به روز شده در ۱۴۰۱/۰۵/۲۳ - ۱۹:۰۹
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۲/۲۱ ساعت ۰۱:۰۹
کد مطلب : ۳۲۵۸۷۵
امروز فهمیدم چرا آن مربیان به انفجار می‌رسند

حرف‌های تند منصوریان خطاب به مجیدی

گروه ورزشی: سرمربی نفت آبادان بعد از شکست برابر استقلال جملاتی عجیب را متوجه فرهاد مجیدی کرد.
حرف‌های تند منصوریان خطاب به مجیدی
بعد از برتری هفته گذشته مقابل پرسپولیس، منصوریان امید زیادی داشت تا برابر استقلال نیز دست پر از زمین خارج شود و دو هفته رویایی را به نام خود و تیمش کند. اما شاگردان فرهاد مجیدی با یک برد اقتصادی دیگر مانع از تحقق این هدف طلایی‌پوشان در استادیوم آزادی شدند. در پایان بازی و نشست خبری منصوریان اما حواشی جالبی رقم خورد. جایی که به نظر می‌رسید بیشتر از باخت مقابل استقلال، منصوریان بابت رفتار فرهاد مجیدی خشمگین و عصبی است. 
*خواب‌مان برد و باختیم
سرمربی نفت آبادان در ابتدای صحبت‌هایش درباره شکست تیمش مقابل استقلال گفت: بازی بسیار خوبی بود ولی آنچه که به بازیکنانم گفته بودم و آنالیز کردیم، 30 دقیقه ابتدایی بازی را از دست دادیم، بچه های ما غافلگیر شدند. سمت راست تیمم را از دست دادم، من دو جوان را گذاشته بودم که بعد از آن دو جوان دیگر را به جای آنها آوردم، تاکتیکی بود، خواستیم روش بازی را عوض کنیم. 30 دقیقه بچه های ما خوابشان برد. در نیمه دوم دیدید که ما بازی مالکانه ای انجام دادیم، به مراتب بازی ما نسبت به فشاری که در مسابقه پرسپولیس تحمل کردیم خیلی سبک تر بود و توانستیم مسلط تر باشیم. حریف را در فشار فیزیکی گذاشتیم، با احترام به استقلال و پرسپولیس نگاه می کنم.
* خورشیدی پنالتی ما را ندید
وی ادامه داد: اگر در هفته گذشته زود گل نمی زدیم آسیب می خوردیم ولی امروز زود گل خوردیم و آسیب دیدیم. در نیمه دوم  من هم مانند داور چهارم بازی را نگاه می کنم و احساسم از راه دور بود که بازیکن استقلال پای بازیکن ما رضا جبیره را شوت زد که شاید خورشیدی صحنه را ندید چون خیلی سریع اتفاق افتاد. خیلی مالکانه بازی کردیم. به تیم استقلال تبریک می گویم. سعی و تلاش کردیم تا سه امتیاز را برای آبادانی ها به ارمغان ببریم. 
*بازی امشب نقطه‌ی تاریکی داشت!
دو دقیقه بعد از صحبت‌های ابتدایی منصوریان، او به انتقاداتی که ذهنش را درگیر کرده بود پرداخت و با اشاره به این مساله اینطور گفت: بازی یک نکته بسیار تاریک داشت که کادرفنی ما را خیلی اذیت کرد. کنفرانس خبری 88 دقیقه ای اینجا داشتم بعد از بازی با ذوب آهن. همه نود و هشتی‌ها اخلاق مرا می شناسند. زیر و رو ندارم و اصلا اهل غیبت نیستم، اگر اینطور باشد شب زنگ می زنم عذرخواهی می کنم. تمام زندگی ام روی محور احترام بوده است. یک بار در دیدار مقابل گل گهر حاج امیر (قلعه نویی) به من گفت آن صحنه پنالتی است و گفتم اگر شما می گویید حتما هست. تمام زندگی ام این است که قدم را کوتاه کنم که با مردم بتوانم انعطاف داشته باشم. دیدگاه من این است که ما نباید خودمان را در خانه پنهان کنیم حتی در این شرایط کرونا. به مردم احترام بگذاریم و به دوستان قدیمی هم همینطور. این بازی یک نکته تاریک داشت. من البته همیشه و از صمیم قلب برای استقلال و پرسپولیس آرزوی موفقیت دارم.
