به روز شده در ۱۴۰۳/۰۴/۲۴ - ۱۷:۴۸
 
۳۲
تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۴/۱۱ ساعت ۲۳:۵۰
کد مطلب : ۳۶۴۳
حجت‌الاسلام کاظم صدیقی:

آقا بطور مکرر خدمت امام زمان مي‌رسند

گروه سياسي- رسانه‌ها: حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در مصاحبه با نشريه پاسدار اسلام به نقل از فردی گفته است که مقام معظم رهبري به صورت مکرر خدمت امام زمان تشرف داشته اما ایشان را نشناخته است. متن کامل سخنان صدیقی در پی مي‌آید:
آقا بطور مکرر خدمت امام زمان مي‌رسند
بنده علاقه دارم که هر ماه خودم را به امام رضا«ع» عرضه کنم. مدتی است که توفیق دست داده است و می‌روم. گاهی هم که کار دارم، می‌روم حرم و برمی‌گردم فرودگاه. فقط در همین حد. یک بار رفتم، از آستانه پایینِ پا که می‌خواستم وارد صحن شوم، صورتم را گذاشتم روی سنگ آستانه و به امام رضا«ع» عرض کردم: «آقا! من مهمان شما هستم. می‌خواهم بدانم که آیا شما مرا به عنوان مهمان پذیرفته‌اید؟ می‌خواهم به حساب شما اینجا باشم. خودم نمی‌خواهم هزینه کنم. تقاضای دیگرم این است که یا حضرت مهدی«عج» را ببینم یا کسی را ببینم که او حضرت را دیده باشد».
 
این را عرض کردم و رفتم تو. رفتم مفاتیح را باز کردم، می‌خواستم زیارت جامعه بخوانم. هنوز شروع نکرده بودم. یک آقای سلیمی در مشهد بود که منبر می‌رفت و خیلی هم حدیث حفظ بود. مرحوم طباطبایی که تابستان‌ها به مشهد می‌آمدند، ما آن وقت‌ها که مشهد بودیم جلسات آقای طباطبایی، در روزهای پنج‌شنبه را می‌رفتیم. نوعاً هم ایشان احادیث نابی را آنجا مطرح می‌کرد و آقای طباطبایی توضیح می‌داد. با آقای سلیمی در حد سلام و علیکی که در جلسات آقای طباطبایی همدیگر را می‌دیدیم، ارتباط داشتیم. غیر از آن هم هیچ ارتباطی با هم نداشتیم. هنوز شروع نکرده بودم که ایشان آمد کنار من و گفت: «فلانی! ناهار بیایید خانه ما». من چون از حضرت خواسته بودم، فوری به ذهنم آمد شاید حضرت پذیرفته‌اند. استخاره کردم، ببینم اگر این اجابت حضرت است که ناهار را بمانیم و بعد از ناهار برگردیم. استخاره خوب آمد. فهمیدم که مطلب اول برآورده شد. به ایشان گفتم: «من منزل شما را بلد نیستم». گفت: «ظهر بیا مسجد ملاحیدر، نماز آقای مروارید، من می‌آیم و از آنجا با هم می‌رویم».
رفتم مسجد آقای مروارید، نماز ظهر را خوانده بودند. جوانی آمد و مقابل من نشست، خم شد دستم را بوسید و اشک ریخت. گفت: «من با منبرهای شما خیلی صفا کردم، ولی یک اتفاقی برایم افتاده، می‌خواهم این را برای شما بگویم». گفت: «مرحوم آقای مولوی قندهاری که از دنیا رفت، من مطمئن بودم که در تشییع جنازه ایشان حضرت حضور پیدا می‌کند، لذا به شوق و اشتیاق حضرت رفتم و سایه به سایه از اولین آناتی که مطلع شدم، کنار جنازه بودم، تا اینکه آمدیم توی صحن. به صحن که آمدیم، دائماً حواسم به اطرافم بود که ببینم شخصیت فوق‌العاده‌ای یا کسی را می‌بینم... به نزدیک‌های حرم که رسیدیم، یک حالت سرزنشی نسبت به خودم شروع کردم: مگرتو کی هستی؟ با چه رویی می‌خواهی حضرت را ببینی؟ اصلاً چه توقعی داری؟ شروع کردم به بدی‌های خودم بد و بیراه گفتن. ‌ما کجا؟ آقا کجا؟ در حال سرزنش خودم بودم که صدایی خیلی ملایم و آرام آمد: می‌خواهی آقا را ببینی؟ برگشتم جهت صدا را ببینم، دیدم ماشاءالله حضرت در این جمعیت از همه به قول معروف یک سر و گردن بلندتر بود... و توصیفاتی از حضرت کرد از جمله اینکه گفت «موهای مبارکشان از زیر عمامه تا بناگوششان بود، محاسن پرپشت. دقت کردم و در موهای سر و صورت حضرت یک موی سفید ندیدم». این جوان این را با یک حالت انقلابی به من گفت و رفت. من این جوان را نه قبلش یادم می‌آید دیده باشم، نه بعد از آن. خیلی هم آرزو دارم یک بار دیگر او را ببینم. 

