به روز شده در ۱۴۰۵/۰۴/۲۰ - ۲۱:۰۴
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۴/۰۹ ساعت ۱۶:۴۵
کد مطلب : ۵۸۳۰۲۵
پیش‌درآمدی بر معمای توسعه

انرژی هسته‌ای یا حقوق شهروندی؟ کدام یک مهم‌تر است؟

انرژی هسته‌ای یا حقوق شهروندی؟ کدام یک مهم‌تر است؟
دکتراسماعیل خلفازاده

در نگاه اول، مقایسه «انرژی هسته‌ای» به عنوان یک فناوری و «حقوق شهروندی» به عنوان یک چارچوب ارزشی، سنجش ناهمگونی را تداعی می‌کند. اما از منظر یک کارشناس توسعه، این پرسش در قلب معمای پیشرفت جوامع جای می‌گیرد: آیا می‌توان توسعه فناورانه را بدون تضمین کرامت و حقوق آدمی پیش برد؟ پاسخ روشن است: حقوق شهروندی نه تنها مهم‌تر، بلکه شرط امکان هر توسعه پایدار و معناداری، از جمله توسعه انرژی هسته‌ای است.
۱. حقوق شهروندی؛ زیربنای اعتماد و مشارکت
توسعه پایدار بدون مشارکت آگاهانه و آزادانه شهروندان ممکن نیست. انرژی هسته‌ای به دلیل حساسیت ذاتی (پسماندهای طولانی‌عمر، خطر فجایع، امکان نظامی‌گری) نیازمند بالاترین سطح شفافیت، اطلاع‌رسانی و پاسخگویی است. جایی که حقوق بنیادین مانند دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان، تشکیل اجتماعات و نظارت مدنی نادیده گرفته شود، پروژه‌های هسته‌ای به بمب‌های ساعتی سیاسی-زیست‌محیطی بدل می‌شوند. تجربه چرنوبیل و فوکوشیما نشان داد که فاجعه نه فقط از نقص فنی، بلکه از سرپوش گذاشتن بر حقیقت و نادیده گرفتن حق شهروندان برای دانستن و اعتراض ناشی شد.
۲. انرژی هسته‌ای ابزاری است، نه هدف توسعه
توسعه در معنای اصیل خود، «گسترش ظرفیت‌های انسانی» (به تعبیر آمارتیا سن) است. انرژی هسته‌ای در بهترین حالت، ابزاری برای تأمین بخشی از نیاز انرژی با ردپای کربنی پایین است. اما اگر این ابزار در کشوری به کار رود که شهروندان آن از حق برخورداری از هوای پاک، آب سالم، مسکن، بهداشت و دادخواهی محروم باشند، سخن گفتن از «توسعه هسته‌ای» فریبنده است. اولویت نخست هر جامعه توسعه‌یافته، تحقق حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی است؛ آنگاه انتخاب میان گزینه‌های فناورانه در خدمت آن حقوق معنا می‌یابد.
۳. رابطه سیستمی و نه تقابلی
البته تقابل مذکور تا حدی تصنعی است. کشورهای پیشرفته هسته‌ای (مانند فرانسه، کانادا، کره جنوبی) موفقیت نسبی خود را مدیون نهادهای شفاف، نظام نظارتی قوی و احترام به حقوق شهروندی بوده‌اند. برعکس، کشورهایی که حقوق شهروندی را نادیده می‌گیرند، پروژه‌های هسته‌ای آن‌ها نه تنها ناایمن‌تر، بلکه فسادخیز، مخدوم‌سالار و جدا از نیازهای واقعی مردم می‌شوند. بنابراین «اهمیت» به معنی تقدم زمانی و ارزشی با حقوق شهروندی است؛ بدون آن، انرژی هسته‌ای به جای راه‌حل، خود به تهدیدی برای توسعه بدل می‌گردد.

آزمون تجربی: ایران و کره جنوبی در ترازوی مقایسه
برای آنکه این استدلال انتزاعی رنگ واقعیت به خود بگیرد، دو کشور ایران و کره جنوبی را در کنار هم می‌نهیم. هر دو به دنبال توسعه انرژی هسته‌ای بوده‌اند، اما در زمینه حقوق شهروندی و ساختار حکمرانی تفاوت‌های اساسی دارند. مقایسه این دو، تصویری روشن از تأثیر حقوق شهروندی بر سرنوشت پروژه‌های هسته‌ای به دست می‌دهد.

