به روز شده در ۱۴۰۰/۰۲/۰۳ - ۱۷:۴۰
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۲/۲۹ ساعت ۲۳:۴۶
کد مطلب : ۲۶۲۱۴۴

درددل‌های حامد ترکمن حافظ مکتب سه‌ تار نوازی استاد ذوالفنون

درددل‌های حامد ترکمن حافظ مکتب سه‌ تار نوازی استاد ذوالفنون
گروه هنری- مهشید نصیری: حامد ترکمن در سال ۱۳۶۲ در تهران متولد شد وفراگیری موسیقی را از ۵ سالگی آغاز کرد.از همان دوران کودکی به ساز تنبک و ضرب باستانی علاقه ی فراوانی نشان داد و موسیقی را با نواختن این دو ساز کوبه ای آغاز نمود. وی از ۱۰ سالگی به سه تار روی آورد در ابتدا سه تار را بدون استاد نواخت، در سال ۱۳۷۶ در محضر استاد حسین یارا نوازنده و محقق سه تار حاضرشد و از راهنماییهای وی در شیوه ی سه تار نوازی و آشنایی با تکنیکهای سه تار، ردیف نوازی و... برخوردار شد.
در سال ۱۳۸۰ در جوار «استاد جلال ذوالفنون»  هر چند مختصر ولی از شیوه ی نوازندگی این استاد بزرگ و صاحب پنجه ی سه تار بهره ی فراوان برده است.
 همچنین به دلیل توانایی در خواندن آواز و آشنایی با تکنیکهای آوازی و داشتن تحریرهای منحصر به فرد با تشویق استاد جلال ذوالفنون به خواندن آواز روی آورد.
اساتید و هنرمندان موسیقی و دوستداران ساز سه تار حامد ترکمن را به اصرار بر شیوه سه‌‏تار نوازی مکتب استاد جلال ذوالفنون می‌‏شناسند،
حامد ترکمن در سال ۱۳۸۰در دومین جشنواره ی هنری طلوع در بخش موسیقی نوازندگی سه تار موفق به کسب دریافت «دیپلم افتخار» گردید و۴سال بعد همکاری خود را با گروه دف نوازان وندادمهر به سرپرستی استاد افشین خلج و مهرزاد هویدا
آغاز نمود که کنسرتها و اجراهای متعددی به همراه این گروه موسیقی داشته است.در همان سال گروه موسیقی فریاد به سرپرستی حامد ترکمن به همراهی مهدی ردایی، مسعود جاهد، ایمان دشتی و عرفان متکیایی تشکیل شد.
وی در سال ۱۳۸۵در فیلم حافظ به کارگردانی استاد برجسته ی سینما « ابوالفضل جلیلی» به عنوان نوازنده ی سه تار و دف همکاری داشته است.
حوزه ی هنری به همراهی شرکت پخش آوای باربد اولین آلبوم وی  را در اسفند ماه سال ۱۳۹۰با نام معشوق روحانی و با تیراژ ده هزار نسخه منتشر کرد ودر تیر ماه سال بعد کنسرت این آلبوم را با نام کنسرت معشوق روحانی به همراهی گروه موسیقی فریاد برگزار کرد.
در همان سال به همراه گروه موسیقی فریاد با خوانندگی استاد حسام الدین سراج در سالن نژادفلاح کرج بزرگداشتی را به یاد استاد جلال ذوالفنون برگزار و قطعاتی از آلبوم شرح فراق را نیز اجرا کرد.
از همکاریهای این هنرمندجوان با دیگر گروه ها، سازمانها و آثار دیگر هنرمندان میتوان به:
اجراهای متعدد زنده در رادیو البرز، 
آلبوم نوش و نیش با صدای حامد ترکمن،
اجاق سرد با صدای وحید تاج،
سوی بی سو با صدای امیر اثنی عشری،
آرش کمانگیر با شاهنامه خوانی جلال الدین کزازی و همچنین آخرین همکاری وی با گروه موسیقی بین المللی (vellua) به همراه هنرمندان ملل مختلف جهان از جمله دو آهنگساز بسیار توانمند سوئدی با نامهای Haval haco و Joe Haco میباشد.