* چک من به خاطر فرهاد مجیدی در خانه‌ی فتح‌اله‌زاده است!
سرمربی نفت آبادان در توضیح اتفاقی که او را دلگیر کرده است گفت: باید قبول کنیم هر کس از خانه بیرون می آید، حتی هوادار آبادانی، البته حالا آبادان را کنار بگذاریم و اینجا (آبادان) عجیب فقط زردطلایی هستند. شما اگر آنجا پیراهن دیگری بپوشید به شکلی نگاهت می کنند که بروی و بدو بدو پیراهن زرد بخری. ما اتفاقات زیادی را پشت سر گذاشتیم. من از سال 63 فوتبال بازی می کنم. می‌خواهم به آن نقطه تاریک برسم که ما امروز خیلی اذیت شدیم. از 1387 و بعد از خداحافظی ام کار مربیگری را آغاز کردم. امروز یک اتفاقی افتاد که من نمی دانم قیمت فوتبال چقدر است. دوست خوبم آقای فرهاد مجیدی خیلی ریلکس از کنار ما رد شد. من یک نگاهی به محمد خرمگاه کردم و یاد آن موقعی افتادم که ایشان به استقلال آمده بود و می‌خواست فوتبال بازی کند، آقای فتح الله زاده گفتند خیلی لاغر است. به او (فتح الله زاده) گفتم شما 10 تومان بده و بگذار خانه بگیرد. گفت نمی‌دهم که 10 تومان به خودش داده‌ام. گفتم من از شما خواهش می‌کنم 10 تومان به او بدهید تا خانه بگیرد. گفت برو چک شرکتت را بیاور و اینجا بگذار! چک شرکت من دست علی آقای فتح الله زاده است بابت خرید خانه ایشان (فرهاد مجیدی). آن چک 10 میلیونی را دادم که اگر آسیب ببیند برداشت شود! امروز نقطه تاریکی را من در این فوتبال دیدم. 


* از امیر قلعه‌نویی بزرگ‌تر در استقلال نداریم!
منصوریان در ادامه گفت: فکر می کنید قیمت یک برد و قهرمانی چقدر است؟ ما نمی  توانیم بگوییم برای استقلالی‌ها کسی بالاتر از امیرخان قلعه نویی است. من خودم 15-10 سال تلاش کنم و 5-4 قهرمانی بیاورم یک روز اما اگر به امیرخان نگاه کنم یادم می‌آید که ایشان یک روز دست مرا گرفتند و سر تمرین استقلال معرفی کرد. ممنون آن روز ایشان هستم. به او زنگ می‌زنم و می گویم پدرم تا روزی که زنده بود و مادرم که اکنون در قید حیات هستند همیشه دعایت می کنند. شما، عمو نصی و آقای اولیایی را. امروز من  به عنوان برادر یک نصیحت به فرهاد مجیدی می‌کنم؛  فوتبال می‌گذرد و قهرمانی‌ها پشت سر هم می‌آید. ما بالاتر از منصورخان در دوره قبل از لیگ برتر نداشتیم. ناصرخان را داشتیم که خودش اسطوره اخلاق بود.
*حالا می‌فهمم چرا مربیان استقلالی جلوی مجیدی به انفجار می‌رسند!
