانش آموخته مدیریت توسعه
پیشگفتار
ایران با قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمهخشک جهان، همواره با محدودیت منابع آبی مواجه بوده است. با این حال، بحران کنونی آب در کشور بیش از آنکه ناشی از عوامل طبیعی باشد، محصول مدیریت ناکارآمد، الگوی توسعه ناسازگار با اقلیم و سیاستگذاریهای کوتاهمدت است. تغییر مسیر توسعه از کشاورزی سنتی به سمت صنعتی شدن هوشمند ضرورت تام دارد، خصوصاً که میزان ارزش افزوده محصولات صنعتی نیز چندین برابر محصولات کشاورزی است. توضیح اینکه، اگرچه در این مقاله به ضرورت استفاده از فناوریهای نوین اشاره داشتیم. اما تمرکز اصلی ما بر تحلیلهای توسعهای، اقتصادی و اصلاح نظام حکمرانی آب است.
مقدمه
وضعیت کنونی منابع آبی در ایران نشاندهنده یک بحران پیچیده است که ریشه در چالشهای مدیریتی، برنامهریزی و حکمرانی دارد. کاهش بارشها و خشکسالیهای متوالی، پیامدهای قابل توجهی بر امنیت آبی، غذایی و زیست محیطی کشور داشته است. شدت این بحران به حدی است که بیش از ۹۰ درصد از منابع آب تجدیدپذیر کشور برداشت میشود، در حالی که استاندارد جهانی ایمن، حداکثر ۴۰ درصد است. این وضعیت را میتوان به "ورشکستگی آبی" تعبیر کرد، جایی که مصرف بسیار فراتر از توان طبیعی تجدید منابع است.
تحلیل ریشههای بحران
۱. چالشهای مدیریت منابع آب
برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی منجر به کاهش شدید سطح این منابع شده است. آمارها حاکی از کسری حدود ۱۵۰ میلیارد مترمکعب در ذخایر آب زیرزمینی کشور است. همچنین عدم تطابق الگوی کشت با شرایط اقلیمی کشور و فرسودگی سیستمهای آبیاری موجب تلفات بالا در شبکههای انتقال شده است. بخش کشاورزی با سهم حدود ۹۳ درصدی از مصرف آب، بازدهی بسیار پایینی دارد.
۲. مسائل حکمرانی و سیاستگذاری
تمرکز بر راهکارهای کوتاهمدت و سازهمحور مانند احداث سدهای بیرویه به جای برنامهریزی بلندمدت، بحران را تشدید کرده است. نبود یکپارچگی در مدیریت منابع آب در سطح حوضههای آبریز و چالش در هماهنگی بینبخشی میان بخشهای کشاورزی، صنعت و شرب از دیگر مشکلات ساختاری است. شواهد عینی این مدیریت ناکارآمد را میتوان در وضعیت بحرانی سدهای مهمی مانند امیرکبیر، لار و لتیان مشاهده کرد که برخی از آنها به کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت خود رسیدهاند.
۳. ابعاد اقتصادی-اجتماعی
وابستگی معیشتی جوامع محلی به کشاورزی ناپایدار، تاثیر تحولات جمعیتی و تغییر الگوی مصرف، و مهاجرتهای ناشی از خشکسالی و تخریب سرزمین از پیامدهای اجتماعی-اقتصادی این بحران است. این عوامل به نوبه خود فشار بر منابع آبی را افزایش داده و چرخه معیوبی از تخریب و فقر را ایجاد میکنند.
۴. پیامدهای سیاست خودکفایی گندم: یک مطالعه موردی
پیگیری سیاست خودکفایی در تولید گندم بدون در نظر گرفتن ملاحظات اقلیمی، به عنوان یکی از نمونههای بارز سیاستگذاری ناپایدار، آسیبهای جدی به پیکره منابع آبی کشور وارد کرده است. برای دستیابی به این هدف، سطح وسیعی از اراضی که برای کشت گندم مناسب نیستند زیر کشت رفته و منابع آب زیرزمینی با شدت بیشتری بهرهبرداری شدهاند. برآوردها نشان میدهد برای تولید هر کیلوگرم گندم در ایران، به طور متوسط بین ۱ تا ۱.۵ مترمکعب آب مصرف میشود. این در حالی است که این رقم در کشورهای پیشرو در کشاورزی پایدار بسیار کمتر است. تداوم این سیاست موجب شده تا بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب آب مجازی سالانه از طریق محصولات کشاورزی به ویژه گندم از کشور صادر شود، در حالی که کشور در وضعیت «ورشکستگی آبی» به سر میبرد. این امر به بهای خشکیدن قناتها و چاهها و فرونشست زمین در دشتهای اصلی کشاورزی کشور تمام شده است. از منظر اقتصادی نیز بسیاری از کارشناسان معتقدند تامین امنیت غذایی از طریق واردات هوشمندانه گندم در سالهای کمآبی، به صرفهتر از مصرف منابع استراتژیک آب برای دستیابی به خودکفایی تحت هر شرایطی است.
