به روز شده در ۱۴۰۰/۰۲/۲۷ - ۰۹:۱۵
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۱/۲۴ ساعت ۱۸:۰۹
کد مطلب : ۲۶۶۰۹۳

دولت در وضعیت کیش و مات! ‏

دولت در وضعیت کیش و مات! ‏
گروه سیاسی: روزنامه جهان صنعت نوشت:ماجرای نطنز، ماجرای تازه‌ای نیست و اسراییل دیرهنگامی است که ایران را به آوردگاه مبارزه نظامی دعوت می‌کند. ‏اسراییل در سوریه مواضع ایران را مورد هجمه و حمله قرار می‌دهد و گاه و بیگاه این مسیر را در عراق گسترده است. مسائل ‏مربوط به سایت‌های هسته‌ای ایران و ترور شخصیت‌های برجسته این حوزه یعنی دانشمندان هسته‌ای نیز بار‌ها به صورت متفاوت ‏از سوی تهران و تل‌آویو مطرح شده است؛ لذا حملات اسراییل به مراکز هسته‌ای ایران با عاملیت‌های اعلامی و مدیریتی در این ‏مسیر آشکار است. در واقع ایران را به جنگ حیثیت در عرصه سیاسی و رویارویی نظامی در عرصه منطقه‌ای می‌خواند. ‏
ایران نیز پارادایم نه جنگ و نه مذاکره را بر اساس دستور رهبری در دستور کار دارد. در عین حال مذاکراتی را در قالب گروه ‏‏۱+۵ با بازگشت بایدن به نمایش می‌گذارد. آغاز این مذاکره، شکاف میان جناح‌های سیاسی در ایران را گشوده است چراکه رهبری ‏نظام ایران آشکارا گفته‌اند نه جنگ و نه مذاکره. در بازتعریف عملیات آن نیز مذاکره به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در هر رده ‏و توسط هیچ کس نباید صورت بگیرد. ‏
پرسش این است که آیا دولت هم‌اکنون می‌تواند بدون توجه به مجوز نهاد‌های فرادستی مثل شورای امنیت و بدون توجه به فرمان ‏رهبری وارد مذاکره در قالب ۱+۵ یا مذاکره غیرمستقیم با آمریکا شود؟ با توجه به مبرهن بودن این مذاکرات و گفتگو‌ها که ‏اکنون در داخل و خارج از کشور درباره آن صحبت می‌شود، آیا می‌توان گفت که این نهاد‌ها آن را نادیده گرفته‌اند یا اینکه رهبری ‏ایران از این امر بی‌اطلاع هستند؟
پاسخ به این پرسش آشکارا باید کلمه خیر باشد؛ لذا دولت نمی‌تواند بدون مجوز نهاد‌های فرادستی و تصمیم‌گیرنده نهایی وارد مذاکره ‏شود. این معنا تا حد زیادی دوگانگی سیاست‌ها را به نمایش گذاشته است. اعلام سیاست عدم مذاکره در هر سطحی و در هر موردی ‏نشان می‌دهد که ایران در عمل از اعمال سیاست‌های اعلامی خود دور شده است. بالطبع در این فضا مخالفان دولت می‌توانند در ‏آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری از این دوگانگی و گپ در سیاست‌ها استفاده کنند و دولت را زیر پرسش ببرند، زیرا از نظر آنان ‏فرمان رهبری کاملا آشکارا در جهت عدم مذاکره است. از طرفی دولت هم نمی‌تواند در این قضایا پا پیش نگذارد، چون با هماهنگی ‏نهاد‌ها و شخص رهبری باید وارد مذاکره شود. ‏
از سوی دیگر بر اساس فشار‌های وارده در ایران شاهد بحران‌های مختلف و نارضایتی سیاسی معطوف به رویارویی مردم و دولت ‏هستیم. باید در این چارچوب اذعان داشت که طرفداران دولت و حل مسائل ایران و آمریکا و حل مساله هسته‌ای برای رسیدن به ‏ثبات اقتصادی نسبی به این نکته اشاره دارند که دولت نمی‌تواند بدون هماهنگی وارد مذاکره شود. ‏
این لغزش و شن‌های روان موجود در ایران بر سر پرونده هسته‌ای، هزینه بسیار گزافی برای مذاکره است، زیرا از طرفی کسی ‏مسئولیت مذاکره را پذیرا نیست. در عین حال کسی هم پذیرای تبعات ناشی از آن در زیست‌بوم اقتصادی مردم نیست. ‏
در این محیط است که نگرش‌های متفاوت رادیکال بیشتر چهره نشان داده و اصطکاک بین جریان‌های سیاسی بر سر مسائل ملی را ‏بسط می‌بخشد. مسجل است که اکنون دولت جمهوری اسلامی ایران که ماه‌های پایانی دوره چهار ساله ریاست‌جمهوری حسن ‏روحانی را سپری می‌کند، با بحران وسیعی در مورد مذاکره رو‌به‌رو است. سکوت نهاد‌های فرادستی، زمینه فشار بر دولت را ایجاد ‏کرده است و عدم تلاش دولت نیز می‌تواند منجر به این نقد شود که کار را رها کرده است و در ماه‌های آخر، مسوولیت‌پذیری خود ‏در قبال پرونده هسته‌ای را از دست داده است. بر این اساس معتقد هستیم که دولت اکنون در وضعیت کیش و مات است. اگر مذاکره ‏کند با توجه به عدم تایید مذاکرات با نقد شدید هواداران این پارادایم مواجه شده و اگر مذاکره نکند، نمی‌تواند پاسخگوی نیاز‌ها و ‏خواسته‌های مردم باشد. از این رو باید گفت آنچه فشار رادیکالیسم موجود بر دولت را توجیه‌پذیر می‌کند عدم نگاه فراجناحی به ‏پرونده هسته‌ای به عنوان یک مساله ملی است. ‏
 
برچسب ها: دولت