سرمربی نفت با جملاتی جالب در این بخش رو به فرهاد مجیدی گفت: آقا پسر گل، شما ما را هم که بردید هیچ مساله ای نیست. ما امروز باختیم. ما امروز تلاش می کردیم شما را ببریم ولی اینکه از کنار حداقل محمد خرمگاه و حسین کاظمی می‌گذری و آن ژست همیشگی‌ات را می‌گیری و آن دوربین را هم کنارت می‌بری تا در راه یکی کت تو را بگیرد و بری داخل رختکن دست بزنی و ... . به نظر من هیچکس در آینده و در نسل سال 90 و 1400 از فوتبال ما چیزی یادش نمی‌آید. الان من مثلا به یک بچه می‌گویم در سال 74 اولین مرد سال فوتبال باشگاه بودم، می گوید عمو من شش ماه قبلش تازه به دنیا آمدم. آن لحظه ای که ما را می بیند تا روزی که زنده است یادش می ماند. امروز نکته تاریکی داشت و الان فهمیدم چرا بعضی سرمربیان استقلالی مقابل فرهاد بازی می‌کنند به درجه انفجار می‌رسند. آقا فرهاد مجیدی، پسر خوش تیپ می خواهم یک تغییر رویکرد در رفتارت داشته باشی. می دانم که ما یک زمینه دوستی قبلی داشتیم، قبل از مسابقه هم برادرت پیش من بود. البته نمی دانم و شاید ما را آن قسمت (جایی که مدعی است فرهاد مجیدی بدون توجه به وی و کادرش از جلوی آنها گذشتند) هایلایت و شطرنجی کرده بودند که از بغل ما رد شدند. من روزهای تلخ و شیرین زیادی را دیدم. استقلال و پرسپولیس را بردم و  برابر استقلال و پرسپولیس بازنده شدم. من روزی که اینجا آقای برانکو را بردم در برنامه زنده اعلام کردم که من ایشان را شانسی بردم و ایشان از من مربی تر است چون مربی خود من بوده است. نمی خواهم فنی صحبت کنم و اگر سوالی هست بگویید. انگار شما بعد از 25-20 سال احساس می کنید که مثلا فوتبال چقدر می تواند مهم باشد که با این ادبیات و رفتار از پیش ما رد شود.

* این ره که می‌روی به ترکستان است آقافرهاد!
منصوریان در بخش دیگری از انتقاداتش نسبت به سرمربی رقیب گفت: یک روز همین آقا پسر خوشتیپ به من در اراک گفت هر چقدر ما فوتبال بازی می‌کردیم سکوها برای شما بود (در اشاره به دوره بازیکنی‌شان). به او گفتم به خاطر اینکه من از خانه می روم به میان مردم اما شما از پارکینگ می‌روی سالن بدنسازی و باز از سالن بدنسازی می روی خانه. برای همین سکوها مال من بود. آن روز هم به او گفتم که شاید بخشی از سکوهای پرسپولیس هم ناخواسته برای من باشد. برای اینکه هر روزی که بردم‌شان نرفتم ادا و اطوار در بیاورم. هیچ موقع دستم را به این حالت (مشت گره کرده) نکردم. هیچ موقع در عکس هایم علامت چهار نمی ‌بینی. هر وقت کسی هم بیاید و برای عکس یادگاری شش هم نشان بدهد چیزی نمی گویم، بگذارید کیف کند. حالا اگر امروز ما را گیر نیاورد کی بیاورد. می‌خواهم به فرزاد عزیز که برادر و دوست من است، خدا پدرش را رحمت کند که با پدر ما مکه هم بوده، همچنین از آقا بیژن می‌خواهم که یک تلنگر به او بزنند و کمکش کنند. این ره که شما (فرهاد مجیدی) می‌روی به ترکستان است!
* بچه‌ی ۱۸ ساله به کنفرانس من نفرستید!
سوال بعدی از منصوریان درباره گلایه قبلی از خبرنگاران تهرانی بود و اینکه اذیت می‌کنند. منصوریان در اینباره اینطور واکنش داشت: بله آقا البته از شماها نه! به جرات می گویم به والله شما نیستید. شما بعد از بازی خیلی کامل می آیید اما قبل از بازی، ما را گیر یک سری جوان می اندازید که از ما یک سری سوالات می کنند. من بعضی اوقات با آن خبرنگاری که آن ته ایستاده (اشاره به ته سالن محل نشست خبری) یک سری زاویه ها دارم اما خب حداقل او در نشست خبری من بیاید. یک بچه 18 ساله می آید و می گوید حفره دفاعی را بگو. من دیگر 50 سالم شده و یک بچه 18 ساله می فرستید، چه باید بگویم. مثلا می گوید فلان روز رد می شدی فلان کس اینطور شد و فلان، خب این چه سوالی است. دوست تان دارم و ممنونم از شما.
منصوریان در بخش پایانی صحبت‌هایش گفت: دوست داشتیم امروز با شرف بازی کنیم، امروز در نیمه دوم خصوصا با شرف بازی کردیم. آقای خورشیدی انشاالله این پنالتی نباشد که اگر باشد، نمی توانم بگویم بد داوری کرده اما خیلی شیک داوری کرد. هر دو کمک او هم خوب کار کردند، اگر این پنالتی اشتباه بوده باشد خیلی مدیون مردم فوتبال آبادان شده است.