به روز شده در ۱۴۰۳/۰۲/۲۹ - ۱۰:۱۸
 
۰
تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ساعت ۱۳:۳۴
کد مطلب : ۴۷۰۳۶۹
رهبر انقلاب :یکی از وظایف بزرگمان این است که ائمه را به دنیا معرفی کنیم

ایجاد جامعه اسلامی بدون ایجاد حاکمیّت اسلامی امکان‌پذیر نیست

ایجاد جامعه اسلامی بدون ایجاد حاکمیّت اسلامی امکان‌پذیر نیست
گروه سیاسی: رهبر انقلاب در دیدار اعضای هیئت علمی پنجمین کنگره جهانی حضرت رضا علیه‌السلام تاکید کردند که به نظر من ما به عنوان شیعه، به عنوان مجموعه‌ی اهل تشیّع، یکی از وظایف بزرگمان این است که ائمّه‌ی خودمان را به دنیا معرفی کنیم.
 متن بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار اعضای هیئت علمی کنگره‌ی جهانی حضرت رضا  که در تاریخ چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ برگزار شده بود، به این شرح است: اوّلاً تشکیل این کنگره و این گردهمایی کار بسیار خوبی است؛، چون ما‌ها ــ داخل جامعه‌ی شیعه؛ حالا قبل از اینکه به دیگران برسیم ــ در زمینه‌ی معرفت ائمّه نقایص زیادی داریم؛ گاهی به یک جنبه توجّه شده با افراط و بدون اتقان، از جنبه‌های دیگر غفلت شده؛ و گاهی حتّی به همان هم توجّه نشده، و به همین مسائل ظاهری و توجّهات ظاهری و [مانند]این‌ها بسنده شده.
به نظر من ما به عنوان شیعه، به عنوان مجموعه‌ی اهل تشیّع، یکی از وظایف بزرگمان این است که ائمّه‌ی خودمان را به دنیا معرفی کنیم. حالا بعضی از ائمّه  مثل امام حسین و امیرالمؤمنین ، به دلایلی معرفی‌شده هستند؛ دیگران درباره‌شان نوشته‌اند، گفته‌اند و نوعی شناخت از آن‌ها در دنیای غیر شیعه و حتّی دنیای غیر اسلام وجود دارد؛ لکن اکثر ائمّه  ناشناخته‌اند. امام حسن مجتبیٰ با آن عظمت ناشناخته است، حضرت موسی‌بن‌جعفر، حضرت هادی، امام جعفر صادق، با آن دستگاه عظیم و فعّالیّت فوق‌العاده، این‌ها در دنیا ناشناخته‌اند.اگر چنانچه درباره‌ی این‌ها حرفی هم گفته شده از غیر شیعه ــ قهراً از غیر شیعه که باشد، جنبه‌ی غیر فرقه‌ای پیدا میکند ــ خیلی قلیل و محدود است. حالا مثلاً فلان نویسنده‌ی عارف، در خلال عرفا اسم امام جعفر صادق را می‌آورد، مثلاً نیم صفحه یا کمتر درباره‌ی ایشان به عنوان یک فرد عارف و [مانند]این‌ها صحبت میکند؛ این [معرّفی]در این حد است، بیشتر نیست.
من به نظرم میرسد راجع به زندگی ائمّه  از سه بُعد باید کار بشود: یکی از آن بُعد معنوی و الهی، یعنی آن قداست؛ جنبه‌ی قداست ائمّه ؛ از این نمیشود صرف‌نظر کرد؛ درباره‌ی این باید صحبت بشود، منتها متقن صحبت بشود.
گاهی حرف‌هایی زده میشود، روایاتی به عنوان پشتیبان آن حرف‌ها آورده میشود، [امّا]حرف‌ها ضعیف است. ما باید جنبه‌ی ملکوتی ائمّه ، جنبه‌ی معنوی و عرشی ائمّه را بیان کنیم؛ این جزو چیز‌هایی نیست که ما درباره‌اش بخواهیم تقیّه کنیم یا مثلاً مخفی کنیم؛ نه، باید این جنبه‌ی معنوی و عرشی ائمّه را بگوییم؛ کمااینکه در مورد خود پیغمبر [گفته‌ایم]. مسئله‌ی معصومیّتشان، مسئله‌ی ارتباطات آن‌ها با خدای متعال، ارتباطات آن‌ها با فرشته‌ها ــ این‌هایی که هست ــ ولایت آن‌ها به آن معنای معنوی‌اش، این‌ها را باید بگوییم؛ از این جنبه باید یک کار عالمانه‌ی قوی خوبی انجام بگیرد.
جنبه‌ی دوّم، جنبه‌ی کلمات و درس‌های این‌ها است ــ همین که آقایان هم به آن اشاره کردید ــ در زمینه‌های مختلف؛ در زمینه‌ی مسائل زندگی، مسائل گوناگونِ مورد نیاز انسان: اخلاقیّات، معاشرت، دین، احکام؛ ائمّه‌ی ما حرف دارند، مکتب دارند [که باید]بیان بشود.