بعد آقای سلیمی آمد و ما را برد خانه‌اش و از جریاناتی که با مرحوم آقای علامه طباطبایی داشت، سخن گفت. خدا رحمتش کند، وفات کرد. آقای طباطبایی هم به ایشان یک اذکاری داده بود. معلوم شد که اهل بعضی حرف‌ها بود. آقای سلیمی گفت: «من
من سی سال همسایه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودم و اُشْهِدُ بِالله، من آقای خامنه‌ای را از دوره‌های جوانی‌اش تا الان نسبت به نسوان معصوم می‌دانم
سی سال همسایه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بودم و اُشْهِدُ بِالله، من آقای خامنه‌ای را از دوره‌های جوانی‌اش تا الان نسبت به نسوان معصوم می‌دانم».
در سفری هم ما به مکه می‌رفتیم. در هواپیما یکی از آقایان روحانیون کنار من نشسته بود، گفت: «در قم یک آقایی است که حالاتی برایش پیش می‌آید که در آن حالات، گذشته و آینده را می‌بیند. ایشان گفته است که در مدینه، کنار حجره حضرت صدیقه طاهره«س»، در محراب تهجد در آن قسمت آخر، نقطه‌ای است که اگر کسی آنجا بنشیند و حداقل صد بار لعن را بگوید، آثاری دارد». لعن هم این بود: «لَعَنَ الله غاصِبِیک وَ ظالِمِیک وَ ضارِبِیک وَ قاتِلِیک یَا فاطمة الزهـــراء (سلام الله علیها)».
 
من این را که آنجا شنیدم، در باطن خودم گفتم در این سفر ما مهمان خانم فاطمه‌ایم و ایشان از اینجا سفره را پهن کرده‌اند. رفتیم مدینه و هر شب که می‌رفتم آنجا این ذکر را بگویم، با اینکه آنجا معمولاً شلوغ است و گاهی آدم می‌ایستد و ناامید می‌شود، ولی هر وقت که رفتیم گویا برایم جا نگه داشته‌اند. در همان نقطه نشستیم و این ذکر را گفتیم. 

بعد رفتیم مکه. در مکه جمعی از دوستان بودند، یک آقایی هم آنجا بود. این دوستان که گاهی حرف‌های بی‌ربط می‌زدند، ایشان ‌گفت: «شما می‌دانید کجا هستید؟ شما که اهل علمید. چرا اینجا وقتتان را به این چیزها صرف می‌کنید؟» به من الهام شد آن کسی که گذشته و آینده را می‌بیند، باید این باشد.. رفتم جلو و گفتم: «شما این ذکر را توصیه کردید؟» پرسید: «شما گفتی؟» جواب دادم: «بله». گفت: «شما امسال دوباره به مدینه برمی‌گردی و مهمان خانم زهرایی». همانی که در ذهنم آمده بود که مهمان خانم زهرا«س» هستم، گفت این سفر برمی‌گردی به مدینه و مهمان خانم زهرایی!. خدا گواه است نه خودم برنامه داشتم برای برگشتن به مدینه، نه از بعثه چنین قراری بود. اتفاقاً آقای ری‌شهری بعد از موسم حج برگشت، بنا شد آقای جنتی بیاید به‌جای ایشان در مدینه، به من گفت: فلانی! من دارم می‌روم مدینه، شما هم بیا با هم برویم و من به اسهلِ وجه، منتظر هم بودم ببینم چگونه می‌روم که این‌جوری جور شد.
از ایشان پرسیدم: «آن نقطه که آدم بنشیند و آن ذکر را بگوید، چه خصوصیتی دارد؟» گفت: «حضرت زهرا«س» وقتی به هوش آمد و سراغ امیرالمؤمنین«ع» را گرفت، فضّه عرض کرد: علی را بردند. حضرت زهرا«س» آمد که با همان حالش امیرالمؤمنین«ع» را نجات بدهد. به آن نقطه که رسید از شدت درد، دیگر از حرکت بازماند و آنجا نشست. نفسی گرفت و بعد رفت. من با تعجب گفتم: «ما روضه‌خوانیم و برای حضرت زهرا«س» زیاد مطالعه کرده‌ایم. این را من در هیچ جا ندیده‌ام. شما این را از کجا نقل می‌کنید؟» آرام گفت: «خودم دیدم. خودم دیدم». دیگر در آن سفر با ایشان مأنوس بودیم.
ایشان گفتند که در مدرسه حجتیه که آقا هم در آنجا حجره داشتند، در همان ایام به آقا گفته بودند که شما در آینده رئیس این مملکتید! نکنه دیگر که ایشان گفت اینکه: «آقای خامنه‌ای گوهر پاکی است... به همین دلیل مکرر خدمت حضرت تشرف داشته است، ولی نشناخته». سال بعد ایشان گفت: «طوبی للخامنه‌ای! طوبی له. وجود مبارک امام زمان ـ‌ارواحنا فداه‌ـ در عرفات با اسم ایشان را دعا می‌کرد».
با توجه به قرائن صدقی که ایشان برای بازگشت ما به مدینه پیشگویی قطعی کرد و همین‌جور شد، من یقین دارم آنکه گفت حضرت زهرا«س» را خودم دیدم، گذشته را هم همین‌ جور می‌بیند و در مورد آقا هم یقیناً درست می‌گفت، هم دعای امام زمان«عج» را و هم تشرفات ایشان را خدمت حضرت.
*جملاتی که آقا در پایان آن خطبه نمازجمعه‌شان خطاب به حضرت حجت«عج» بیان کردند، یک سِرّ عجیبی دارد که هربار که انسان می‌شنود، آتش می‌زند آدم را