وضعیت انرژی هسته‌ای در دو کشور
ایران برنامه هسته‌ای خود را از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی با حمایت آمریکا آغاز کرد. پس از انقلاب و جنگ تحمیلی، این برنامه با کمک روسیه احیا شد و نیروگاه بوشهر در سال ۱۳۹۰ به شبکه متصل گردید. ایران امروزه به چرخه کامل سوخت هسته‌ای شامل غنی‌سازی اورانیوم دست یافته است. اما تحریم‌های طولانی‌مدت، فشار سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کرده و تورم را تا مرز ۴۰ درصد افزایش داده و زندگی روزمره شهروندان را با مشکل مواجه ساخته است. کره جنوبی موفق‌ترین تجربه را در این زمینه دارد. نخستین نیروگاه کوری-۱ در سال ۱۹۷۸ با ظرفیت ۵۷۶ مگاوات آغاز به کار کرد. در دهه ۱۹۸۰ هشت نیروگاه جدید ساخته شد و تا سال ۱۹۸۹ سهم هسته‌ای در تولید برق به ۵۱ درصد رسید. کره جنوبی نه تنها به خودکفایی فنی دست یافت، بلکه رآکتورهای بومی OPR-۱۰۰۰ و APR-۱۴۰۰ را طراحی و صادر کرد. در سال ۲۰۲۵، ظرفیت هسته‌ای کره به حدود ۲۰,۷۱۶ مگاوات رسید و سالانه ۱۸۴,۶۹۳ گیگاوات‌ساعت برق تولید می‌کند که ۳۱ درصد کل برق کشور است. این موفقیت، پشتوانه محکمی برای صنعت وابسته به صادرات کره فراهم کرده است.
وضعیت حقوق شهروندی و دمکراسی
ایران از نظر شاخص‌های حقوق شهروندی در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد. مؤسسه «خانه آزادی» در سال 1404 ایران را در زمره کشورهای «ناآزاد» با امتیاز تنها ۱۰ از ۱۰۰ طبقه‌بندی کرده است. در سال گذشته، پس از درگیری ۱۲ روزه با اسرائیل، بیش از ۲۱ هزار نفر بازداشت شدند. همچنین در همان سال، دستکم  ۳٬۱۱۷ نفر در تظاهرات خیابانی دی ماه جان خود  را از دست دادند. گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، به کمبود شدید شفافیت، سرکوب آزادی بیان، نابرابری جنسیتی و نقض حق حیات اشاره کرده است.
کره جنوبی وضعیت به مراتب بهتری دارد. خانه آزادی با امتیاز ۸۱ از ۱۰۰ کره را در زمره کشورهای «آزاد» ارزیابی می‌کند. کره جنوبی از دمکراسی نسبتاً پایداری با انتقال مسالمت‌آمیز قدرت برخوردار است. با این حال، کُره نیز بدون مشکل نیست: حقوق اقلیت‌های قومی نیاز به بهبود دارد، قانون منع فعالیت‌های هواداری از کره شمالی آزادی بیان را محدود می‌کند، گاه خبرنگاران به دلیل گزارش‌های انتقادی تحت فشار قرار می‌گیرند، فساد همچنان وجود دارد و خشونت جنسیتی و تبعیض علیه زنان مسئله‌ساز است. رویداد بسیار مهم در دسامبر ۲۰۲۴ رخ داد: رئیس‌جمهور یون سئول یول حکومت نظامی اعلام کرد که دادگاه قانون اساسی بعداً آن را خلاف قانون اساسی تشخیص داد و منجر به استیضاح او شد. این رویداد شکنندگی دمکراسی را نشان می‌دهد. همچنین شاخص آزادی مطبوعات کره در سه سال ۱۸ رتبه تنزل کرده و اکنون در رتبه ۶۱ جهان قرار دارد و موقعیت خود را به عنوان رهبر آزادی مطبوعات در شرق آسیا از دست داده است.
چالش اصلی هر کشور در پیوند هسته‌ای و حقوق شهروندی
در ایران، چالش اصلی این است که برنامه هسته‌ای به شدت با مشروعیت سیاسی نظام گره خورده و در عین حال شهروندان از حقوق اساسی خود محروم هستند. تحریم‌های بین‌المللی که تا حد زیادی ناشی از اختلافات هسته‌ای است، اقتصاد را فلج کرده و معیشت مردم را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. منابع کشور به جای تأمین نیازهای عمومی، صرف حفظ برنامه هسته‌ای می‌شود. در این شرایط، نه تنها حقوق مدنی و سیاسی نقض می‌شود، بلکه حق برخورداری از زندگی شرافتمندانه و رفاه پایه نیز از شهروندان سلب می‌گردد. فقدان شفافیت و مشارکت عمومی، انرژی هسته‌ای را به منبع تشدید فقر و نابرابری تبدیل کرده است. به عبارت دیگر، در ایران انرژی هسته‌ای نه تنها به توسعه کمک نکرده، بلکه به ابزاری برای تحمیل هزینه‌های سنگین بر مردم بدل شده است.
در کره جنوبی، چالش اصلی نوسان سیاست‌های هسته‌ای در نتیجه تغییر دولت‌هاست. علی‌رغم دمکراسی نسبتاً پایدار و نظام حرفه‌ای قوی، سیاست هسته‌ای کره جنوبی با هر بار تغییر رئیس‌جمهور دستخوش تحولات اساسی می‌شود. دولت پیشین سیاست «خروج از هسته‌ای» را در پیش گرفت و قصد کاهش وابستگی به نیروگاه‌ها را داشت. دولت فعلی با قدرت به دنبال احیای صنعت هسته‌ای و صادرات آن است. این نوسان، برنامه‌ریزی بلندمدت را مختل می‌کند. با این حال، تفاوت اساسی با ایران این است که در کره جنوبی، به لطف وجود نهادهای نظارتی، رسانه‌های مستقل و حقوق شهروندی نسبتاً محترم، این نوسان‌ها منجر به فاجعه نشده و استانداردهای ایمنی و شفافیت حفظ گردیده است. کره جنوبی اگرچه از حقوق شهروندی نسبتاً خوبی برخوردار است و توانسته فناوری هسته‌ای را با موفقیت بومی‌سازی و صادر کند، اما دمکراسی رقابتی آن گاه به هزینه‌هایی در تداوم سیاست‌های کلان ملی منجر می‌شود.