بعضی از این جنبه‌ها که ما خیلی هم به آن توجّه نمیکنیم، در دنیا موضوعیّت دارد؛ حالا مثلاً فرض کنید مسئله‌ی حمایت از حیوانات؛ شما نگاه کنید در روایات ما از ائمّه، نسبت به مسئله‌ی رعایت حیوانات و حمایت از حیوانات چقدر بحث شده؛ این اگر چنانچه در دنیا مطرح بشود، گفته بشود، شناخته بشود، خب یک چیز مهمّی است. ببینید حالا چه کسی از ما‌ها درباره‌ی این فکر میکند؟ کداممان دنبال این قضیّه هستیم؟ [یا موضوع]معاشرتها، مضامینی که درباره‌ی ارتباط با غیر شیعه و غیر مسلمان هست؛ این‌همه در روایات ما در این زمینه به تَبَع قرآن کریم حرف هست؛ [مثل]«لایَنهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّین»؛  این‌ها حرف‌هایی است که تکرار کرده‌ایم و مکرّر این‌ها را گفته‌ایم. این‌ها از میان کلمات ائمّه باید بیان بشود و منتقل بشود.
 مسئله‌ی سیاست است؛ این همان چیزی است که بنده در آن [بررسی]سال‌های زندگی ائمّه، عمدتاً این را دنبال میکردم که ائمّه چه کار میکردند و چه کار میخواستند بکنند. بخش سیاست، بخش خیلی مهمّی است. سیاست ائمّه چه بود؟ اینکه امام با همه‌ی آن مقامات، با همه‌ی آن مرتبتِ الهی که دارد و امانت الهی که دستش هست، اکتفا کند به اینکه مثلاً یک مقدار احکام بگوید و یک مقدار اخلاق بگوید و مانند اینها، این به نظر اصلاً برای انسان وقتی که درست توجّه کند قابل فهم نیست؛ آن‌ها هدف‌های بزرگی داشتند.هدف عمده‌ی آن‌ها هم ایجاد جامعه‌ی اسلامی [بوده]؛ که ایجاد جامعه‌ی اسلامی بدون ایجاد حاکمیّت اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ پس دنبال حاکمیّت اسلامی بودند. یک بُعد مهمّ امامت این است؛ امامت یعنی ریاست دین و دنیا، ریاست مادّه و معنا. خب مادّه‌اش عبارت است از همین سیاست و اداره‌ی کشور و اداره‌ی حکومت؛ و همه‌ی ائمّه دنبال این بوده‌اند؛ یعنی بدون استثنا همه‌ی ائمّه دنبال این بوده‌اند؛ منتها با شیوه‌های مختلف، در فصول مختلف، با روش‌ها و اهداف کوتاه‌مدّت مختلف؛ [امّا]هدف بلندمدّت یکی بود.حالا شما در این باب ببینید نقش امام رضا  چیست. حالا البتّه من الان یادم نیست مطالب آن سخنرانی که جنابعالی  میفرمایید؛ قبل از آن هم من سال اوّل یک پیامی فرستادم مشهد و در آن پیام، مسئله‌ی قبول ولایتعهدی امام رضا را تحلیل کردم. یعنی گفتم این در واقع یک مبارزه‌ای بود بین مأمون عاقل و زیرک و بسیار باهوش، و امام رضا. مأمون اوّل گفت خلافت را میدهم؛ اوّل ولایتعهدی نبود؛ گفت من خلافت را به شما میدهم. حضرت قبول نکردند؛ اصرار کرد؛ بعد گفت حالا که قبول نمیکنید، پس ولایتعهدی [را قبول کنید]. علّت اینکه مأمون این کار را کرد چه بود؟ من [در آن پیام]، چهار پنج علّت و دلیل برای مأمون ذکر کردم که او به این اهداف فکر میکرد و دنبال این چیز‌ها بود. امام  قبول کردند؛ من پنج شش علّت هم ذکر کردم برای اینکه حضرت چطور قبول کردند و چرا این کار را کردند و فواید این کار چه بود. یک حرکت عظیم، یک جنگ فوق‌العاده‌ی غیر نظامی، یعنی جنگ سیاسی در واقع، بین حضرت و مأمون راه افتاده و حضرت در این جنگ مأمون را خُرد و خمیر کرده؛ یعنی با این کاری که کرده، منکوب کرده مأمون را؛ طوری که مأمون مجبور شده حضرت را به قتل برساند.



 
پربيننده‎ترين مطالب و خبرها