۱۳۹۱/۰۴/۱۲ ۱۰:۵۲
غلو بر خلاف تعالیم اهل بیت است.... عقلانیت بالاترین تعلیم اهل البیت است. امام زمان هم فرمودند: هر کس ادعای رؤیت ما را بکند دروغگوست. (2007)
۱۳۹۱/۰۴/۱۳ ۰۱:۱۲
خیلی از این حرف ها نباید گفته می شد. چون شنونده نسبت به گوینده این حرف ها احساس خوبی پیدا نمی کند. در حالیکه خیلی ها در نوبت حج آنقدر می مانند تا از دنیا می روند و سفر حج نصیبشان نمی شود این آقای محترم انگار که به قم می رود وهمینطور آقایی که ایشان را دعوت کرده شاید بیش از سی بار به حج رفته یعنی سی نفر از رفتن حج بخاطر سهمیه بندی محروم شدند.حالا خیلی راحت می آیند و ادعای اخلاص و ...
می کنند . یا مهدی خودت کمکمان کن (2024)
ناصر
۱۳۹۲/۰۴/۰۲ ۱۱:۳۳
سلام
این آقا را از طرف بعثه می برند نه اینکه خودش هر وقت دلش خواست برود.تحقیق کنید این کار از طرف دفاتر مراجع انجام می شود.ضمنا بعضیها هم به عنوان روحانی کاروان اعزام می‌شوند.بهتر است در بعضی حرفهایمان دقت کنیم. (81601)
مانی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳/۰۳/۱۱ ۰۵:۰۸
از طرف بیت هم بره مال بابای بیت نیست که مال من و شماست (231876)
رفیعی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳/۰۶/۲۵ ۱۹:۴۲
بااین حرفات معلومه خیلی ازغافله عقبی.پس تشرفات علامه بحرالعلوم ها مقدس اردبیلی هارو میخوای چگونه ردکنی؟ اشخاصی که امام رارویت کرده انددنبال دکان بازی ویارگیری نیستن و اکثراهم دروقت ملاقات حضرت رانشناخته اند.چشمای پاک وقلب های صاف وعاشق محروم ازدیدارنیستن (251728)
۱۳۹۱/۰۸/۰۵ ۱۴:۲۴
انسان خوب هست که واقعیت راقبول کند وحقیقت را درک کند تابه کی همانند جاهلیت قبل از اسلام لجاجت وسرسختی .به خود بیایید .ودعا به جان این سید اولاد پیغمبر بکنید که اگر نبود سرنوشت ماهم معلوم نبود (9329)
کارایلان
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳/۰۳/۰۷ ۱۳:۳۶
فقط خواب و رویا
تا کی باید از روی خواب برامون تصمیم بگیرن؟ (230720)
اروش
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴/۰۱/۲۰ ۱۴:۴۷
سلام.
به نظر من خوبه که ادم با مطالعه و تحقیق خودش نسبت به چنین بحث هایی نظر بده و قضاوت کنه. (299759)
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۵/۰۴/۲۱ ۱۸:۰۸
جناب آقای صدیقی لطفا پس از تشرفات و زیارت حضرات معصومین اگر وقت کردید به فکر حل مشکل رباخوری بانکهای اسلامی باشید.چراکه ایت الله جوادی در 95/1/11 فرمودند:خدا هیچ کافر و مسلمانی را گرفتار این بانکها نکند.تو رو خدا یک خواب تاپ هم برای این رباخورهای دولتی ببینید.منتظر تعریف شماییم. (340923)