راهکارهای توسعهای پیشنهادی
۱. راهبردهای فنی-مدیریتی
اجرای سیستمهای آبیاری نوین و افزایش راندمان آبیاری باید در اولویت قرار گیرد. توسعه سامانههای پایش و مانیتورینگ منابع آب با استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند سنجش از دور و هوش مصنوعی میتواند به مدیریت دقیقتر کمک کند. بازیابی و استفاده از آبهای غیرمتعارف از جمله پساب و آبهای نامتعارف نیز ظرفیت قابل توجهی دارد. به ویژه، فناوریهای نوین مانند نانوفیلترها برای تصفیه بهتر پسابها و سیستمهای هوشمند آبیاری که با دادههای لحظهای کار میکنند، میتوانند تحول آفرین باشند.
۲. سیاستهای کلان
بازنگری اساسی در الگوی کشت بر اساس مزیت نسبی مناطق و تقویت حکمرانی یکپارچه منابع آب ضروری است. در این راستا، بازتعریف مفهوم "امنیت غذایی" و عبور از سیاست خودکفایی مطلق در محصولات آببری مانند گندم یک ضرورت اجتنابناپذیر است. باید به سمت تامین امنیت غذایی از طریق «تجارت هوشمند آب مجازی» و تمرکز بر تولید محصولات با نیاز آبی کمتر و ارزش اقتصادی بالاتر حرکت کرد. توسعه اقتصاد چرخشی در بخش آب که در آن آب به طور مستمر بازیابی و استفاده مجدد میشود، باید جایگزین مدل خطی کنونی شود. این امر مستلزم تغییر پارادایم از مدیریت «عرضهمحور» به «تقاضامحور» است که در آن به جای تلاش برای تامین آب بیشتر، بر مدیریت مصرف و بهرهوری تمرکز میشود.
۳. راهبردهای نهادی-اجتماعی
توانمندسازی جوامع محلی در مدیریت منابع آب، توسعه مشارکت مردمی و بخش خصوصی، و تقویت نظام دانش بومی و تلفیق آن با دانش نوین از ارکان اصلی خروج از بحران است. رویکرد «هیدرولوژی-اجتماعی» که ابعاد انسانی را به عنوان جزء ذاتی سیستم آبی در نظر میگیرد، میتواند زمینه ساز مدیریت مشارکتی موفق باشد. استفاده از فناوریهای نوین مانند بلاکچین نیز میتواند شفافیت و کارایی در تخصیص و تبادل حقوق آب را افزایش دهد.
نتیجهگیری
گذار از شرایط کنونی به سمت مدیریت پایدار منابع آب، نیازمند عزم ملی، اصلاحات نهادی، سرمایهگذاری در فناوریهای نوین و مشارکت همه ذینفعان است. این گذار مستلزم تجدید نظر در سیاستهای کلانی مانند خودکفایی در گندم و جایگزینی آن با رویکرد "امنیت غذایی پایدار" است که در آن آب به عنوان یک عامل محدودکننده و استراتژیک در کلیه برنامهریزیهای توسعه مورد توجه قرار گیرد. با اتخاذ رویکردی علمی، مشارکتی و آیندهنگر میتوان بر این چالش غلبه کرد و مسیر توسعه پایدار را هموار ساخت. تجربیات بینالمللی نشان میدهد که ترکیب حکمرانی خوب، فناوریهای پیشرفته و مشارکت جامعه محلی میتواند حتی در خشکترین مناطق نیز امنیت آبی را تضمین کند.