جمع‌بندی تطبیقی: دو مسیر، یک درس
با کنار هم گذاشتن این دو تجربه، می‌توان به روشنی دید:
ایران نمونه بارز کشوری است که بی اعتنایی به حقوق شهروندی و بستن فضای نقد و نظارت، انرژی هسته‌ای را به یک پروژه پرهزینه و نامتوازن تبدیل کرده که نه تنها به بهبود زندگی مردم کمکی نمی‌کند، بلکه به دلیل تحریم‌ها و انحراف منابع، به وخامت معیشت دامن می‌زند. در ایران، برنامه هسته‌ای در غیاب شفافیت و پاسخگویی، به نمادی از جدایی دولت از ملت تبدیل شده است.· کره جنوبی ثابت می‌کند که ترکیب یک دمکراسی نسبتاً بالغ با نظام حقوقی کارآمد و جامعه مدنی فعال، می‌تواند انرژی هسته‌ایی را به ابزاری برای توسعه صنعتی و رفاه تبدیل کند. با این حال، کره نیز از آسیب‌پذیری دمکراسی در برابر تصمیم‌های ناگهانی و قطبی‌شدگی سیاسی در امان نیست. اعلام حکومت نظامی در سال ۲۰۲۴ هشدار جدی بود که هیچ دمکراسی‌ای در برابر استبداد مصون نیست. با وجود این، تفاوت اساسی میان دو کشور در این است که کره جنوبی دارای نهادهای تصحیح‌کننده (دادگاه‌های مستقل، رسانه‌های انتقادی، انتخابات واقعی) است که در نهایت اشتباهات را جبران می‌کند، در حالی که ایران فاقد چنین مکانیسم‌هایی است.
نتیجه‌گیری: تقدم شرط تحقق بر ابزار
پاسخ به پرسش اولیه اکنون روشن‌تر می‌شود: حقوق شهروندی نه فقط مهم‌تر که پیش‌نیاز موفقیت هر فناوری از جمله انرژی هسته‌ای است. در ایران به دلیل فقدان حقوق شهروندی، هسته‌ای به ضدتوسعه تبدیل شده و هزینه‌های آن بر دوش مردم بی‌دفاع افتاده است. در کره جنوبی، به لطف نسبی حقوق شهروندی، هسته‌ای توانسته است خدمت کند، اما حتی آنجا نیز حفظ تعادل نیازمند مراقبت دائمی از ارزش‌های دمکراتیک است.
بنابراین، برای هر کشوری که به دنبال توسعه است، سرمایه‌گذاری در حقوق شهروندی (آزادی بیان، شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون، مشارکت مدنی) نه یک هزینه، بلکه مطمئن‌ترین سرمایه‌گذاری برای به ثمر رسیدن هر پروژه فناورانه‌ای است. انرژی هسته‌ای می‌آید و می‌رود، اما چارچوب حقوق شهروندی پایدار و درازمدت، موتور اصلی توسعه واقعی است. هرگونه تلاش برای پیشرفت فناورانه در غیاب آزادی و عدالت، نه تنها محکوم به شکست، بلکه مبدل به عاملی برای تعمیق رنج و محرومیت خواهد شد.
توسعه حقیقی از رعایت قانون و قانون‌مداری و حقوق شهروندی می‌روید، نه از قلب رآکتورها.
پربيننده ترين مطالب و خبرها