حامد ترکمن علاوه بر نواختن سه تار، در نواختن سازهایی دیگر همچون :کمانچه، قیچک، بربط(عود)، تنبور، باغلامای الکتریک، دودوک، طبلای هندی، کانجیرا، تنبک، ضرب باستانی، دف، کاخن، بندیر، دایره و کوزه نیز توانایی دارد،
به دلیل استعداد و دقت فراوان در ساخت سه تار با تشویق و راهنماییهای استاد حسین یارا و استاد جلال ذوالفنون ساخت سه تار را ادامه داد.
درراستای معرفی کامل این جوان هنرمند وآینده ساز عرصه هنرکشورمان گفتگویی داشتیم که چکیده آن در پی می‌آید.
حامد ترکمن درخصوص ساختن ساز میگوید: «پدر بنده حدود ۴۰سال در صنعت چوب فعالیت دارند و یک استاد کار نجار هستند و از این رو در زمینه ی شناخت چوب و آشنایی با بخشهای اولیه ی ساز سازی هیچ وقت مشکلی نداشتم و به برکت وجود پدر و راهنماییهای ایشان و حمایتهای بی دریغ مادر بزرگوارم در سن نوجوانی شرایط برای من در زمینه ی نوازندگی و ساخت سه تار همیشه فراهم بوده است.
این نوازنده ی بسیار توانا و چیره دست،مُحقق و مبتکر در زمینه ی سازهای ایرانی نیز میباشد، ادامه داد: از سال ۱۳۸۴ تحقیقات فراوانی بر روی ساختار فیزیکی سه تار انجام دادم که ثمره ی این تحقیقات:
۱۲ شیوه پُل گذاری در سه تار و ساخت سه ساز به نامهای سه تار سوپرانو، سه تار آلتو«هنگام» و ساز جدیدی با نام «مَهبانگ» میباشد که در آثار بعدی صدای این سازها به سمع و نظر دوستداران هنر موسیقی خواهم رساند. تمامی سه تارهای نواخته شده در آثار وی از ساخته های دستان هنرمند حامد ترکمن با مُهر «پرند» و «ترکمن» میباشد.
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش، 
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری، 
(حضرت حافظ) 
ازاستادجوان وچیره دست خواستم تادیدگاه خود درخصوص وضعیت فعلی و آینده موسیقی درکشورمان را باما درمیان بگذارد:
درود بر یکایک سروران عزیز و ارجمندم، بیشتر از نیم قرن اساتید ما همانند :استاد ذوالفنون، استاد کسایی، استاد شهناز، استاد لطفی، استاد مشکاتیان، استاد پایور، استاد عبادی و... برای هنر موسیقی ملی این مملکت دهه ها زحمت کشیدند و هنوز آثارشان حس تازگی، زیبایی خلاقیت و عظمت را داراست! 
بعد از رفتن این عزیزان حتی یک اثر، حتی یک اثر مانند آثار این بزرگان ساخته و منتشر نشد، چه کسی فکر میکرد روزی موسیقی فاخر ایران با سال‌ها قدمت و پشتوانه فرهنگی،(هنری، ادبی، علمی و عرفانی...) تنها ظرف دو یا سه دهه  زیر خروارها موسیقی سبک و بی محتوا زیر آثار یک شبه و صدای خوانندگانی که فقط نام خوانندگی را با خود حمل میکنند مدفون شود!؟ 
گرفتن حس و دید زیبایی شناسی (بینش عالی) و مسموم کردن گوش و ذهن مردم با موسیقی بازاری و موسیقی های سبک و از بین بردن عرصه و بستر  فعالیتهای هنری در موسیقی اصیل ایران باعث شد که هنرمندان و نوازندگان سازهای ایرانی سالها گوشه نشین شده و بطور کلی دست از فعالیتهای جدی و هدفمند هنری خود بردارند.
