🖋محمدحسین روانبخش
فاصلهی بین دلار ۲۰۰ هزار تومانی و دلار ۲۱۳ هزار تومانی کمتر از ده روز بود. در این فاصله اعلام شد که ذخیرهی ارزی کشور برای پاسخگویی به نیازهای بازار کافی است! بازهم در این فاصله، سبد خرید مردم بیش از دلار دچار افزایش قیمت شده است که نشان میدهد دیگر دلار تنها متغیر افزایش قیمت نیست. بدیهیترین موضوع در این خصوص مشکل ورود کالا به کشور است.
اگر قیمتهای بسیاری از مایحتاج مردم را با چند ماه پیش مقایسه کنید میبینید که با دلار بالای ۲۴۰ و ۲۵۰ تومان قیمت گذاری میشود. یعنی بازار، آینده را تیرهتر از امروز میبیند و نرخ واقعی دلار را همان قدر میداند و به حرفهایی از قبیل کافی بودن ذخیرهی ارزی کشور پشیزی ارزش قائل نیست. این را من - که تخصص اقتصادی ندارم - به وضوح میبینم و آیا مسئولان نمیفهمند؟!
امروز در کانالهای اقتصادی دیدم که نوشته بودند سکه هم بر اساس دلار ۲۴۰ هزار تومانی معامله میشود. البته این را هم باید گفت که طلای ۱۸ عیار چنین نیست و بدون حباب و با قیمت دلار روز معامله میشود؛ اما چرا چنین است؟ چه فرقی بین سکه و طلای ۱۸ عیار است؟ پاسخ آیا جز این است که این روزها مردم کوچه و بازار در فرط گرفتاری طلاهای تزیینی خود را میفروشند تا امورات روزمرهشان بگذرد؛ و باید از آنها طلایشان را به قیمت روز خرید. اما همانها کالای مصرفیشان را با دلار بالای ۲۴۰ هزار تومان میخرند! مسیر بدبخت کردن بیشتر مردم هموارتر از همیشه است.
فردا چطور؟ آیندهی نزدیک برای همین مردم کوچه و بازار چطور خواهد بود؟! نیازی به گفتن نیست و کتمان هم چیزی را عوض نمیکند. اقتصاد در پستوهای تاریک اتفاق نمیافتد و همه چیز برای همه، بخصوص دشمن، مشخص است. فروپاشی اقتصادی اتفاق افتاده و قربانیان آن به ترتیب دهکهای اقتصادی صف کشیدهاند! برای هر کاری، برای هر برنامه و سیاست و فکری، چیزهایی که در کشور ما وجود ندارد، دیر است.