اگر دقت کرده باشید متوجه خواهید شد که تعداد بسیاری از گروه های مختلف هنری اعم از نوازندگان، آهنگسازان، سازندگان سازهای ایرانی و تکنوازان موسیقی ایرانی با فعالیتهای شبانه روزی و تلاشهای بی وقفه برای جلوگیری از نابودی، مدفون نشدن و حفظ و بقای این هنر فاخر در حال دست و پا زدن هستند،
نتیجه ی تلاش این هنرمندان و این سرمایه های ملی و انسانی چه خواهد شد!؟
آینده ی همه ی این انسانهای هنرمند که زندگی و عمر خود را صرف این هنر ارزشمند و فاخر ایران کرده اند چگونه خواهد بود!؟ 
اما در موسیقی پاپ امروزی تجهیزات و سرمایه لازم برای تولید یک اثر شاید تنها فقط چند نرم افزار باشد و گاهی هم شاید چند میزان گیتار یا ویلن و...
ولی همه ی ما بصورت مداوم شاهد انتشار آلبوم یا قطعات تک تِرَک با صدای به اصطلاح خوانندگانی که آواز گوش خراش آنها که در استدیو ساخت و پرداخت مصنوعی شده و فاقد ارزش موسیقایی و استانداردهای لازم میباشد روبه رو میشویم و متاسفانه شاهد تبلیغات و حمایتی گسترده از سمت رسانه های داخلی و خارجی، شرکتهای انتشاراتی و کنسرت گذاران از این موسیقی های یک شبه و سبک هستیم، 
(هنرمندان موسیقی اصیل ایران سالها با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم کردند و تکلیف و رسالت خود را برای حفظ و اشاعه ی این هنر بزرگ و ارزشمند انجام دادند ولی ادامه این راه قطعا با مردم است،یعنی گوش دادن به موسیقی فاخر وموسیقی صحیح و درست.
اگر این تخریب و نابودی که در حال حاضر شاهد آن هستیم اینگونه به راه خود ادامه دهد در آینده از هنر گذشتگان و هویت موسیقی ملی ایران برای نسلهای بعد چیزی باقی نخواهد ماند.) 
 ما سالها بدون هیچ حمایتی از طرف ارگانهای دولتی از فرهنگ و هنر این مملکت پاسداری کردیم و خواهیم کرد،
بنده نزدیک به سه دهه زندگی خود را وقف ساز سه تار این ساز ملی و کهن ایران زمین کرده ام و همچنان هم به این راه ادامه خواهم داد، 
و قطعا تلاش هنرمندان دیگر هم در این عرصه باعث حفظ و پاسداری از این ساز ملی خواهد شد، 
من رُک میگویم سالهاست امیدی به یاری مسئولین نداریم و منبعد هم نخواهیم داشت، چرا که هیچ گونه امینت شغلی نداشته و نداریم و قطعا در شرایط کنونی با مشکلات بزرگتری روبه رو خواهیم شد، بدون خدمات درمانی، بیمه و... تلاشهای بسیاری کردیم که صدای ما به گوش مسئولین برسد اما بعدها متوجه شدیم مسئولی وجود نداشت که صدای ما را بشنود، 
کدام مسئول!؟ 
کدام گوش شنوا!؟ 
اگر بنده از سن 7 سالگی که اجرای صحنه ای داشتم در یک نهاد فرهنگی هنری استخدام شده بودم الان باید در سن 38 سالگی بازنشسته شده و حقوق بازنشستگی دریافت میکردم،
تنها کمکی که به بنده شد سال ۱۳۹۰ بود که سازمان حوزه‌ی هنری یک اثر از بنده منتشر نمود آن هم با هزاران مشکل و آزارها و بی احترامیها و... 
که ناگفته های بسیاری هست... 
که هیچگاه فراموش نخواهم کرد، 
به قول حضرت حافظ:
ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش